سیمرغ در ادیان مختلف

حتماً تاكنون در فيلمها و داستانهاي تخيلي، جسته و گريخته با برخي از اين موجودات افسانه يي آشنايي پيدا كرده‌ايد. مثلاً با نام سيمرغ. سيمرغ نه مختص شاهنامه و افسانه‌هاي كهن ايراني بلكه در داستانهاي اسطوره‌يي ساير ملل نيز با تعابيري كم و بيش متفاوت روايت شده است. حتماً شما خوانندگان مجله در فيلم «داستان بي‌پايان»، شاهد درگيري «كمانگير» نوجوان قهرمان فيلم با گرگ سياهي كه سمبل نابودي است بوده‌ايد.

يكي از اين موجودات افسانه‌يي همين گرگ سياه‌رنگ (معروف به انسان گرگ‌نما) است كه بنا به روايات كهن، اين جانور، انساني بوده كه به هيبت يك گرگ تبديل شده است. در داستانهاي كهن ايراني اژدها موجودي است كه باعث بدبختي مردم مي‌شود. مثلاً آب را از سرچشمه مي‌بندد و نمي‌گذارد كه به شهر برسد، و يا اژدها موجودي تعبير شده است كه هر روز به روستا آمده و تعدادي از جوانان روستا را بلعيده و مي‌رفته است.

 هيچ‌كس هم قادر نبوده وي را از بين ببرد و… در داستانهاي افسانه‌يي چين باستان، اژدها چنين تعبيري ندارد. اژدها نشان قدرت امپراتوري است، سمبل رحمت خداوند بر كشاورزان و فقراست. در بيشتر فيلمهاي ساخت چين، نشان سمبليك اژدها ديده مي‌شود. چيني‌ها در جشنها و مراسم مذهبي و يا بالماسكه‌ها از اين سمبل بيشترين استفاده را مي‌كنند تا به‌نوعي آئينها و آداب و رسوم باستاني خود را به‌نمايش گذاشته و زنده نگه دارند.

در داستانهاي افسانه‌يي ساير ملل نيز موجودات ديگري وجود دارند كه هر يك بيانگر تعابيري بوده‌اند كه خود بر زندگی اجتماعی، سنن ملي و حتي فرهنگ و ادبيات آن جامعه تأثير گذاشته‌اند. در نوشتة های حاضر قصد داريم كه تعدادي از اين موجودات افسانه‌يي مانند سيمرغ، اژدها، اختاپوس دريايي، اسب بالدار، اسب شاخدار، شير پرنده، سگ نگهبان دنياي مردگان، زن شيرنشان، و انسان گرگ‌نما را كه در فرهنگ بعضي ملل ـ با تفاوتهايي ـ مشترك بوده و يا در ميان مردم ساير كشورها خاص همان منطقة جغرافيايي بوده و بخشي از ادبيات و سنن ملي آن كشورها را سمبليزه مي‌كند معرفي كنيم.

 سيمرغ ( Phoenix ) سيمرغ بيانگر فناناپذيري، رستاخيز و زندگي بعد از مرگ است. در اساطير يونان و مصر باستان سيمرغ با خداي خورشيد مترادف است. بنا بر عقيدة يونانيان، سيمرغ در سرزمين عربستان نزديك چشمه‌يي خنك زندگي مي‌كرد. هر سپيده‌دمان، خدايان خورشيد ارابة خود را متوقف مي‌كرد تا به آواز زيباي اين پرنده كه در چشمه‌يي مشغول شناكردن بود گوش سپارد. در آن زمان فقط يك سيمرغ بود كه زندگي مي‌كرد. سيمرغ وقتي احساس كرد كه مرگش نزديك شده است آشيانه‌يي از چوب معطر فراهم كرد، آن را به آتش كشيد و سپس خود در ميان شعله‌هاي آتش فنا شد. سيمرغ جديدي از ميان هيمه‌هاي آتش ظاهر شد. خاكستر سيمرغ فناشده را موميايي كرده و در داخل تخمي قرار داد و با صمغي آن را اندود و خود به‌سمت شهر خورشيد پركشيد و تخم را در محراب خدايان خورشيد به وديعه گذاشت.

در اساطير مصر باستان معمولاً از پرنده‌يي به‌نام حواصيل مترادف سيمرغ نام برده مي‌شود ولي در ادبيات كلاسيك، سيمرغ را مترادف با طاووس يا عقاب مي‌دانند. .

در چين باستان حدود 2800سال قبل از ميلاد مسيح، فوهسي امپراتور چين در دست نوشته‌يي خاطرنشان كرده بود كه روزي يك پرندة عجيبي را ديده است كه اشاره به سيمرغ بود. وي علائمي شبيه حروف مورد استفادة زبان چيني بر روي نيم‌تنة اين پرنده مشاهده كرده بود و از همين‌جا بود كه منشأ خط زبان چيني را به خطوط منقوش بر روي اين پرنده نسبت مي‌دهند. بنا به عقيدة چيني‌ها، سيمرغ نر و ماده هنگامي كه واقعة شگفت‌انگيزي براي خورشيد اتفاق مي‌افتد ظاهر مي‌شوند.

 سيمرغ نر سمبل خورشيد و سيمرغ ماده سمبل ماه است. امپراتور هوانگ‌دي در سال2678 قبل از ميلاد مسيح، در بيستمين سال حكومتش نوشت: ابرهاي درخشاني در آسمان ظاهر شدند، وقتي كه او سوار بر قايقي بر رودخانة Yuan Hoo حركت مي‌كرد در جايي كه به نقطة انشعاب با رودخانة Lu مي‌رسد دو سيمرغ نر و ماده را مشاهده مي‌كند. آنها از هيچ حشره‌يي تغذيه نمي‌كردند. از علفهاي موجود نيز استفاده نمي‌كردند. تنها غذاي آنها قطرات شبنم بود. مدتي بعد آنها را ديد كه بر روي قرنيز سرسراي قصر خود آشيانه ساخته بودند. سيمرغ ماده با صداي آواز خوش سيمرغ نر به جست و خيز مي‌پرداخت. سيمرغ ماده رنگي همانند رنگين‌كمان داشت.

در افسانة ديگري از امپراتوران چين باستان آمده است: امپراتور وان خواب ديد كه در هاله‌يي از خورشيد و ماه پوشانده شده است. سيمرغي را بر قلة كوه K ' e مشاهده كرد. ششمين روز از اولين ماه بهار بود. امتداد پنج ستاره در آسمان شهر Fang به‌هم مي‌پيوست. سپس سيمرغ نر و ماده بر روي آسمان پايتخت امپراتور وان ظاهر شدند كه نوشته‌يي را بر منقار خود داشتند و روي آن نوشته شده بود امپراتور ين فاقد هرگونه اصول و عقايدي است و فقط سركوب و آشفتگي را در اين سرزمين حاكم كرده است. در جاي ديگري آمده است: امپراتور چينگ در باغ قصرش قدم مي‌زد. در كنار درختي نشست و مشغول نواختن عود گرديد. دو سيمرغ در كنارش ظاهر شدند. امپراتور اين واقعه را به فال نيك گرفت و در معبد Ho فريضة قرباني به‌جا آورد. در افسانه‌هاي چين باستان سيمرغ اتحاد بين دو امپراتور ين و يانگ را سمبليزه مي‌كند، يكي مظهر صلح و ديگر مظهر تفرقه.

چيني‌ها بر اين عقيده بودند كه هر وقت كه امپراتور جديد بر تخت سلطنت جلوس مي‌كرد سيمرغ نيز هم‌زمان ظاهر مي‌شد. خورشيد بالدار كه سمبل مصريان،آشوريان و بابليان است نيز از پرندة سيمرغ به‌نام «پرندة خورشيد» الهام گرفته است.

مورخين يونان باستان چون هرودوت و ديودورس نوشته‌اند كه روحانيون مصري با محاسبات رياضي بازگشت سيمرغ مصري كه به‌نام Bennu شناخته مي‌شود را ثابت كرده‌اند. سيمرغ يك پرندة شگفت‌انگيز افسانه‌يي در منطقة عربستان بود. گفته مي‌شد كه سيمرغ جثه‌يي به اندازة عقاب و رنگي قرمز مايل به زرد داشت. پروبال طلايي او و آهنگ دلپذير صدايش شگفتي او را دوچندان كرده بود. آن زمان فقط يك سيمرغ در قيد حيات بود و داراي عمري طولاني كه محدودة عمرش به 500سال مي‌رسيد. هنگامي‌كه مرگ سيمرغ نزديك شد آشيانه‌يي از شاخه‌هاي معطر براي خود ساخت، آن‌را به آتش كشيد و خود در ميان آتش خودساخته سوخت. از ميان خاكستر سيمرغ سوخته و بنا به گفتة بعضي از منابع ديگر، از ميان شعله‌هاي آتش سيمرغ جديدي متولد شد. مصريان باستان سيمرغ را به آرزوهاي فناناپذيري نسبت مي‌دهند و اين فلسفه در تمدن آنها انگيزش قوي‌اي را ايجاد كرد و نماد آن در سراسر مديترانه آن روزگار باستان گسترش يافت.

حوالي قرن اول ميلادي اسقف اعظم روم اولين مسيحي بود كه افسانة سيمرغ را به‌عنوان نشانه‌يي از روز رستاخيز و زندگي پس از مرگ تعبير كرد. هم‌چنين سيمرغ هميشه با روم جاويد و پايدار مقايسه مي‌گرديد و در سكه‌هاي فرمانروايي روم باستان به‌عنوان شهر ازلي ضرب مي‌شد.
در اساطير چين باستان سيمرغ سمبل حد اعلاي پرهيزگاري، اقبال، قدرت و خوشبختي است. سيمرغ براي چينيها پرنده‌يي است كه آزارش به كسي نمي‌رسد. سمبل خاص ملكه است و فقط ملكه مي‌تواند لباسي كه سمبل سيمرغ روي آن هست بر تن كند. كسي كه از جواهري با نشان سيمرغ استفاده مي‌كند بدين‌معني است كه وي فردي است با ارزشهاي اخلاقي والا و شخص مهمي به‌شمار مي‌آمد. رنگ سيمرغ چيني را تركيبي از رنگهاي اصلي ـ مشكي، سفيد، قرمز، سبز، زرد ـ تشكيل مي‌داد.

