عكس و مصاحبه با مصطفي زماني بازيگر سريال يوسف پيامبر

هفته های اخیر سریال حضرت یوسف در حال پخش شدن است ، سریالی که مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است ، فیلمی که در آن زلیخا عاشق حضرت یوسف میشود شايد دوست داشتيد كه چهره واقعي يوزارسيف يا بازيگر نقش حضرت يوسف را ببينيد. در زير عكس مصطفي زماني بازيگر نقش حضرت يوسف را مي‌بينيد همچنين مصاحبه مفصلي كه با وي شده را هم از دست ندهيد....



 مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوي رشته مديريت است و براي ايفاي اين نقش آموزش‌هاي مختلفي را ديده و با حضور در كلاس‌هاي ورزشي و بدن‌سازي فيزيك خود را به اين نقش نزديك كرده است.

دنبال يك زندگي راحت هستم
 تا مي گويي يوسف، همه چهره اي را مجسم مي كنند كه با ديدنش اگرچاقو به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد. ازاين قصه كه بگذريم، با خودم فكرمي كردم پيدا كردن يوسف ازميان خيل چشم رنگي هايي كه عرصه سينما را به دست گرفته اند خيلي هم نبايد سخت باشد.
 

يوسفي كه ازميان 3 هزارنفربراي مصاحبه مي آيد نيزيكي ازهمان چشم رنگي هاست كه با مو و ريش بلندش بيشترمرا به ياد مسيح مي اندازد. او خيلي اتفاقي گذارش به شهرپر وسوسه و خيال انگيزسينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني و دشوارشهرت براي او از راه نرسيده است. به همين خاطرمي شود هر جايي نشست و با او از يوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي بينيم ندارد.
 

گويا مو و چشم هاي رنگي اش را تيره كرده اند، مي گويد: زيبايي را گرفته اند تا معصوميت ببخشند.
 
دلش نمي خواهد او را از گروه همان چشم رنگي هايي ببينيم كه راه دشوارسينما را به خاطرزيبايي چهره شان يك شبه پيموده اند. مي گويد به ضابطه معتقد است و بيش از آن به سرنوشت.
 

ما هم نمي خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نا بازيگرشهرستاني معرفي كرده و[به قول خود زماني] با سليقه اي عمل كردن كينه خود را دردل او نشانده اند، بازيگري اش را به بوته ي نقد بكشانيم. مي نشينيم به انتظار و نقدها را مي گذاريم براي بعد. بازيگري بي شك مهارتي نيست كه بشود داشتن يا نداشتن را درچهره ي او جستجو كرد.
 

يوسفي كه حالا مي بينيم جوان 23 ساله اي است اهل فريدون كنار. اوشبيه همه جوان هاي دور و برم لباس پوشيده و يك غرورپنهاني را درتكان دادن هاي دست و حتي نگاه كردنش به آدم هاي ميزكناري مي بينم. تعجب نمي كنم وقتي مي گويد دو تا دوست بيشترندارد وهمكلاسي هايش مي گويند: فلاني به زمين هم فخر مي فروشد.با مصطفي زماني دريك شب زمستاني گفتگومي كنم. تا به خانه برسم به يوسفي فكرمي كنم كه تصويري كردن حقيقت زيبايي اش بي شك كار دشواري است ( كه شايد ازعهده ي هيچكدام ازاين خيل چشم رنگي ها برنيايد).


ازبين چند كانديدا انتخاب شديد ؟
 اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار ازجلوي دفتراين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي ازدوستانم عكس مرا به آقاي سلحشورنشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و3 روزبعد دو تا ازسكانس هاي سريال را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگركانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. ازتاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري دراوايل بهمن همان سال، شرايط بسيارسختي داشتم. برخي عوامل اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبربايد يك بازيگرناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري وشهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.
 

با جلساتي كه گذاشتند وحمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس ازيك هفته هم بازيگرثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كارمي كنم.
 

