امروز تولد من بود اصلا انتظارشو نداشتم ولی برام مراسم جشن تولد گرفتن. تقریبا غافلگیر شدم.

اخیرا احساس می‌کنم که روزهای عمرم با سرعت بیشتری در حال سپری شدن هستن اوایل که کوچکتر بودم همچین احساسی نداشتم ولی الان حس میکنم که هر کار غیر ضروری  یه نوع وقت تلف کردنه به گذر زمان حساس شدم ، دیگه این حس داره یه جورایی عذابم میده.
ولی خوب برای آیندم برنامه هایی دارم و همینه که منو امیدوار میکنه (قدیمیا هم درست گفتن که آدمی با امید زندست هااا).

پی‌نوشت: یکی از برنامه‌هام رفتنه، آره می‌خوام از اینجا برم . دیگه توی بلاگفا احساس آرامش و امنیت نمیکنم از وقتی متوجه شدم که بلاگفا همین طور خود سرانه و بدون اصلاع قبلی قالب وبلاگمو عوض کرده و قالب پیش‌فرض خودشو گذاشته دیگه حس خوبی بهش ندارم. حس میکنم که این آقای شیرازی که به این راحتی و بدون اجازه دست به ترکیب وبلاگ زیر مجموعه‌هاش می‌بره خب این احتمال هم وجود داره که هویجوری بزنه و یکی دوتا مطلب رو از وبلاگ‌ها پاک کنه یا چه‌می‌دونم اصلا وبلاگ‌هایی رو که خوشش نمیاد حذف کنه! حالا شانس آوردم که بک‌آپ از قالبم داشتم وگر نه که دیگه این قالبم پریده بود رفته بود پی کارش.


پی‌نوشت2: راستی کسانی هم که از طریق خوراک منو دنبال می‌کنن نگران نباشن انشالله اگه رفتیم از اینجا تغییری رو متوجه نخواهند شد. همین‌طور کسانی هم که با آدرس iranew.com به اینجا میومدن هم بازم تغییری رو متوجه نخواهند شد چون آدرس همون آدرس قبلیه فقط blogfa از انتهاش برداشته شده. (با احتمال زیاد برای سال جدید به خونه جدید میرم )

راستی تنهام نذارین هااا دلم میگیره...