در داستانهاي قديمي اروپائيان سيمرغ را به اين‌صورت توصيف كرده‌اند كه در بهشت در زير درخت دانش، بوتة گل رزي روئيده بود. از اولين بوتة گل رز پرنده‌يي متولد شد. پرواز او مانند تلألو نور بود، پرهاي بسيار زيبايي داشت، آوازش سحرانگيز بود. اما وقتي حوا ميوة درخت دانش را كند و متعاقباً به‌همراه آدم از بهشت رانده شدند از شمشير يكي از فرشتگان آسماني شراره آتشي روي لانة اين پرنده افتاد و لانه را به آتش كشيد. پرنده خود در ميان شعله‌هاي آتش سوخت ولي از تخم قرمز رنگي كه در آشيانه بود پرندة جديدي به آسمان پر كشيد. اين پرنده سيمرغ نام گرفت.

سيمرغ هر 100سال يكبار خود را به آتش مي‌كشد. از آتش متولد مي‌شود و در آتش نيز براي تولد دوباره فنا مي‌شود. هر زمان فقط يك سيمرغ در جهان در قيد حيات است.

فردوسي در قسمتي از شاهنامه به زندگي پرفراز و نشيب خاندان سام مي‌پردازد. خانداني كه حكايتهاي زندگي آنان بزرگترين حماسه‌سرايي تاريخ است.

حال به داستان سيمرغ از زبان شاهنامه مي‌پردازي: سالهاي بسيار از ازدواج سام، آن يل نامدار گذشته بود اما او هنوز در شوق داشتن فرزند مي‌سوخت. همسر او نيز مشتاق فرزند نيكويي بود. آنان بسيار به درگاه خداوند راز و نياز كردند تا اين‌كه همسر سام متوجه شد باردار گشته است. پس سام ايزد يكتا را بسيار شكر گفت و از آن پس چشم‌انتظار فرزند بود تا چراغ خانه‌اش را روشن كند. با اين حال چه كسي از حكمت خداوند باخبر است؟

موسیقی درمانی

از بدو خلقت انسان، نيازهاي متنوعي(اعم از جسمي و رواني) با او همراه بوده كه براي برآورده ساختن اين نيازها سازگاري با محيطش به ابزارهايي نياز داشته است. هنر به عنوان يكي از وسايل اوليه ي سازگاري بشر در خدمت نيازهاي كمال جويي و زيبا طلبي و از طرف ديگر، آرامبخش ناراحتي ها و سختي هاي زندگي او بوده است.

 موسيقي شكلي از هنر است كه احساس، عاطفه، ادراك و شناخت انسان را بدون نياز به تكلم و زبان منتقل مي كند. استفاده ي بشر از موسيقي، امري آسان و قابل دسترس بوده است، چون ريتم و ملودي، به عنوان دو ركن اساسي موسيقي، در سرشت انسان وجود داشته و از طرفي آواگريها و حركات ريتميك نيز نيازي به تكلم نداشته است. از اين رو در بيشتر قبايل ابتدايي مراسم و آيين هاي مختلف موسيقيايي كه وسيله اي براي ابراز همبستگي جمعي و از بين بردن ترس ها و غم ها و ايجاد آرامش و شادي و اراده در بين افراد قبيله بوده برگزار مي شده است.

 موسيقي زبان آرزوها، انتظار ها و عواطف بشري است و هر قوم و ملتي بر حسب ويژگي هاي عاطفي و فرهنگي خود، موسيقي خاصي دارد. با درك موسيقي، عواطف زيبا، همدردي و تفاهم بيشتر قلبي ميسر خواهد شد.

پژوهشگران توصيه مي كنند كه والدين روزانه يك ساعت براي فرزندان كوچك خود موسيقي پخش كنند. اين عمل موجب بهتر شدن وضعيت تغذيه، خواب و افزايش وزن آنها مي شود.

 موسيقي و درمان از ابتداي تاريخ، بشر از موسيقي براي شفاي بيماران استفاده مي كرده است. براي مثال؛ ريتم طبل ها در مراسم شفابخش جادوگران و درمان گران نقش مهمي داشته است.
 ارسطو مي گويد: از موسيقي مي توان در بسياري از شئون زندگي، تربيت، سرگرمي، درمان، خوشگذراني و تعديل احساسات و عواطف استفاده كرد. (منتهي تصريح مي كند كه گرچه پر كردن اوقات فراغت، امري لازم است، ليكن بايد با نوعي از موسيقي مفيد و تعالي بخش پر شود).
 فارابي موسيقي را با سه خاصيت مطرح مي ساخت: احساس انگيز، نشاط انگيز، خيال انگيز و يا تحت شرايطي هر سه خصوصيت را دارا مي باشد. نغمه هاي موسيقي بر حسب تركيب فواصل و ريتم داراي ارتعاشات خاصي هستند كه با تحريك ارتعاشات سلول هاي عصبي احساس و انگيزه اي را تقويت، تضعيف و يا منتقل مي سازند.

 اگرچه فوايد درمان با موسيقي از دوران هاي قبل مطرح بوده است، اما تا قبل از اينكه در قرن اخير به عنوان يك رشته تخصصي شناخته شود خوب معرفي نشده است. امروزه از تأثير و فوايد موسيقي در مراحل مختلف رشد و زندگي انسان (از دوره جنيني تا سالمندي) گياهان و جانوران سخن به ميان مي آيد، و از تغييرات آن بر روي سيستم هاي حسي حركتي، هيجاني-عاطفي، ترشح غدد، هوشياري و آگاهي و شناخت فرد بحث مي شود.

 به گفته پژوهشگران مركز پزشكي نيويورك، شنيدن موسيقي هاي كلاسيك و حتي موسيقي جاز موجب كاهش اضطراب و افزايش تحمل درد بيماران مي شود. (تنسي ويليامز) مقدمه اي بر موسيقي درماني شايد تا كنون مطالبي در روزنامه ها، مجلات، محل كارتان يا در بين مردم درباره "موسيقي درماني" خوانده يا شنيده باشيد.

 موسيقي درماني يك رشته جديدي است و فقط به مدت پنجاه سال است كه به عنوان يك تخصص كلاسيك و حرفه اي توسعه پيدا كرده است. بر طبق تعريفي كه " انجمن ملي موسيقي درماني" (NAMT) ارائه داده است، موسيقي درماني عبارتست از " كاربرد موسيقي تأمين، حفظ و بهبود سلامت جسماني و رواني در واقع موسيقي درماني كاربرد منظم موسيقي است، بطوريكه موسيقي درمانگر مستقيما" در يك محيط درماني، تغييرات دلخواه را در عواطف و رفتار درمانجو ايجاد مي كند.... ) به طور خلاصه در موسيقي درماني با استفاده از موسيقي، كه يك رسانه هنري خلاق است، به افرادي داراي مشكلات گوناگون، به منظور دستيابي به بهداشت رواني و جسمي آنان كمك مي شود.

 موسيقي درماني در درمان افرادي كه ناتواني هاي مختلفي از جمله عقب ماندگي ذهني، تأخير يافتگي رشدي، معلوليت جسمي، بيماري رواني و... داشته اند، به طور موفقيت آميزي جواب داده است. موسيقي درمانگر، اهداف و مقاصد را بر اساس نيازهاي خاص درمانجو دنبال مي كند.

 فنون مختلفي براي پيشبرد اين اهداف استفاده مي شود.براي مثال، آواز خواندن مي تواند به افراد مبتلا به بيماري آلزايمر كمك كند تا حافظه دراز مدتشان را به كار اندازند، نواختن آلات موسيقي با همسالان يا درمانگر مي تواند مهارت هاي ميان فردي را افزايش دهد و كاركردهاي اجتماعي را بهبود بخشد. از همه مهمتر اينكه افراد احساساتشان را در روشي مطمئن و لذت بخش بوسيله نواختن موسيقي، گوش كردن به موسيقي و رقصيدن به همراه موسيقي بيان مي كنند. البته موسيقي درماني فقط در خدمت افرادي كه داراي انواع مختلف ناتواني ها هستند به كار برده نمي شود، بلكه در شرايط مختلف پزشكي نيز سودمند است. از جمله كاهش فشار رواني يا درد، زايمان، توانبخشي بيماران سكته اي و مبتلايان به بيماري پايانه(بيماري هايي كه علاج ناپذيرو مرگبار هستند، مثل ايدز).

 مساله عمده كه در اينجا براي درمانگر مطرح است كاهش درد و تحمل آن در شيوه درمان است و يا كمك به بيمار براي دستيابي به كاركردهاي بهينه. موسيقي درماني رشد فزاينده اي در كشورهاي مختلف جهان و در عرض سال هاي اخير داشته است و كارهاي درماني متعددي توسط موسيقي درمانگران صورت پذيرفته است و اين امر تأكيد گرديده كه اساسا" موسيقي در درمان اشخاص مبتلا به وضعيت هاي مختلف پزشكي كارآئي بسياري دارد. اين مقاله كوتاه به شما يك ديد كلي درباره اينكه " موسيقي درماني چيست؟" ارائه داده است. اين مقاله فقط بخش كوچكي از اين رشته حرفه اي عظيم را معرفي كرده است و به عنوان يك كليت در اين باره نمي تواند نتيجه گيري شود. موسيقي سنتي ما با اصالت و ريشه هاي عميق فرهنگي قابليت بسياري براي گسترش و تدوين هاي تازه اي از جانب استادان موسيقي دارد.