از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟
 من حس مي كنم اين نقش نيازبه كسي دارد كه بدون توجه به دوربين وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند نا خودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكترفكرنمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كارنيازبه آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم ومن اين كاررا پيشترانجام داده بودم. شايد به خاطرنوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگرحرفه اي نمي تواند اين نقش رابراي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر را بايد براي مردم بازي كرد.
ادامه نوشته

تاريخچه طلا و جواهرات

بوميان ، قرن‌ ها پيش ، طبيعت را به خود حلقه‌ آويز مي‌کردند . آنها معتقـد بودند طبيعت ، تمام قدرت جادويي خود را در گل و برگ و چوب و سنگ ذخيره کرده و آنهايـي که حلقه‌اي از گل يا نخ يا سنگ به دور گردن و کمر خود مي‌آويزند ، قدرت طبيعت را به بهاي رواج زيبايي مي‌خرند . تاريخ بشريـت از تاريخ زيورآلات جدا نيست . گرايش بـه زيبايي و زيباتـر شدن هميشـه در همه جا وجود داشته. با ظهور اولين مدسازان ماقبل تاريخ ( نخستين انسان‌هايي که به لحاظ آناتوميک مي‌توان آنها را انسان مدرن ناميـد ) قدرت‌هاي جادويي و نمادين زيورآلات به سراپاي تاريخ بشريـت آويخته شد .

حالا هم برخي از مردم با اين باور که ارواح شرور از خانه و خانواده‌شان دور مي‌شود ، نماد دلفين يا اسب تک‌شاخ را روي سنگ مي‌تراشند و بر سر در خانه‌شان نصب مي‌کنند . بـرخي مسيحيان براي دفع ارواح بد و خبيث، دوري از گناه ، حمايت در برابر انواع خطرها و دشمني و نجات‌ زن باردار حين زايمان، شمايل مسيح و حواريون را از طلا و کهربا مي‌سازند و روي ميز دعا مي‌گذارند .

• مردها پيشگام‌ بودند
گرچه امـروز اغلب طرفداران وسايل زينتي را خانم‌ها تشکيل مي‌دهـنـد ولي هزاران سال پـيـش ، مردها بـودنـد که براي اوليـن بار با برگ درختان ، موهايشان را زيـنـت ‌دادند . 3 هزار سال پيش از ميلاد مسيح ، هنـرمنـدان سرزمين فـراعـنـه اولين کساني بـودنـد که طلا را کشف کردنـد و چـون چکش‌خور خوبي داشت ، از آن براي فراعنه تاج و گردن‌ بند ساختند .

1400 سال پيش از ميلاد مسيح، در يونان باستان ، مرواريدهاي زيبا به شکل‌ گل و صدف و پروانه تراش خورد. هزار و 100 سال بعد ، يعني دقيقا 300 سال پيش از تولد مسيح ، يونانيان دست به ساخت زيورآلات چند رنگ زدند و در اين ميان از زمـرد ، عقيق سرخ ، لعل کبـود و مرواريد استفاده کردند. آنها سنگ‌هاي رنگي ، شيشه و مينا را هم در کارهاي خود به کار بردند .

طلاي معـروف ايتاليا 8 سال پيش از تولد مسيح به بازار آمد و از آن پس ، آوازه‌ي زيبايي آن طلاها سراسر جهان را پر کرد. در قرن 13 ميلادي، استفاده از جواهرات در اروپاي باستان متداول شد و مي‌شد بـه وفـور لباس‌هاي اشرافي مملو از جواهرات را بـر تـن زنان ديد . اين در حالي بـود که در فرانسه، به تن داشتنِ کمربند زينتي و جواهرات براي شهروندان ، ممنوع بـود . با شروع رنسانس در قـرن 14 و کشف راه‌هاي دريايـي و سرزميـن‌هاي جديـد در آمريکا و استخراج طلا ، استفاده از گردن‌بند و گوشواره و سنجاق لباس در طبقه اشراف رايج شد. در اين عصر، زيورآلات بـراي مراسم مذهبي استفاده مي‌شد و فقط تاجران قـدرت خريـد آن را داشتند . اما کم‌کم جواهرات هم مانند تمام چيزهاي ديگر فراگير و همگاني شد.طراحي جواهرات به صورت آن‌چه امروز مي‌شناسيم، از قرن 16 آغاز شد . تمام زيورآلاتي که براي اوليـن بار در ايتاليا و فـرانسه ساختـه شده هم‌ اکنـون در مـوزه هنـر لنـدن و لوور پـاريـس نگهداري مي‌شود.

• جواهرات رمانتيک
در قرن 17 براي اولين بار حلقـه ، انـگشتـر و زنـجيـر ساعت در فـرانسه ساختـه شد . همـزمان با انقلاب صنعتي در سال 1789 طراحي ، ساخت و فروش جواهرات ممنوع شد و در حدود 3 سال بعد مجددا رواج پيـدا کرد . آغاز شکوفايي جواهرات در اروپا را بايد قرن 19 دانست . وقتي ويکتوريا در سال 1837 ملکه‌ي انگلستان شد، جواهرات بيشتر حالتي رمانتيک يا ناسيوناليستي داشتند. با به ‌سلطنت ‌رسيـدن ملکه ويکتوريـا ، آمريکايي‌ها و انگليسي‌ها هم دست بـه ساخت جـواهـرات زدند.

• گول‌زنک‌هاي پرخريدار
ايتاليايي‌ها خريداران اصلي سنگ‌هاي گرانبها و مرواريدهاي اصلي شرقي بوده‌اند. تجار ايتاليايي، جواهرات را بـه قيـمـت نازل از شرق مي‌خريـدنـد و بـه‌ گزاف بـه اروپاييان مي‌فـروخـتـنـد . در ميـان جواهرات، مرواريدهاي سفيد هند و ايران ارزش بالايي داشت . ونيزي‌ها کم‌کم براي آن‌ که فروش و سودشان را بالاتر ببرند به فکر افتادند که سنگ‌هاي مصنوعي شبيه مرواريد بسازند و بـه قيمت پايـيـن‌تـر بـه مردم عادي بـفـروشنـد و سرانجام 1300 سال پـيـش ، با مخلوط کردن پـودر شيشه سفيد، سفيده تخم‌مرغ و ماده لزج حلزون ، مرواريد مصنوعي ساختند .

• جواهرات مردگان
جواهـرات مردگان با فـوت شاهـزاده آلبرت باب شد . جـواهـرات مـرده ، شامل تمامي سنگ‌هاي گرانبهاي مشکي مي‌شد که به صورت تاج روي سر مرده قرار مي‌دادند . اطرافيان آنها تا ماه‌ها از هيچ جواهري استفاده نمي‌کردند .

• فانـتـزي ‌تـرها
 از سال 1960 بـه بـعـد ، طراحان جواهرات تصميم گرفتـنـد از روش ‌ها و طرح هاي سنتي کمي فاصله بگيـرنـد و فانـتـزي‌ تـر بـشونـد . اوليـن کسانـي که مشتـاقـانه بـه سمـت ايـن جواهرات رفتند ، بازيگـران بنام هاليوود بودند که باعث شدند ايـن سبک از جواهر سازي در تمامي جهان رونـق پـيـدا کنـد . امروز هم مي‌توانيـد انواع و اقسام اين جواهرات فانتزي را که مخلوطي از طلاي زرد (طلا+ آلياژ برنز)، طلاي سفيد (طلا+ آلياژ نقره) و انواع سنگ‌هاي قيمتي است، بيابيد.

اس ام اس سركاري

عزت الله انتظامي
بزرگ مرد
سينماي
ايران
ديشب
در سن 80 سالگي
در اثر
سانحه تصادف كه در نزديكي منزل وي اتفاق افتاد از خواب پريد!!!

بدن انعطاف پذير دختران










انتخاب لباس براي لاغر تر نشان دادن آقايان

اگر مردی هستید چاق یا درشت هیکل (یا هر دو!) بهترین روش برای تناسب شما، کاهش وزن به کمک رژیم غذایی درست و ورزش کردن است. اما لباس پوشیدن و انتخاب مدل های مناسب، می تواند به شما کمک کند که در بهترین حالت خود ظاهر بشوید. در اینجا ما نکاتی را در مورد مردان چاق و درشت هیکل بیان می کنیم تا بتوانند اندام خود را متناسب تر نشان دهند:

1- مطمئن بشوید که لباس های شما خیلی تنگ نیستند. لباس های شما باید کاملا اندازه باشند. لباسی که خیلی تنگ باشد، تمام برآمدگی و برجستگی های بدن شما را که ترجیح می دهید دیده نشود و به آنها توجه نشود، نشان می دهد. از طرف دیگر، هرچند که لباس های خیلی گشاد قسمتهای نامناسب اندام شما را می پوشاند، اما باعث می شود که شما ازآنچه که واقعا هستید، بزرگتر دیده بشوید. پس هنگام خرید به اندازه مناسب لباس دقت کنید.

2- از پوشیدن لباس هایی که شانه های شیب و کج دارند، خوداری کنید. زیرا این مدل بالاتنه باعث می شود که توجه به قسمت میانی بدن شما جلب بشود؛ در عوض سعی کنید لباس هایی بپوشید که شانه های آن اندکی چهارگوش باشد تا موجب تمرکز دیگران به صورت شما بشود.