دكتر داريوش صفوت موسيقيدان برجسته معاصر نقل مي كرد كه مرحوم عبدالحسين شهبازي بيست دقيقه در كنار بستر بيماري كه پزشكان از او قطع اميد كرده بودند سه تار نواخته و پس از 20 دقيقه حال بيمار بهبود يافته و خطر رفع شده است.

 اگر شما به اين رشته علاقمنديد، مي توانيد براي گرفتن اطلاعات بيشتر در اين باره با سازمان هاي حرفه اي به رايزني بپردازيد، يا مي توانيد با هر بيمارستان يا مدارس آموزش ويژه كه خدمات يا برنامه هاي موسيقي درماني را تدارك مي بينند مشورت كنيد.

همه چیز درباره محسن چاوشی

محسن چاووشي بدون ترديد يكي از محبوب‌ترين خواننده‌هاي پاپ است. چاوشی متولد سال 1358 در شهر آبادان است. در يك خانواده هشت نفري بزرگ شده و ليسانس حسابداري دارد و موفقيتش را مديون لطف و محبت‌هاي مادرش مي‌داند. با او گفتگويي انجام داديم كه گوشه‌هايي از آن را مي‌خوانيد:

 نسبت به آلبوم اولم تغييرات زيادي كردم، اون روزها خيلي كم سن و سال بودم، هيچ چيزي از دنياي موسيقي حرفه‌اي نمي‌دانستم اما حالا ديدگاهم نسبت به موسيقي عوض شده است. اوايل كه كارم رو شروع كرده بودم، همه مي‌گفتند از فلان خواننده تقليد مي‌كنم اما رفته‌رفته صداي من پخته‌تر شد و خشي كه با بالا رفتن سن و تمرين زياد در صدايم ايجاد شد، باعث گشت صدايم از آن خواننده متمايز شود.
 شايد خواننده مجاز نباشم اما تا به حال كار بدي را نخوانده‌ام. من براي موسيقي و مخاطبم حرمت قائلم و هيچ‌وقت حاضر نيستم كار ضعيفي را به آنها ارائه بدهم.
از اجراي ترانه «نفرين» بسيار پشيمانم البته من براي كار خانم حيدرزاده ارزش زيادي قائلم ولي به نظر من هيچ‌وقت يك عاشق نمي‌تواند معشوقش را نفرين كند چون او روزي انتخابش بود به همين خاطر با خواندن شعر«دستاي من عمري نمك خورده دستاي توئه، هر جوري نفرينت كنم آخر نانجيبيه» خواستم به نوعي آهنگ «نفرين» را جبران كنم. در رابطه با گرفتن مجوز، بدشانسي آوردم. آلبوم اول من در آستانه گرفتن مجوز بود حتي چند اصلاحيه هم به آن وارد شده بود اما تنها چند روز مانده به انتشار آلبوم، كار روي اينترنت پخش شد البته در اين رابطه خودم هم بي‌تجربگي كردم چرا كه كار را دست چند نفر سپردم. آنها هم رفاقت را در حقم تمام كردند و كار را روي اينترنت گذاشتند.

قبلا اصلا آهنگ‌هاي با كلام را گوش نمي‌دادم و تنها موسيقي‌هاي بي‌كلام ريچارد كلايدرمن را گوش مي‌دادم اما خب مدتي است به اصرار دوستانم كار سايرين را هم گوش مي‌دهم. آلبوم جديدم «يه شاخه نيلوفر» نام دارد كه احتمالا به زودی به بازار مي‌آيد. اين آلبوم نسبت به كارهاي قبلي‌ام فاخرتر است. در اين آلبوم، هم راك خوانده‌ام، هم اسلو و ترانس. تنظيم آلبوم جديدم بر عهده خودم است، البته كار شهاب اكبري هم خيلي خوب بود. من همين جا ازش تشكر مي‌كنم، منتهي احساس كردم خودم بيشتر از سايرين از حال و هواي آلبومم باخبرم البته محمدرضا آهاري هم در تنظيم آهنگ‌ها كمك كرد.
شعر آلبوم هم مانند گذشته برعهده حسين صفا، امير ارجبين و اسلام محمدي است. آنها از دوستان بسيار نزديك و صميمي من هستند و با فضاي كاري‌ام كاملا آشنا هستند. با اينكه پيشنهادهاي زيادي براي تنظيم و آهنگسازي ساير خواننده‌ها داشتم ولي ترجيح مي‌دهم براي خودم كار كنم چرا كه سبك من مختص به خودم است و نمي‌تواند كمك زيادي به ديگران بكند.

از ميان كارهاي خودم به «عشق دو حرفي» و «براي پاييزي» و «متاسفم» علاقه بيشتري دارم. خيلي دوست ندارم از من عكس و تصوير جديدي چاپ شود چرا كه اگر من از خودم عكس و تصويري به بازار بدهم، مسئولان فكر مي‌كنند من به دنبال مطرح كردن خودم به شكل غيرمجاز هستم.

مدتي قبل شايعه شده بود كه مي‌خواهم از ايران بروم در حالي كه من هيچ‌وقت به اين مسئله حتي فكر هم نكردم. من دوست دارم در مملكت خودمان و براي هموطنانم بخوانم تا در غربت... در مورد فيلم «سنتوري» و حواشي آن تا به حال حرف‌هاي زيادي زده شده ولي آن چيزي كه مسلم است، صداي من باعث عدم اكران اين فيلم نشده چرا كه بعد از حذف صدايم هم مشكل اكران «سنتوري» همچنان پابرجاست.

شايعاتي كه در مورد اختلاف من و رادان وجود دارد را به طور كامل تكذيب مي‌كنم. من و بهرام نه تنها هيچ‌گونه مشكلي با هم نداريم، بلكه مرتب با هم در تماسيم. «سنتوري» بدون ترديد به لحاظ هنري براي من سودمند بود اما از لحاظ مالي منافع من در نظر گرفته نشد.

پيشنهادهاي زيادي براي بازيگري دارم اما خودم تمايل چنداني براي حضور در اين عرصه ندارم، ترجيح مي‌دهم كه فعلا در يك حرفه فعاليت كنم. ديگر قصد دوصدايي خواندن را ندارم...! با وجود مشكلاتي كه بر سر راه خوانندگي‌ام وجود داشت اما هيچ‌وقت دلسرد نشدم چرا كه اين كار را با عشق انجام مي‌دهم.
اوايل فقط براي دل خودم كار مي‌كردم اما وقتي علاقه مردم را ديدم، تصميم گرفتم ديدگاهم را راجع به ترانه‌هايم عوض كنم.

در آلبوم جديدم ديگر از كارهایي نظير «نامادري» و «نفرين» نمي‌خوانم... شايد باور كردنش هم براي شما مشكل باشد اما من از موسيقي درآمدي نداشته‌ام. مدتي قبل به دليل مشكلاتي كه بر سر راه خواندنم به وجود آمده بود، حسابي دلزده شده و قصد داشتم ديگر نخوانم اما دوستانم با من صحبت كردند كه براي موفقيت بايد جلوي مشكلات ايستاد، نه اين‌كه ميدان را خالي كرد.

فنگ شويی

فنگ شويی اساساً يک دانش محيطي است و ريشه هاي ساده اي دارد. فنگ شويي به ما فرصت مي دهد که سلامتي، شادکامي و رفاه را از طريق تغيير در نحوه زندگي و هماهنگي با دنياي اطرافمان به دست آوريم.فنگ شويی به ما مي آموزد که چگونه براي خودمان محيطي فراهم کنيم تا در آن احساس امنيت و آرامش بيشتري داشته باشيم.

 تاريخچه فنگ شويي
اگرچه ثابت شده است که فنگ شويي قدمتي بيش از 5هزار سال دارد و خاستگاه آن نيز کشور چين است ولي هنوز تاريخچه مشخص و مستندي از چگونگي نحوه ايجاد اصول آن در دست نيست. البته عده اي بر اين عقيده اند که در آن زمان ها فردي به نام فو هسي (Fu Hsi) در دهکده اي به نام لو در کشور چين زندگي مي کرد. در اين دهکده رودخانه اي نيز با همين نام جاري بود که طغيان هرساله آن، خسارات بسياري را به مردم روستا و محصولات کشاورزي آنها وارد مي ساخت. اين موضوع براي اين فرد به يک دغدغه مهم ذهني تبديل شده بود و همچنان مي کوشيد تا بتواند براي حل اين مشکل راهکاري بيايد که بالاخره يکي از روزها که از بالاي کوه نظاره گر مسير رودخانه و جريان آب بود، فکري به ذهنش خطور کرد که براساس آن نه تنها توانست با تلاش هاي فراوان و ايجاد تغييري در مسير رودخانه از طغيان آب و خسارات ناشي از آن جلوگيري کند، بلکه بسياري از مشکلات ديگر زندگي آن دوران و پس از آن را حل کند.

فنگ شوي

پس از گذشت چند سال فو هسي به پادشاهي رسيد و با الهام از همان اصول، قوانين جديدتري را طراحي کرد که در ساختمان کاخ هاي شخصي اش به کار گرفته مي شد. به همين دليل او را پايه گذار فنگ شويي مي نامند ولي با تمام اين تفاسير، هنوز سندي قطعي دال بر صحت و سقم اين جريان وجود ندارد. سال هاي بعد از آن نيز امپراتور ديگري به نام ون (King wen) راه فو هسي را ادامه داد و به تلاش براي شناخت قدرت هاي زمين و انرژي و تکميل اصول فنگ شويي ادامه داد. ساخت بناهاي آن دوره به خوبي نشانگر اجراي قوانين فنگ شويي در مراحل ساخت و ساز هستند. البته لازم به ذکر است در اين دوران تنها اجازه استفاده کاربردي از قوانين فنگ شويي خاص درباريان و فقط براي ساخت عمارت هاي آنها بود و مردم عادي از به کار بردن آنها محروم بودند.