3- مدل هایی که طرح های پررنگ و برجسته دارند، نپوشید. از پوشیدن رنگهای تند و مدل های زرق و برق دار خودداری کنید، زیرا توجه را به نیمه بالایی اندام شما بیشتر جلب می کند. یکی از طرح هایی که پوشیدن آن را به شما توصیه می کنیم، راه های عمودی لباس است که به باریک و لاغر به نظر رسیدن شما کمک می کند. رنگهای یکدست و تیره نیز بهترین یاور شما است و باعث می شود که فورا 4-5 کیلو لاغرتر به نظر برسید.

4- شلوار مناسب بپوشید. شلوارهایی را انتخاب کنید که نسبت به شلوارهای معمولی، فاصله بین کمر و محل انشعاب شلوار کمتر باشد. همچنین مطمئن بشوید که کمر شلوارتان به اندازه کافی بزرگ هست تا با بخش میانی بدن شما هماهنگ باشد و شکمتان از کمر شلوارتان جلوتر نیاید. شکمی که از شلوار جلوتر بیاید و برآمده بشود، بالاتنه را بلندتر و پایین تنه را کوتاهتر نشان می دهد که اصلا جالب نیست. افراد چاق و تپل باید از پوشیدن شلوارهای پلیسه دار نیز خودداری کنند، زیرا قسمت ران را بزرگتر نشان می دهد.

5- جیبهای خود را خالی کنید. در جیبهای خود بار اضافی حمل نکنید. جیبهاتون را از چیزهای غیر ضروری مثل یک موبایل بزرگ یا کیف پول پر و حجیم خالی کنید. می توانید جیبهای روی شلوار خود را ببندید یا کلا حذف کنید.

6- پیراهن های یقه هفت بپوشید. یقه های هفت روشی عالی برای ایجاد تصور داشتن گردنی لاغرتر است، خصوصا اگر شما غبغب دارید. این نوع یقه توجه را به جای گردن، به سمت قفسه سینه جلب می کند. در مورد پیراهن های مردانه، یک مدل یقه هفت نوکدار تیز انتخاب کنید تا توجه دیگران معطوف چهره شما بشود. از مدل های یقه اسکی و یقه بلند خودداری کنید، زیرا گردن شما را می پوشاند و باعث می شود که کوتاهتر و در نتیجه چاق تر و بزرگتر دیده بشوید.

7- کتهای سه دگمه بپوشید. از پوشیدن کتهای یک یا دو دگمه خودداری کنید. کتهای سه دگمه به اندازه مدلهای دو دگمه گلاسیک است، اما اندام شما را بلندتر و باریکتر نشان می دهد و در نتیجه لاغتر به نظر می رسید. همیشه دگمه بالای کت خود را باز بگذارید تا از کشیدن لباس شما جلوگیری کند، بنابراین حرکت شما کمتر محدود می شود و بهتر به نظر می رسید.

8- راست بایستید. این یک نکته اثبات شده و بسیار مهم است. روی حالت ایستادن و وضعیت خود کار کنید. تا جایی که می توانید راست و مستقیم بایستید، این کار به شما کمک می کند تا چندین کیلو لاغرتر به نظر برسید و احساس اعتماد به نفس بیشتری نیز داشته باشید. برای اینکه لاغرتر به نظر برسید، حتی می توانید کفش هایی که پاشنه کوتاهی دارد، بخرید .

9- کتهای حجیم و بزرگ نپوشید. از پوشیدن لباس های حجیم مانند پلورهای پشمی کلفت و حجیم خودداری کنید. برای اینکه در فصل زمستان گرم بمانید، از پارچه های کشمیر استفاده کنید که در عین حال که شما را گرم نگاه می دارد، مانع افزودن حجم اضافی به اندام شما می شود. یا می توانید از ترکیب یک پیراهن و ژاکت یقه هفت استفاده کنید. در مورد کت شلوار، از پارچه های پشمی نرمتر و سبکتر استفاده کنید. اگر توانایی دارید، کت شلوارهای پشمی سبک با کیفیت عالی تهیه کنید که بهترین نمونه کت شلوار مناسب اندام شما است.