در فنگ شويی هر چيزي در دنياي اطراف ما روي جسم و روح و حتي دريافت هايمان از زندگي و طبيعت تاثير مي گذارد. در واقع مهمترين پيام فنگ شويي اين است که با طبيعت زندگي کنيم نه آنکه آن را براي زندگي مان تغيير داده يا از بين ببريم. با توجه به تمام تعاريف مختلفي که از فنگ شويی ارائه مي شود و با توجه به آنکه در کشور چين اين هنر، همه جوانب زندگي طرفداران بسيار آن را از تغذيه و درمان گرفته تا ورزش و هنر، تحت تاثير قرار داده است، ولي حتي در آنجا نيز به عنوان مذهب به حساب نمي آيد.

بايد اذعان داشت اطلاق عنواني خاص به فنگ شويی کار چندان ساده اي نيست. عده اي از متخصصان آن را علم و عده اي ديگر آن را هنر و برخي هر دو آن مي دانند که البته همه آنها يک هدف مشترک را دنبال مي کنند و آن هم ايجاد توازن و هماهنگي و گسترش جريان انرژي طبيعي در محيط زندگي است. اين محيط فضاي خانه، کار و حتي شهر را نيز دربرمي گيرد. به طور کلي فنگ شويي به عقيده برخي از متخصصان، به عنوان مادر علوم طبيعي به حساب مي آيد. تعريف ديگري از فنگ شويي مي گويد؛ فنگ شويي علم و هنري چيني است که محيط هر فرد را با الگوهاي جهاني که در طبيعت به ارث گذاشته شده است، هماهنگ مي کند يعني در واقع فنگ شويي هنري کامل، براي زندگي در يک محيط موزون و متعادل است.

بسياري از ما راجع به فضاهايي که در آنها زندگي و کار مي کنيم و همچنين ميزان اهميت آنها مطلع هستيم ولي اغلب ما از مقدار تاثير نيروهاي طبيعت، جهت باد و خورشيد، انرژي هاي زمين و کيفيت آنها و بسياري عوامل تاثيرگذار ديگر مانند آنها بر اين محيط ها بي اطلاعيم. فنگ شويي به ما کمک مي کند تا با تمام اين جوانب آشنا شده و با کاربرد اصول آن، جريان انرژي اطرافمان را طوري افزايش داده و هدايت کنيم که به حفظ اهداف ذکرشده در فوق (سلامتي، شادابي، موفقيت و رفاه) بينجامد. در واقع با شناخت اين انرژي ها که در وجود ما و جهان اطرافمان جريان دارد، مي توانيم محيط زندگي و کارمان را براي رسيدن به آن اهداف آماده سازي کنيم.

امروزه بسياري از شرکت هاي غربي امريکايي و اروپايي نيز جهت پيشبرد منافع شان از اين علم در انتخاب موقعيت محل، چگونگي ساخت، مکان موردنظر، نقشه، معماري و دکوراسيون داخلي آن و بسياري موارد ديگر از کارشناسان اين امر کمک مي گيرند. به عنوان مثال در کشور انگلستان فروشگاه هاي برند مارکس اند اسپنسر، ساختمان آژانس هوايي ويرجين و ساختمان هاي بسياري از شرکت ها و رستوران هاي موفق براساس فنگ شويي ساخته و دکور شده اند.

خواب راحت با فنگ شوی
قرار دادن صحيح تخت يا رخت خواب امری مهم برای داشتن خواب مناسب است. در فنگ شويی توصيه های فراوانی برای قرار دادن محل مناسب جهت خوابيدن وجود دارد که در زير به برخی از آنها اشاره می کنم:

هرگز به صورتی نخوابيد که پاهايتان به سوی در ورودی اتاق باشد.هرگز در جايی نخوابيد که بالای سرتان مقدار زيادی کتاب وجود داشته باشد. کتابها بايد درون قفسه کتاب باشند و قفسه دارای در باشد.زير تخت خود را خالی کنيد. نگذاريد فضای خالی زير تخت به انباری مبدل شود. شما شبها روی همين وسايل می خوابيد و همين باعث می شود تا خوابهای ناراحت داشته باشيد.

ملحفه های خود را مرتب عوض کنيد. رنگ آنها نيز مهم است. ملحفه های آبی يا تيره باعث سرد شدن بدن و داشتن خواب عميق می شود. اگر برای بيدار شدن در صبح، دردسر داريد بهتر است از رنگهای روشن استفاده کنيد. بعلاوه بعد از شستن ملحفه ها حتماً آنها اطو کنيد. گرمای اطو به آنها انرژی می دهد و خوابيدن روی ملحفه تميز و صاف ارزش دادن به خواب است. اگر شما به اندازه متوسط بخوابيد، حدود يک سوم عمر خود را در خواب سپری می کنيد. بنابراين قسمت مهمی از عمر شما در خواب طی می شود.

اگر نزديک پنجره می خوابيد دست کم نيم متر با آن فاصله بگيريد و شبها پرده اتاق را بيندازيد. مهم نيست شما در منطقه گرمسير يا سردسير زندگی می کنيد، پنجره محل مکش انرژی اتاق به بيرون است و همين امر نيروی شما را در خواب ضعيف می کند.هيچ وقت بعد از بلند شدن از خواب با لباس خواب در اتاق راه نرويد. لباسهايی که با آنها خوابيديد، انرژی خواب را به خود جذب کرده اند که انرژی سرد و سکون است. شما بعد از بيدار شدن از خواب به حرکت در زندگی نياز داريد. بنابراين آنها را عوض کنيد. بهتر است بعد از در آوردن لباسهای خواب، آنها را برای مدت يکربع روی بند لباس بيندازيد تا هوا بخورند. اگر بتوانيد آنها را آفتاب بدهيد که خيلی عالی است.
در اتاق گل وگياه فراوان قرار ندهيد . گلها و گياهان شبها دي اكسيد كربن پس مي دهند .

حیوانات چگونه با هم صحبت می‌کنند؟

دنياي حيوانات، دنياي پر رمزورازي است، دنيايي که از ديرباز بشر جستجوگر را به دنبال خود کشانيده وهر روز او را با کشف جديدش شگفت زده کرده است. اگر چه اکنون در اقصي نقاط دنيا دانشمندان ومحققان بسياري مشغول به بررسي و مطالعه در ابعادگوناگون زندگي آنان مي باشند ولي هنوز رازهاي زيادي بر آنها پوشيده مانده که مهمترين و در عين حال شگفت انگيزترين آنها را مي توان زبان حيوانات دانست که اين امر حتي موجب پديد آمدن شاخه اي جديد، در علم «رفتاری حيوانات» به نام «صداشناسي زيستي» گرديده است.

دانشي که سعي دارد به نشانه هاي صوتي حيوانات پي ببرد و در اين راه به نتايج قابل توجه اي نيز دست يافته است. اين که حيوانات هم مي توانند «با هم تکلم کنند، به گفتگو بپردازند، شورا تشکيل دهند، مشاوره کنند، کلام هاي عاشقانه بگويند، جشن بگيرند و يا در موقع عزا و ناراحتي، نوحه سرايي کنند.» و شايد قابل تامل باشد که بدانيد اگر چه حيوانات پاي بند قلمرو، خانواده، نژاد و غزايز خود هستند ولي جز در مواردي استثنايي (که براي خود تعريفي خاص دارند) تمامي مشکلات و احتياجات روزانه خود رااز طريق کلام برطرف کرده و هرگز از وسايل دفاعي خود براي همنوعشان استفاده نمي کنند. با ما همراه شويد تا از دستاوردهاي جالب و خواندني دنياي ارتباطات حيوانات مطلع گرديد.

تعيين قلمرو
قلمرو پرندگان چقدر است و تا کجاست؟ آيا مي دانيد مهمترين عاملي که اندازه قلمرو را تعيين مي کند اين است که اندازه قلمرو بايد چنان باشد که نرو ماده اي که در آن زندگي مي کنند در هر فاصله اي از يکديگر بتوانند بدون زحمت، خبرهاي يکديگر را درک کنند. که البته اندازه اين قلمروها در پرندگان بسيار متفاوت است، مثلا قلمرو اين طور تعيين مي شود که اگر پرنده اي در آشيانه ايستاده باشد، بتواندديگري را در آن جا نوک بزند. مرغ شاهدانه خوارقطعه زميني را براي خود نگه مي دارد که بين 10 تا 250 متر مربع است، مساحتي را که بلبل در اختيار مي گيرد، خيلي زياد و از 1200 تا 2000 متر مربع مي باشد. تحقيقات «پروفسور کنراد لورنس» درمورد غازها به شکل منظمتري صورت مي گيرد بدين ترتيب که وقتي محل سکونت خود را يافتند، هفت مرتبه پشت سر هم قارقار مي گويند و معني آن اين است که مزاحم ما نشويد، ما اينجا خوراکي داريم و وضع خوب است. اگر شش مرتبه قارقار کنند معني آن اين است که بايد سرعت کمتر شود، و اگر فقط سه مرتبه صدا کنند يعني دقت کنيد; آهسته تر پيش رويم.

انتخاب همسر و تشکيل خانواده
ارتباطات ما بين حيوانات و با جهان پيرامونشان به غير از گونه هاي معدودي از حيوانات که از طريقي غيرکلامي و با نشانه هايي مانند ايجاد رايحه، نور، برق و... صورت مي گيرد، اغلب به صورت اداي صوت و از طريق تارهاي صوتي انجام مي پذيرد.
ايجاد صوت در پرندگان در هنگام جفت گيري به منظور تشکيل خانواده شايد يکي از زيباترين وشگفت انگيزترين جلوه هاي عالم خلقت باشد. با وجودي که اندام صوتي در پرندگان نر و ماده تفاوتي ندارند، ولي آواز خواندن اغلب مخصوص پرندگان نر است. اگر چه آوازهاي عاشقانه گونه هاي مختلف پرندگان متفاوت است اما همه آنها يک معني را مي رسانند «من تنها و مجردم، قلمرويي در اختيار وبه دنبال همسري مي گردم. » مثلا «سبز قباي نر» مي تواند در يک روز، اين اطلاعيه را 2340 بار تکرار کند و آن قدر اين کار را ادامه خواهد داد تا پرنده اي ماده آواز او را دريابد و براي تشکيل خانواده به سويش بشتابد و يا مثلا مرغ مگس خوار در طلب زوج خود روزانه نزديک به 3600 ترانه مي خواند، اين پرندگان وقتي همسر خود را پيدا مي کنند تعداد ترانه هاي خود را به يک سوم در روز تقليل مي دهند.

پروفسور گلوک از دانشگاه شيکاگو معتقد است که خوک هاي آبي براي خود الفباي مخصوصي دارند که مانند الفباي زبان انسان ها از ترکيب با يکديگرمي توانند به راحتي با هم صحبت کنند. «دکتر هوبر» از آلمان نيز بعد از تحقيقات وسيعي در زمينه زبان ملخ ها و جيرجيرک ها اين طور مي گويد: «بعضي از ملخ ها با پاهايشان صحبت مي کنند بعضي ديگر نيز با بالهاي جلو خود را به هم مي مالند و يا اين که فک ها را به هم مي سايند. به هر صورت صداهايي که ملخ ها ايجاد مي کنند بنا به قواعد بسيار منظمي به جملات و کلماتي مابين آنها تبديل مي شود.
 حيوان مي تواند با تغيير تعداد دندانه هايي که بر بالش مي سايد صداهاي مختلفي ايجاد کند.» او معتقد است، ملخ ها بسيار نژادپرستند و جفت خود را در ميان هم نوع خود انتخاب مي کنند، به طوري که ملخ نر و ماده در ميان علفزارها آواز سرمي دهند و هر نري آواز نوع خود را مي خواند گويي که مي گويد: «من ماده اي از نژاد خود مي خواهم.» «لورنس» محققي است که سال هاي متمادي درباره پرندگان تحقيق کرده است او داستان عاشقانه بسيار جالبي را از زغن ها (حيوان شکارياب، کوچک تر از کلاغ) حکايت مي کند. زماني که سر دسته زغن ها براي خود معشوقه اي را برمي گزينند با صداي «زيک زيگ» به او اظهار عشق مي کنند، از ميان تمامي زغن هاي ماده آن که زغن نر به او نظر دارد، موضوع را مي فهمد و زغن ماده به زبان چشم موضوع را به او مي فهماند و مرتبا با حرارت به او نگاه مي کند، در تمام اين مدت زغن ماده به هر سونگاه مي کند و فقط به عاشق خود نظر نمي اندازد. فقط گاهي در مدتي کمتر از يک ثانيه زيرچشمي به او نگاه مي کند و بدين وسيله او را مطمئن مي سازد. خبر نامزدي سردسته زغن ها با يک زغن ماده به سرعت پخش مي شود و تمام پرندگان از اين موضوع مطلع و به آن احترام مي گذارند.

موضوع انتخاب همسر در اردک ها متفاوت از بقيه پرندگان است آنها تشريفات خاصي براي يافتن جفت خود دارند و زبان آنها براي جلب جنس ماده زبان رقص و حرکات موزون است. تمام اردک هاي نر در فضاي محدودي جمع مي شوند و ماده ها هم دور آنها حلقه مي زنند و به آنها نگاه مي کنند، آنگاه نرها شروع به رقص دسته جمعي بسيار منظمي مي کنند، اين رقص بسيار شباهت به رقص باله دارد و عجيب آن است که اگر يکي از اردک هاي نر در رقص خود يک حرکت اشتباهي کند يا قدم اشتباهي بردارد اردک هاي ماده تقاضاي او را نمي پذيرند. کمي در رابطه با حشرات بايد گفت بسياري از حشرات با زبان بسيار عجيبي با يکديگر ارتباط برقرار مي کنند، آنها به وسيله انتشار بوهاي مخصوصي از فاصله هاي بسيار دور علامت مي دهند، حيوان ماده از قسمت هاي عقب بدن، ماده معطري را ترشح مي کند و فاصله اي که حشره نر بو را احساس مي کند باور نکردني است، انسان فقط از فاصله چند متري بو را احساس مي کند ولي اين حشرات از فاصله چند کيلومتري بوي ماده خود را درک مي کنند. دانشمندان براي اين که بفهمند حشرات از چه فاصله اي بو را احساس مي کنند از قطارهايي که درحال حرکت بودند کرم هاي نر را به فاصله هاي منظمي رها کردند. پس از طي يازده کيلومتر بسياري از کرم ها راه محل سکونت ماده ها را پيدا کردند و عجيب است، نه؟

مشاوره براي رهايي از خطر
خوک هاي آبي همان قدر که بسيار هوشمند و زيرک هستند، حراف نيز مي باشند و صداهاي دسته جمعي آنها براي کارشناسان نيروي دريايي ايجاد دردسرهاي بزرگي مي کند. زيرا موجب اختلالات و اشتباهاتي در دستگاه هاي گيرنده صوت و لوازم دفاعي زيردريايي ها مي شود. از اين رو دانشمندي با نام دکتر «ليلي» در آمريکا به اتفاق همکارانش در صدد برآمدند تا دست به آزمايش هايي بزنند و علت اين پرحرفي و سر و صداي زياد اين حيوانات را دريابند. آنها در ساحل اقيانوس آرام در عرض دهانه مردابي پانزده نشانه را به فاصله سه تا بيست متر از يکديگر جاي داده و در نزديکي آن محل دو ميکروفن همراه با ضبط صوتي قرار دادند. بعدازظهر همان روز پنج خوک دريايي در پانصد متري آن محل ظاهر گشتند، ضبط صوت صداهاي آنها را ضبط کرد و معلوم شد که حيوانات تشخيص داده اند که بر سر راهشان چيزهاي مشکوکي قرار دارد. آنها سرعت حرکت خود را کم کردند و وقتي که به فاصله 400 متري (نزديک دهانه مرداب) رسيدند گروه به هم فشرده اي تشکيل دادند. آنگاه يکي از آنها از گروه جدا شده و با احتياط از يک نشانه به نشانه ديگر رفت، سپس به سوي هم قطاران خود بازگشت، در اين موقع کنسرتي از سوت هاي گوشخراش حيوانات مانند طوفاني در دريا بلند شد.

بعد از اين «مشاوره» پيش قراول ديگري براي تحقيق درباره اشيايي که موجب سوظن آنها شده بود اعزام شد. پس از بازگشت گشتي دوم سوت هاي ديگري به گوش رسيد و پس از اين در جلسه آرامش برقرار شد. آن گاه خوک ها درحالي که سوت مي کشيدند پيش رفتند و به محض اين که موانع را رد کردند و تصميم گرفتند که به راهشان ادامه دهند سکوت کردند و ناپديد شدند. البته کسي نتوانست جزئيات گفتگوي آنها را دريابد ولي تيم تحقيق بر اين عقيده شد که آنها براي شناخت چگونگي خطر مشاوره کرده و مذاکرات آنها درباره اين مطلب بوده است: «آيا اين نشانه ها با تورهاي ماهي گيري انسان ها شباهتي دارد و يا خطر ديگري را در بردارد.» اما مارماهي با زباني ديگر براي اعلام خطر و ترساندن دشمن اقدام مي کند و آن هم ايجاد ارتعاش در سراسر بدن است.

اين نوع ماهي در بدن خود نيروي برق توليد مي کند، قابل توجه است که بدانيد رومي هاي قديم در زمان «نرون» با شوک برق اين حيوان بعضي از بيماري ها را معالجه مي کردند، بيماراني را که گرفتار بيماري هاي روحي يا سردرد و يا نقرس بودند داخل استخري مي کردند که تعدادي ماهي برق دار در آن وجود داشت تا شفا يابند. بد نيست بدانيد که زاغ با فرياد به دشمن حمله مي کند، اگر بچه هايشان بترسند و علامت بدهند، پدر و مادرشان به سرعت و بلافاصله برمي گردند و با مشاهده دشمن بدون توجه به نيروي جسمي خود، به آن حمله و تمامي جنگل را با فريادهاي خود خبر مي کنند.

در حيوانات بزرگ تر و کامل تر نيز غريزه علاقه پدر و مادر به فرزند کامل تر ديده مي شود. گوريل ها براي حمايت از فرزندان خود نعره هاي جنون آميز سرمي دهند و به سر و سينه خود مي کوبند. همچنين دانشمندان آمريکايي در يکي از باغ وحش هاي نيويورک آزمايشي را درباره زبان ميمون ها در زمان خطر به عمل آوردند و متوجه شدند، هنگامي که ابرهاي طوفان زا در هوا ظاهر مي شود، ميمون هاي پيش کسوت با صداهايي اعلام خطر کرده و به سرعت بچه ها را به جاي امني راهنمايي مي کنند.