10- شلوارهای بلند بپوشید. شلوارهای بلند شما را بلندتر ولاغرتر نشان می دهد. حتی پاچه شلوارتان می تواند تا روی زمین باشد تا واقعا شما را بلندتر نشان بدهد.

همه چيز در باره شيطان پرستي

روزگار عجیبی است هر گوشه ، در هر خیابان یا بین دوستان را که نگاه می‌کنی درباره این کلمه می‌شنوی مخصوصا بین کسانی که ادعای متال‌بازی و گوش دادن به موسیقی متال به خصوص سبک بلک‌متال را یدک می‌کشند.
چیزی که الان در جامعه مشاهده می‌شود باب شدن شیطان پرستی و انداختن پنتاگرام در گردن است.
بلک‌متال Darkthrone ، مرلین مانسن ( مريلين مانسن )، نیرو انا ، آنتون لاوی، کلیسای شیطان ، satanic bible ، آدم خواری ، skull-n-bone .... احتمالا دست کم یکی از این کلمات را تاکنون شنیده‌ و آدم های زیادی را هم دیده‌اید که خودشان را طرفدار این نامها و گروهها می‌دانند.
شیطان پرستی موسیقی های آنها را گوش می‌دهند ، گاه‌ لباس‌های عجیب و غریب می‌پوشند، نشانه های خاصی دارند و به قول خودشان تیریپ خفن می زنند!
از اینها که بگذریم حتما زیاد هم شنیده‌اید که در فلان کشور یک عده شیطان پرست یک آدم را تیکه تیکه کردند یا خوردند یا فلان جنایت را انجام دادند. در اين شرايط بر خود واجب ديدم مطلبي در اين زمينه براي آگاهي بيشتر جوانان عزيزمان تهيه كنم:

شیطـان‌پرستـی به چه معنـاست؟
شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قوی تر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خداست.
در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین، قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ برشمرده می‌شود قانونمند می‌کند.
در شیطان پرستی، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.
به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد:

تعریف اول : هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند که معمولا از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند و منتسب به طبیعت حقیقی انسان می‌نامند.

تعریف دوم : گروه‌هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست می‌نامند.

تاریخچـه شیطان پرستـی
شاید عده ای شیطان پرستی را آئینی مدرن و نهایتا مربوط به قرن های گذشته می دانند اما واقعیت چیز دیگریست. شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد.
البته شواهد به دست آمده این حرف را تصدیق می‌کند که شیطان پرستی در نواحی امریکای لاتین، امریکای جنوبی و آفریقای مرکزی به قرنها پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد.
در اکتشافات امریکای جنوبی یکی از قبایل این قاره که اعتقاد بسیاری به خوب و بد داشتند شیطان را می پرستیدند و حتی انسان هایی را برای شیطان قربانی می‌کردند.
مکان های انجام مراسم قربانی هنوز وجود دارد و اجساد مومیایی به دست آمده و نوع کشته شدن ها نشانگر قربانی شدن این انسانها (که در آنها بیشتر زنان به چشم می‌خورند) است.

در آفریقای مرکزی و در دشتها و کویرهای سوزان این قاره نیز در قبایلی که معروفترین آن قبیله اوکاچاست،
شیطان به عنوان قدرت مطلق زمین و آسمان و پدید آورنده آن و خدای خشم و نفرت پرستش می‌شد و حتی قربانی هایی نیز در مواقع خاص به آن اهداء می‌شد.

بیان این نکته ضروری است که زمان قربانی کردن انسانها در برابر شیطان لحظه های خاصی بوده است.
تاریخچه شیطان پرستی به سالهای بسیار دور بر می‌گردد که بعدها این آیین و سنت به صورتهای دیگر نمود پیدا کرد که چیزهایی از گذشته چه با تحریف و چه بدون تحریف دست به دست در حال عبور همراه با زمان است.
البته شیطان پرستی به هنگام پیدایش زبان و خط و زمان مادها ، سومریان، بابلیان و ... نیز ادامه داشت تا این که شکل نوین آن به وجود آمد.