اعلام تسليم، عجز و درماندگي
حيوانات علامت ديگري هم دارند که در بسياري از آنها مشترک است و اغلب انسان ها هم آن را درمي يابند، اين علامت فريادهاي درماندگي است و اين زماني رخ مي دهد که يا در سوگ همنوع خود مي نشينند (مانند کلاغ ها و ميمون ها) و يا در موقع جنگ و دعوا حالت تسليم به خود مي گيرند، ولي يکي از جالب ترين حالت ها در ميان خروس ها ديده مي شود. که خواندن آن خالي از لطف نيست. در جنگ خروس هاي بالغ، دو حيوان تا موقعي مي جنگند که يکي از آنها احساس ضعف کرده و فرار اختيار کند، اگر او پشت به گوشه ديواري داشته باشد و نتواند فرار کند سر خود را در جعبه يا سطل يا سوارخي فرو مي برد و اعتراف به تسليم مي کند!

یاحسین

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست        این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست

فرا رسیدن ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین (ع) و تاسوعا و عاشورای حسینی بر تمام مسلمانان جهان تسلست باد

5 راز زیبایی

برخلاف تصور بيشتر خانم‌ها، داشتن ظاهري آراسته کار چندان سخت و پيچيده‌اي نيست. پول زيادي هم لازم ندارد. به نظر کارشناسان، بيشتر خانم‌ها اگر چند راز کوچک و اساسي زيبايي را بدانند، با به کار بردن آنها و بي اين‌که هزينه گزافي صرف کنند، مي‌توانند به ظاهر مطلوب خود دست پيدا کنند.

راز اول: قدرت مرطوب کننده
«اگر فقط قدرت خريد يک محصول بهداشتي را داريد، يک مرطوب‌کننده خوب و مناسب بخريد.» دکتر روانارين، استاد دانشگاه نيويورک و رييس انجمن جراحان پوست آمريکا، پس از اين توصيه مي‌گويد: «گاهي وقت‌ها پوست شما تنها چيزي که لازم دارد، يک مرطوب‌کننده مناسب و يک شوينده ملايم است. پوست وقتي خشک است، چروک‌ها را بيشتر و واضح‌تر نشان مي‌دهد و باعث مي شود آدم پيرتر به نظر برسد.»

به نظر بيشتر متخصصان پوست، اگر شما 02 تا 03 ساله باشيد، مرطوب‌کننده‌ها مي‌توانند از پوست شما در مقابل پيري زودرس محافظت کنند. در اين سن و سال، مرطوب‌کننده‌ها قادرند جايگزين بسياري از محصولات بهداشتي و محافظتي پوست شوند.


مرطوب‌کننده خوب چه ويژگي‌هايي دارد؟
دکتر چارلز کراچ فيلد، استاد دانشگاه پزشکي مينه‌سوتا و متخصص پوست، در پاسخ به اين سوال مي‌گويد: «مرطوب‌کننده‌ها محصولاتي هستند که با داشتن ترکيبات مفيد براي پوست، در تامين رطوبت مورد نياز به پوست کمک مي‌کنند. اين‌که چه مرطوب‌کننده‌اي براي شما مناسب‌تر است، به مشخصات پوستتان بستگي دارد. اگر پوستتان معمولي يا خشک است، بهتراست از مرطوب‌کننده‌هاي حاوي آلفاهيدروکسي‌اسيد استفاده کنيد که در توليد رطوبت بيشتر به پوست کمک مي‌کنند.»

دکتر کراچ فيلد همچنين توصيه مي‌کند که مرطوب‌کننده‌ها را وقتي روي پوست‌تان بماليد که پوست‌تان کمي مرطوب است؛ چون اين کار موجب مي‌شود رطوبت در داخل پوست‌تان محبوس نشود.

بنا به توصيه او، اگر پوست شما خيلي خشک باشد، بايد از محصولاتي استفاده کنيد که با روش امولسيون کيسه‌اي تهيه شده‌اند. در اين تکنيک،‌ سلول‌هاي ميکروسکوپي جايگزين لايه‌هاي رطوبت مي‌شوند و با آبي که به تدريج در طول روز آزاد مي‌کنند، پوست را مرطوب نگه مي‌دارند.
اگر پوست شما چرب است، توصيه مي‌شود دنبال يک مرطوب‌کننده ملايم باشيد و به هيچ وجه، استفاده از آن را پشت گوش نيندازيد؛ چون به گفته دکتر کراچ فيلد، چربي اصلا رطوبت‌بخش نيست و حتي اگر پوست شما داراي چربي اضافي باشد، اين چربي جايگزين رطوبت نخواهد شد.

راز دوم:آرايش و مدل مويتان را لااقل هر 2 سال يک‌بار عوض کنيد
اگر آخرين باري که مدل مو و آرايش خودتان را تغيير داده‌ايد، به خاطر نمي‌آوريد، وقتش رسيده که سراغ نزديک‌ترين سالن زيبايي که مي‌شناسيد، برويد. نيک چيويز، کارشناس مو در بلورلي هيلز، مي‌گويد: «تصوير شما که شامل مدل مو و آرايش‌تان است، بايد حداقل هر 2 سال يک بار تغيير کند. با تغيير دادن مدل مو و آرايشتان، جوان‌تر و شاداب‌تر به نظر مي‌رسيد.» اگر زمان زيادي است که دست به چنين تغييراتي در ظاهرتان نزده‌ايد، از مشاوران زيبايي و چهره‌پردازي در موسسه يا آرايشگاه مورد اعتمادتان کمک بگيريد. اگر حوصله مشاوره نداريد، به فروشگاه‌هاي عرضه‌کننده کلاه‌گيس مراجعه کنيد. اين يک راه حل سريع، آسان و بامزه براي تجربه و انتخاب مدل جديد مو است.

راز سوم: حتما ضدآفتاب بزنيد
قبل از آن‌که سراغ جراحي‌‌هاي زيبايي برويد و پيش از آن‌که پول فراواني براي کِرِم‌هاي ضدچروک هزينه کنيد و خلاصه قبل از هر اقدام ديگري، بهتر است از ضدآفتاب استفاده کنيد.

همه ما کم‌وبيش از تاثير ضدآفتاب در کاهش خطر سرطان پوست آگاهيم. ولي آيا شما مي‌دانستيد که ضدآفتاب، يک راز بزرگ زيبايي است که مي‌تواند پوست را جوان‌تر نشان بدهد؟
کارشناسان مي‌گويند ضدآفتاب علاوه بر آن‌که مانع ورود تشعشعات خطرناک خورشيد به پوست مي‌شود، از تاثير آفتاب در پير کردن پوست هم جلوگيري مي‌کند.

براساس تحقيقات آکادمي پوست آمريکا، حتي چند دقيقه قرار گرفتن در معرض نور خورشيد، اگر به‌طور مرتب و روزانه و بدون استفاده از ضدآفتاب باشد، موجب ايجاد تغييرات فاحشي در پوست مي‌شود؛ که نه فقط چين و چروک زودهنگام، بلکه لک و چين و چروک و شلي پوست را هم به دنبال خواهد داشت. پس چاره چيست؟

متخصصان پوست مي‌گويند ضدآفتاب مي‌تواند پوست را در مقابل اشعه‌هاي خطرناک خورشيد محافظت کند. به اين ترتيب، اگر شما حتي ساعات طولاني را در فضاي آزاد سپري کنيد، تاثير آفتاب روي پوستتان کمتر ظاهر مي‌شود.

دکتر کراچ فيلد توصيه مي‌کند از ضدآفتاب‌هايي استفاده کنيد که داراي اس‌پي اف (SPF) 15 به بالا باشند و اگر قرار است مدت زماني نامشخص و طولاني در معرض مستقيم نور خورشيد باشيد، هر 2 ساعت يک‌ بار ضدآفتاب بزنيد؛ چون نور خورشيد باعث از بين رفتن تاثير کِرِم‌هاي ضدآفتاب مي‌شود.

راه‌حل ديگر براي کساني که مدت زماني طولاني در معرض تابش مستقيم نورخورشيد هستند، اين است که ضدآفتاب را پيش از هر گونه آرايشي روي پوست بمالند و بعد، براي محافظت بيشتر، کِرِم پودر سبک و نيمه‌شفافي را روي ضدآفتاب اضافه کنند. در ساخت اغلب اين کِرِم‌‌ پودرها هم از ضدآفتاب استفاده شده است.

راز چهارم: پوستتان را زياد نشوييد
اگر به شستشوي مکرر پوست خود عادت داريد، بهتر است اين عادت را تغيير دهيد. متخصصان پوست مي‌گويند يکي از بهترين روش‌ها براي داشتن پوستي زيبا، استفاده از يک پاک‌کننده ملايم و کاربرد اندک و محدود آن است.

دکتر کراچ فيلد در اين باره مي‌گويد: «اگرچه بيشتر افراد علاقه دارند روزي چند بار پوست خودشان را شستشو بدهند، اما شستشوي زياد نه تنها کمکي به پوست نمي‌کند، بلکه اگر از شوينده‌هاي سختي مانند صابون استفاده شود،‌ به پوست آسيب خواهد رساند.»
شستن بيش از 2 بار در روز، باعث از بين رفتن محافظ‌هاي طبيعي پوست مي‌شود که در حفظ سلامت پوست، نقش عمده‌اي دارند. به گفته دکتر کراچ فيلد، وقتي پوشش‌هاي طبيعي پوست از بين بروند، پوست خشک خواهد شد و اين به معني ترک خوردن، پوسته‌پوسته شدن،‌ به خارش افتادن، سوختن و... پوست است؛ و در نتيجه، پوست پيرتر به نظر خواهد رسيد.
راه‌حل پيشنهادي پزشکان اين است که پوست خود را بيشتر از 2 بار در روز نشوييد و پاک‌کننده خود را به دقت انتخاب کنيد.

راز پنجم: وسايل مناسب
هالي مورويني، گريمور مشهود هاليوود، مي‌گويد: «استفاده از قلم‌موهاي مناسب، کليد رسيدن به ظاهري مطلوب است.» براي اين استاد چهره‌پردازي، وسايل به اندازه محصولات مهم‌اند.
قلم‌ها بايد نرم و ملايم باشند و در عين حال، استحکام لازم براي جابه‌جا کردن مواد روي سطح پوست را هم داشته باشند. از نظر متخصصان، اگر قلم مو را داخل سايه فرو ببريد و پيش از برخورد با پوست، رنگ‌ها بريزد؛ قلم مويتان قلم‌ موي خوبي‌نيست.
مورويني درباره خريد قلم موي مناسب مي‌گويد: «اگر نمي‌دانيد چه بخريد، برويد سراغ مارک‌هاي تجاري شناخته‌شده تا دچار اشتباه نشويد.
فراموش نکنيد قلم‌هاي مناسب همان‌طور که کار آرايش را بسيار ساده مي‌کنند، باعث مي‌شوند آرايش خانم‌ها حرفه‌اي‌تر به نظر برسد.» 

همه چیز درباره آرام جعفری

 يك روز آروم و كم حرف است و فردايش شيطون و پرحرف، يك لحظه دلش مي‌گيرد لحظه بعد شاد و سرخوش است وقتي از او مي‌خواهيم كه در مورد خصوصيات اخلاقي‌اش حرف بزند... مي‌گويد كه از حاشيه و جار و جنجال بيزار است و ترجيح مي‌دهد در سكوت و آرامش كار كند، سال‌هاي سال است كه با مادرش تنها زندگي مي‌كند.
با آرام جعفري كه در ماه رمضان از او مجموعه «زماني براي پشيماني» را ديديم، گفتگويي را می‌خوانیم:

 ليسانس نقاشي
در بهمن سال 1359 به دنيا آمدم و ليسانس نقاشي دارم در يك خانواده چهار نفره بزرگ شدم، پدرم مديركل اداره اقتصاد بود كه او را سال‌ها پيش از دست دادم، برادرم آرمين هم سال‌هاست كه ازدواج كرده و در حال حاضر من و مادرم تنها زندگي مي‌كنيم.


عشق به بازيگري از همان بچگي عاشق بازيگري بودم و دائم اداي شخصيت‌هاي كارتوني را در مي‌آوردم. وقتي 14، 15 ساله شدم تصميم گرفتم كه به كلاس بازيگري بروم كه آن زمان خانم پرستو گلستاني استاد من بودند.

نقش خانواده
من زماني كه خيلي كم سن و سال بودم وارد اين حرفه شدم به همين خاطر پدر و مادرم استرس زيادي داشتند و براي ورود من به اين حرفه كمي نگران بودند اما بعدها كه علاقه و پيشرفت من را ديدند دست از مخالفت برداشتند و حمايت و تشويقم كردند.

دوران كودكي در دوران كودكي، بچه آروم و حرف گوش‌كني بودم، خيلي اهل شيطنت نبودم، بيشتر سرم به كارهاي خودم گرم بود. خودخواه نيستم در كل آدم غيرقابل پيش‌بيني هستم يك روز آروم و كم حرفم، فردايش شيطون پرشر و شور، عاشق كمك كردن و مهر ورزيدن به ديگران هستم، از خودخواهي بيزارم و تا به حال پيش نيامده كه بخواهم كسي را برنجانم، اگر هم اين اتفاق افتاده كاملا سهوي بوده است.

كارنامه هنري
اولين تئاتري كه بازي كردم «دايره گچي قفقازي بود»، اولين حضورم در تلويزيون بازي در يك فيلم نود دقيقه‌اي به نام «خارج از حساب» بود، از بين كارهايم تعلق خاطر زيادي به مجموعه «خانه‌اي در تاريكي» دارم، اگر به ياد داشته باشيد «ترنج» زني، ترسو، خاله زنك و فضول بود اما در عين حال شخصيت دوست داشتني داشت، البته شخصيت «مهتاب» در «براي آخرين بار» و مهتاب را در «پرواز در حباب» هم خيلي دوست دارم.

ادامه نوشته

happy new year

آغاز سال نوی میلادی (2009) رو به تمام هموطنان خودم ازجمله مسیحیان و ارامنه عزیز تبریک عرض کرده و آرزوی سالی پر از موفقیت و پیروزی رو برای همه دارم. امیدوارم سال جدید میلادی سالی بدون جنگ و خونریزی نه تنها در فلسطین بلکه در تمام دنیا باشه.

امیدوارم که تعطیلات کریسمس خوبی رو پیش رو داشته باشین.
پی نوشت: یه لوگوی زمستونی هم واسه زمستون در نظر گرفتم تا تنوعی باشه واسه خواننده‌ها.

12راه براي كمك به كودكانی كه لكنت زبان دارند

لكنت زبان چيست؟

لکنت زبـان عبارت است از اختلال در روان بـودن و الگوي زماني تکلم بـه نحـوي که نامتنـاسب با سن فرد باشد.
در لکنت زبان يک يا چند مورد از موارد ذيل ديده مي شود : تکرار اصوات، طولاني کردن کلمات ، مکث هايي در وسط کلمات ، عوض کردن کلمات به منظور جلوگيـري از گير کردن و بلاخره توقف ها يا مکث هاي بارز در بيشتر افراد اين اختلل از دوران کودکي آغاز مي شود.

لکنت زبان ممکن است در طي تمرينات شفاهي يا آواز خواندن يا حرف زدن با اشيا يا حيوانات خانگي برطرف کرد.
درمان : گفتار درماني ، آمـوزش ريلکسيشن ، انجام هيـپنـوتـيـزم همراه با تلقـيـن ، روان درماني و خانواده درماني ( در صورت وجود پاتـولـوژي بارز در بيمار و خانوداه ، روان درماني و خانواده درماني انـديکاسيـون دارد ) ، تکنيک جديد درماني ( Self – Therapy ) است با فرض اينکه لکنـت زبان يک علامت نيـست ، بلکه رفـتـاري قابل تـعديـل است و درمان دارويـي هـم نـوعي ديـگـر از روش هاي درماني است .

1 - برخوردي کاملا آرام ، صميمي و عادي با او داشته باشيد .

2 - با صبر و حوصله به صحبت هاي او گوش کنيد .

3 - هرگز از نحوه صحبت کردن او تقليد نکنيد .

4 - مراقب باشيد تا او با بيني هوا را وارد ريـه و از دهان خارج نـکنـد (تمرينات تنفسي مناسب) .

5 - به او آموزش دهيد که شمرده و آرام صحبت کند و مراقب وضعيت تنفسي خود باشد .

6 - از او بخواهيد که با آرامش کامل در مقابل آينه با خودش يا شا صحبت کند .

7 - بـراي اصلاح تکلم فـرد لکنـتــي از کلمـات و جملات ساده شـروع کنيـد و پـس از آن بـر مـيـزان دشواري آن بيفزاييد .

8 - او را بـه صحبـت در جمـع تـشويـق کنـيـد ، بـهتـر است در ابتدا از جمع کودکان يا افراد کوچکتر استفاده کنيد و پس از آن، از او بخواهيد تا در شرايط پيچيده تر نيز صحبت کند. براي مثال از فردي که با عجله سرکار مي رود ، آدرسي بپرسيد .

9 - به او آموزش دهـيـد که قبل از صحبـت کردن به مطالبي که مي خواهد بيان کنـد ، بينديشد و آنها را در ذهن خود نظم دهد و پس از آن ، مطالب را به زبان آورد .

10 - هيچ گاه به خاطر مشکل او اظهار تاسف نکنـيـد و همواره مشوق او در صحبت کردن و اظهار نظر نمودن درباره پديده ها و امور مختلف زندگي باشيد .

11 - با دادن مسئوليت هايي که از عهده آنها برمي آيـد و مايل است آنها را انجام دهـد ، اعتماد به نفس او را تقويت کنيد .

12 - حس مشارکت اجتماعي و گروهي را در او افزايش دهيد و موجبات ارتباط با ديگران را فراهم ساريد . نبايد انتظار داشته باشيد که با شروع درمان،لکنت زبان فرد فورا بـرطرف شود. گاهي ممکن است بهبودي نسبي چند ماه طول بکشد . 

پی نوشت: اطلاعات کاملی در این زمینه را اینجا بخوانید...

کریسمس اسرائیل ، عاشورای فلسطین

امروز قصد داشتم راجع به موضوع ديگری مطلب بنویسم ولی با حوادث خونین چند روز اخیر در فلسطین واقعا متاسف شدم و نتونستم این کار رو بکنم.
فلسطین امروز تبدیل به کشتارگاه مسلمین شده و از در و دیوارش گلوله و آتش می‌بارد. نمیدانم که چه بر سر این کشورهای عرب زبان آمده که با وجود مشاهده چنین جنایتهای آشکاری آب در دلشان تکان نمیخورد و چنان بی تفاوت برخورد می‌کنند که انگار نه انگار در نقطه ای از این کره خاکی بر سر مظلوم‌ترین مردم جهان که فقط می‌خواهند زندگی کنند چه دارد می‌آید.

باور کنید شرایط در فلسطین بسیار دشوار و غیر قابل تحمل شده ، تصور کنید که در این لحظه (روز یا شب) یک فلسطینی هستید و در اردوگاه‌ها و چادر های سست زندگی می‌کنید و از اینکه دقایقی دیگر زنده خواهید بود یا اینکه چه بر سر خانواده ، دوستان و اقوامتان خواهد آمد هیچ نمیدانید، چه احساسی خواهید داشت؟ از اینکه روزها بدون غذا سر کرده باشید ، یا از اینکه تمام کسانی که انتظار کمک از آنها دارید فقط شما را نگاه میکنند چه؟

دوست ندارم که بازی اینترنتی راه بندازم و یا بمب اینترنتی بترکونم ، ولی از هر کدوم از شما که مطلب منو می‌خوانید درخواست میکنم که اگه وبلاگ دارین حتی اگه شده چند خطی (به هر زبانی)درباره این موضوع بنویسین تا با وجود سا-ن-سورهای شدیدی که از طرف شبکه های آمریکایی انجام می‌شه بتونیم چند نفری رو از این نسل کشی آشکار اسرائیل باخبر کنیم.