مبدا شیطان پرستـی
مبدا شیطان پرستی قدیمی همانطور که گفته شد به قرون اولیه آدمی بر می گردد. در زمانهای قدیم انسانها در برابر هر چیزی که قدرت مقابله با آن را نداشتند و از درک آن عاجز بودند، تسلیم می‌شدند و سجده می‌کردند.
شیطان پرستی قدیمی بر اساس سنتهـای خداپرستــی و شیطان پرستی واقع نشده است و نمی‌تواند اینگونه باشد که آنها برای اینکه در مقابل قدرتی بزرگ سجده کنند.
مسلما این قدرت در شب از عظمت مخصوصی برخوردار بوده است و به ستایش و پرستش موجودی فوق طبیعی و دهشتناک که قدرت فوق العاده ای دارد می‌پرداختند که مبدا شیطان پرستی قدیمی را به وجود آورد.
شیطان پرستی جدید را پاره ای از انگلیسیان که گفته می‌شود از نجیب زادگان بودند به راه انداختند برای اینکه از قدرت شیطان و قدرت تاریکی بهره ببرند و پس از آن مراسم شیطان پرستی نوین برگزار می‌شود.
تغییرات بسیاری نسبت به شیطان پرستی قدیمی و قرون وسطایی وجود داشت؛ اما به هر حال استفاده از قدرت شیطان همچنان باقی مانده است و این چیزیست که نمی‌توان خط بطلانی بر روی آن کشید.

شیطان پرستی


سیر تاریخی شیطان پرستی:
شیطان پرستی قدیمی : شیطان پرستی قدیمی شیطان پرستی ای است که به قرون وسطا برمی‌گردد،؛ با اینکه همانطور که در تاریخچه شیطان پرستی ذکر گردید شیطان پرستی به قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد اما اصولا شیطان پرستی قدیمی را مربوط به قرون وسطا می‌دانند.
موضوعی که امروزه درباره شیطان پرستی قدیمی وجود دارد و در برخی کتابها دیده می‌شود به این مطلب برمی‌گردد که اصولا شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی خدمتی به بشریت کرده باشد ! این ، البته نظریه ای است که آن چنان نمی‌تواند درست باشد و انسان را حداقل از لحاظ فکری ارضا کند زیرا پیش از مسیحیت و در زمان های حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) و حتی پیش تر شیطان پرستی وجود داشته است.باید اذعان داشت چیزی به عنوان شیطان مسلما وجود دارد چون اگر نبود هیچ وقت آدم و حوا به زمین سقوط نمی‌کردند. پس نظریه فوق را می‌توان نسبت به مسیحیت و کلیسا مغرضانه خواند.
شیطان پرستی قدیمی از لحاظ معنی و از لحاظ اعمال مسلما با شیطان پرستی کنونی بسیار تفاوت دارد. شاید بتوان گفت چیزی که به عنوان شیطان پرستی امروزه در جوامع گوناگون قرار دارد شیطان پرستی قدیمی یا قرون وسطایی است که این شیطان پرستی به طور کلی محکوم شده است.
شیطان پرستی جدید با آن به مبارزه برخاسته است اما خوب هنوز عده زیادی آن را قبول دارند و به آن احترام می‌گذارند و قوانین آن را اجرا می‌کنند.
شیطان پرستی قدیمی استفاده از کمک شیطان در کارهای زیان آور و کمک به برخی پادشاهان در جنگها بوده است و حتی همسر پادشاه فرانسه برای نجات شوهر خود از مرگ مراسم شیطان پرستی قرون وسطایی را انجام داد.
شیطان پرستی قدیمی اعتقاد دارد که شیطان وجود دارد و قدرت او عظیم ترین قدرت بر روی جهان است.
اصل شهوترانی و ارضای جنسی اصل لاینفک این مراسم است. شیطان پرستی قدیمی مخالف با مسیحیت و کلیسا است و دقیقا در مراسم خود اعمال ضد مسیحیت را انجام می‌دهد.
آنها به مسیحیت و کلیسا اعتقادی ندارند و آنها را عامل بدبختی مردم می‌دانند. آنها می‌گویند مسیح پیامبری بود که باید زمین را آباد می‌کرد و مردم را به راه راست می‌برد اما تنها کاری که انجیل انجام داده دروغگویی و رواج بدی در جامعه است ! آنان قربانی کردن انسان را امری ضروری برای آرامش و احترام به شیطان می‌دانند.
در این میان دختر بچه ها بهترین قربانی برای شیطان هستند. ریختن خون در این مراسم نشانه تقدس این مراسم است ( همانند نوشیدن شراب در عشای ربانی مسیحیت که به عنوان نشانه تقدس و خون مسیح است.
شهوترانی در این مراسم از کارهایی است که باید بدان پرداخته شود چون در شیطان پرستی قدیمی ارضای حس جنسی یکی از مهم ترین عوامل است.البته با توجه به اینکه شیطان پرستان قدیمی بدترین اعمال را برای مبارزه با خدا، مسیح و شیطان انجام می‌دادند لذا امور جنسی نیز به بدترین و فجیع ترین نوع انجام می‌گرفت.
آنان به جهنم اعتقادی نداشتند و می‌گفتند جهنم همین دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم ؛ بر همین اساس بدترین گناهان را در مراسم خود انجام می‌دادند. شیطان پرستان قدیمی شیطان را موجودی با هویت خارجی می‌دانند.


شیطان پرستی جدید
شیطان پرستی جدید در انگلستان به وجود آمد و البته زیاد نیز تعجب برانگیز نیست زیرا انگلیس یکی از کشورهایی است که جادوگرانی بسیاری داشته است و البته وجود اهالی باستانی آسیای میانی و خاورمیانه و همچنین اهالی یونان باستان در انگلیس ثابت شده است.از اکتشافات در برخی محل های برگزاری مراسم شیطان پرستی و جادوگری در انگلیس نظیر محل استون هنج آثاری از تمدن ایران و یونان پیدا شده است.
همچنین در کتب شیطان پرستی و جادوگری ، کلمات عبری ، یونانی و فارسی وجود دارد البته نه به صورت کنونی.
شیطان پرستی جدید بر خلاف شیطان پرستی قدیمی اعتقادی به وجود شیطان خارجی ندارد بلکه شیطان پرستی جدید شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی می‌داند و این باطن هر کسی است که شیطان در آن وجود دارد و مراسم شیطان پرستی جدید مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی است که با اعمال جنسی آرام و ارضا می‌شود.
آنان جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه وجود دارد مدیون آدم است.دیگر این که انسان باید کامل ترین لذت جسمانی و جنسی را در این دنیا ببرد.گزارش ایسکانیوز می افزاید، آنان معتقدند بعد از مرگ ، روح کسانی که لذت جسمانی لازم را نبرده اند به این دنیا برمی‌گردد و لذت جنسی خود را کامل می‌کند.


انواع شیطان پرستی از نظر ایدئولـوژی
شیطان پرستی جدید آیینی است دارای شباهت هایی به اومانیسم که انسان را برترین موجود می داند و او را تنها در برابر خود مسئول می داند:
«آنتون لاوی» می گوید : خدای باعظمت و با شکوهی وجود ندارد، و جهنمی که در آن گناهکاران کباب می شوند هم نیست.اینجا و حالا روز شکنجه و سختی ماست ! حالا و اینجا روز خوشی ماست ! اینجا و حالا فرصت ماست ! این روز، این ساعت را انتخاب کن که زندگی رهایی بخشی نیست !"
شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول می‌داند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود .
شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای این اصول هستند:

Atheism (خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد)
Not dualistic (روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد)
Autodeists (خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست)
Materialistic ( اعتقاد به اصالت ماده)
وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی هست.
ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.
اعتقاد به لذت اعلای دنیوی ، زیرا تمامی خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است.

خداحافظي قهرمان

امروز هادي ساعي قهرمان و پهلوان نام آور كشورمان پس از سالها كسب مقام و افتخار براي كشورمان از دنياي تكواندو خداحافظي كرد تا جا براي خود نمايي بيشتر به جوان تر ها داشته باشد. با اين حال هادي ساعي تا يك يا دو سال ديگر به راحتي ميتوانست كسب افتخار كند ولي به دليل آسيب ديدگي‌هاي بيش از حد قادر به ادامه نبود.
با آرزوي موفقيت براي پهلوان ساعي


همه چيز در باره باراك اوباما

اوباما كيست ؟
"باراک حسین اوباما" عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا‌ و سناتور جوان ایالت ایلینویز در انتخابات سراسری این کشور به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهوری آمریکا برگزیده شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، اوباما از سال 2007 با برپایی مبارزات انتخاباتی برای ریاست جمهوری، خود را به عنوان کاندیدای حزب دموکرات و به عنوان یک چهره سیاسی ملی در آمریکا مطرح و در 3  ژوئن سال 2008 با کنار زدن هیلاری کلینتون تنها رقیب جدی خود در کنگره ملی حزب دموکرات به عنوان نامزد این حزب معرفی شد.