تاتير فشار هاي رواني بر اختلالات جسمي

اکنون بـه گروهـي از بـيـماري ها بـر مي خوريم که در جامعـه نمونـه هاي زيادي دارد و حدفاصل روان پـزشکي بـا پـزشکي داخلي بـه شمار مي رود . افـزايـش اوليـه فشارخون ، بي نظمي هاي ضربان قلب ، سکتـه هاي قلبي ، زخم دوازدهه ، کوليـت عصبي ، کوليـت زخم دار ، کهيـر مزمـن ، اگزما ، جوش غـرور جوانـي ، آسم ، سردردهاي تنشي و ميگـرني ، التهاب روماتيسمي مفاصل ، سرطان و بدخيمي هاي ديگر، ديابت ، التهاب تيروئيـد، اختلالات قاعدگي ، بي اشتهايي عصبي ، چاقي ، همه بيماري هاي شايع و نگـران کننـده اي هستنـد که بـا وجـود تفـاوت هاي فراوان ، يک وجه مشترک دارند .همه اين بيماري ها جزء بيماري هاي روان – تني به شمار مي روند ، به اين مفهوم که فشارهاي روانـي و عواطـف شديـد از طـريـق دستگاه عصبـي خودکار سبـب اختلالات عضـوي و آسيـب هاي بافتـي در بدن مي شود و در نتيجه رفع آنها نـه تنها بـه معني پيشگيـري از اين بـيـماري هاست ، بلکه منشا رواني نقش عمده اي در تداوم اين بيماري ها دارد .

به طور کلي تاثيـر مسائل رواني بر جسم از چشم پوشيده نيست . خود شما هم تجربه کرده ايد که در اثـر مسائل روحـي تغيـيـرات جسمي پـيـدا مي کنيـد . شرم مـوجب بـرافـروختگي چهـره و لرزش صدا و ترس سبب خشکي دهان ، پريدگي رنگ و لرزش بدن مي شود . نگراني، مشکلات شغلي ، مشاجـرات خانوادگي و ديگـر تجربـيـات ناراحت کنـنـده عاطفي بـر وضع معـده و روده اثـر مي گذارد .اما نشانه بيماري « روان – تنـي » تمايل زيـاد دارند که در جست و جوي يک منشا جسمي براي نـشانـه هاي بيـماري خـود باشنـد و علل روان شناختـي را انکار مي کنند و از پـذيـرش آنها اکراه دارند . بـه ايـن تـرتـيـب هـر چنـد بـيـماران « روان – تـنـي » بـه صـورت خـودآگاه آرزوي رهـايـي از نشانه هاي بيماري خويش را دارند ، اما در بـرابـر تدابيـر درماني ريشـه اي که بـه مفهوم شناخت اشکلالات ويژه شخصيتي و سوءانطباق هاي منبع اضطراب است ، ناخودآگاه مقاومت مي کنند .

بجاست که اکنـون بـر جامعيـت انسان بـه عنوان يک واحد « زيستي – رواني - اجتماعي » تاکيـد کنيم. انسان نه تنها فرآورده ژنها و سرشت و ساختماني بدني و عضوي خويش است، بلکه تحت تاثير تجربيات خاص رواني و محيط اجتماعي ويژه اي که در آن زندگي مي کند ، نيز قرار دارد .ايـن واحـد زيـستي - رواني - اجتماعي ممکن است در طول زندگي خويش تحت تـاثـيــر عوامل يـا استرسـورهـايـي قـرار گيـرد که آنها نـيـز ممکن است جنبـه زيستي و فيـزيکي ، روان شناختي يـا جامعه شناختي داشته باشند . واکنش انسان در برابر استرسـور شديد روان شناختي محسوب مي شود . در يک نـفـر سبب بـيـماري عروق اکليلي قلب و سکتـه قلبي و در يک نـفـر ديگر سبـب افسردگي و در شخصي ديگر موجب روي آوردن به اعتياد مي شود .

بي خوابی چيست و آيا قابل درمان است؟

بي خوابی عبارت است از اشکال در شروع يا دوام خواب که ممکن است مداوم يا گذرا باشد .
 بيخوابی کوتاه مدت معمولا همراه با اضطراب و يا با انتظار يک تجربه اضطراب انگيـز (مانند امتحان) است.اين حالت معمولا نيـازي بـه درمان اختصاصي ندارد و اگر هم استفاده از دوره هاي خواب آور جايز باشد ، درمان دارويي کوتاه مـدت خواهـد بـود .
 بي خوابي مداوم گـروه نسبتـا شايع تـري از اختلالات را تشکيل مي دهـد که در آنها مشکل عمده در به خواب رفتن است نه تداوم خواب .
 

 بي خوابي به دو نوع اوليه و ثانويه تقسيم مي شود . اصطلاح اوليـه حاکي از آن است که بي خوابي ارتباطي بـه اختلالات طبي يا جسماني شناختـه شده ديگري ندارد و در ثانـويـه ، بي خوابي ناشي از اختلالات طبـي يا جسماني يا بيـماري هاي رواني ديگـر مانند درد ، افسردگي ، اضطراب و وابستگي يا قطع دارويي است . مشخصه بي خوابي اوليه اغلب عبارت است از دشواري در به خواب رفتن و بيدار شدن هاي مکرر يا عدم احساس راحتـي پـس از بيـدار شـدن از خواب ، که بـايـد حداقل بـه مـدت يـک ماه به طول انجاميده باشد . هـر چـه بيـمار بيشـتـر سعي مي کنـد بخوابـد ، احساس ناکامـي و ناراحتـي او بيشتـر شده و به خواب رفتن ، دشوارتر مي شود .

درمان : اصول کلي و بهداشت خواب - رختخواب محل تماشاي تلويزيون، مطالعـه و يا کار نيست . اگر پس از 30 دقيقه به خواب نـرفتيـد ، رختخواب را ترک کنيـد و تا زماني که کاملا احساس خواب آلودگي نکرده ايـد به رختخواب برنگرديد ، قبل ار خواب از روش هاي relaxation ، ماساژ يا دوش آب گرم استفاده کنيد، در ساعات معيني بخوابيد و بيدار شويد، از چرت زدن در طول روز خودداري کنيد ، ورزش منظم ، نخوردن غذاي سنگين و درمان دارويي از جمله اين موارد است .

همه چیز درباره NOKIA 5220 Xpress Music

5220 Xpress Music از جمله گوشی­های مخصوص موسیقی نوکیاست که دارای امکانات پخش موزیک فوق العاده و لوگوی مخصوص Xpress Music می­باشد. این گوشی پس از پرفروش­ترین Xpress نوکیا یعنی 5310 وارد بازار شده و با اینکه از لحاظ ساختاری کمی پایین­تر از 5310 است اما قیمت مشابه با 5310 دارد. در کل می­توان این گوشی را جزو طبقه متوسط بازار قرار داد که قابلیت­های خاص پخش موسیقی را داراست.

ویژگی­های کلیدی
-بدنه باریک و سبک با ضخامت 10.6 میلی­متر
-طراحی غیرمتقارن جالب و زیبا
-پشتیبانی از 3 باند GSM
-اینترفیس کاربری سری 40 نسخه پنجم به همراه FP1
-صفحه نمایش 2 اینچی با رزولوشن QVGA و قابلیت پخش 262 هزار رنگ
-سنسور نوری
-اسلات کارت حافظه Micro SD به همراه کارت 512 مگابایتی
-دوربین 2مگاپیکسلی
-کیبورد مناسب
-برنامه Nokia Maps
- برنامه­های کاربردی Yahoo!
-سری بازی­های جالب


قابلیت­های خاص موزیک
-دکمه­های مخصوص برای کنترل و پخش موزیک
-افکت­های نوری پخش
-جک صوتی 3.5 میلی­متری
-بلندگوهای استریو
-تراشه پردازنده مخصوص موزیک
-بلوتوث استریو(A2DP)
-رادیو FM به همراه RDS
-باتری با ظرفیت خیلی خوب

 معایب اصلی
-بدنه پلاستیکی
-فقط پشتیبانی از 3 باند
-عدم وجود 3G
-عدم وجود Multi tasking(اجرای چند برنامه بطور همزمان)
-عدم امکان بازکردن فایلهای آفیس
-ضبط فیلم با رزولوشن QCIF

نوکیا در این سری، گوشیهای زیادی را  برای ارائه و رقابت ندارد و ازجمله Xpress Music های مطرح 5310 میباشد که از لحاظ قیمتی مشابه این گوشی است. سونی اریکسون هم در این بازه­ی قیمت، گوشی­های متوسط زیادی را برای ارائه دارد و ازجمله W302 را می­توان به عنوان یک گوشی واکمن با این گوشی مقایسه کرد. دربرند سامسونگ نیز M5310 Beat b را که به زودی وارد بازار می­شود می­توان جزو گوشی­های موسیقی قرار داد.

محتویات بسته:
از جمله محتویات این بسته­ی خریداری شده کابل دیتای USB، هدست استریو، شارژر، کارت حافظه 512 مگابایتی Micro SD، CD نرم­افزار و PC Suit و دفترچه راهنماست.

ساختار و طراحی ظاهری
جالب­ترین نکته در مورد این گوشی ساختار ظاهری آن است. با ضخامت 10.6 میلی­متر می­توان این گوشی را جزو باریک­ترین­ها درنظر گرفت.
ادامه نوشته

اس ام اس سركاري

به نیت 124000 پیامبر 124000 صلوات بفرست و این اس ام اس رو برای 124000 نفر بفرست . انشاله تا آخر ماه خبرای خوبی از مخابرات بهت میرسه