زندگینامه اوباما:
باراک حسین اوباما 4 اوت 1961 در ایالت هاوایی از پدری کنیایی و سیاهپوست و مادری سفیدپوست اهل ویچیتا ایالت کانزاس متولد شد، اما در نهایت این ازدواج منجر به جدایی شد.    
زمانی که او شش ساله بود، مادرش با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و خانواده دسته جمعی راهی جاکارتا شدند.
بعدها باراک اوباما برای تحصیل بیشتر و زندگی با پدربزرگ و مادربزرگش به هاوایی بازگشت. وی در 1983 لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بین الملل را از دانشگاه کلمبیا نیویورک به دست آورد و پس از آن به شیکاگو نقل مکان کرد. در سال 1988 پس از چند سال کار در شیکاگو با گرفتن وام تحصیلی وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد. سرعت پیشرفت وی در آنجا چنان شتاب پیدا کرد که در سال دوم تحصیل خود به ریاست نشریه مشهور قانون هاروارد انتخاب گردید و نخستین رئیس سیاهپوست این نشریه حقوقی شد.

اوباما خیلی زود دکترای حقوق خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه ممتاز دریافت نمود.
اوباما پس از هاروارد به شیکاگو بازگشت و به عنوان یک وکیل حقوق مدنی مشغول فعالیت شد و دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو بلافاصله از او سریعا بعنوان یک هیئت علمی جدید استخدام بعمل آورد.


زندگی سیاسی:
اوباما در 4 ژانویه 2005 وارد سنا شد. با وجود تازه وارد بودن در واشنگتن او گروهی از مشاوران خبره را که معمولاً سناتورهای تازه کار به آن توجهی نمی‌کنند به کار گرفت. وی "پیت رز"، سیاستمدار کهنه کار ملی را به عنوان رئیس ستاد خود انتخاب و همچنین "کارن کورن بلو" اقتصاددان را به عنوان معاون سیاسی خود منصوب کرد. وی همچنین مسئولان اجرایی پیشین کلینتون، "آنتون لیک" و "سوزان رایس" را به عنوان مشاوران سیاست خارجی خودش برگزید.
اوباما پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرده و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شده ‌است. اوباما در فوریه سال 2007 در ایالات ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 خواهد بود.
ستاد انتخاباتی وی موفق به جلب 54 میلیون دلار از حامیان در نیمه نخست سال 2007 شد که رکوردی در جلب سرمایه نسبت به انتخابات سالهای پیش از آن بود. نظرسنجی‌ها نشان داد که او با سناتورهیلاری کلینتون دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری حزب دموکرات رقابتی تنگاتنگ دارد. همچنین او در انتخابات مقدماتی مجمع حزب دموکرات در ایالت آیووا نفر اول شد و در ایالت نیوهمشایر با اختلاف 3 درصد بعد از سناتور کلینتون در جایگاه دوم قرار گرفت که سرانجام این روند منجر به پیروزی او به عنوان نامزد دموکرات شد.   

پس از پایان انتخابات اولیه در حزب دموکرات، رقابت او با مک کین برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آغاز شد.
جان مک کین اوباما را به بی تجربگی در سیاست خارجی متهم کرد و در مقابل اوباما نیز در اظهارنظری مک کین را جیره خوار شرکت‌های نفتی دانست.
اما این اتهامات از سوی جمهوریخواهان با توجه به افزایش بحران مالی و دیدگاه منفی آمریکا به بوش و جمهوریخواهان راه به جایی نبرد و اوباما به پیروز انتخابات بدل شد.
اوباما در سخنرانی خود  در 4 ژوئن 2008 بدون توجه ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران گفت: "اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ "هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد"


موضع گیری‌های سیاسی:
اوباما از اولین مخالفان سیاست‌های دولت بوش در عراق بوده ‌است. در دوم اکتبر 2002 روزی که کنگره مصوبه جنگ عراق را تصویب کرد و به دولت بوش مجوز جنگ را داد، اوباما در جمع کثیری از مخالفان جنگ عراق در شیکاگو سخنرانی کرد.
در 16 مارس 2003، هنگامی که جرج بوش اولتیماتوم 48 ساعته ‌ای به صدام حسین برای خروج از عراق یا مواجهه با جنگ داده بود، اوباما در بزرگترین اجتماع ضد جنگ در شیکاگو سخنرانی کرد و اظهار داشت که هنوز برای جلوگیری از وقوع جنگ دیر نشده است.
این مسئله او را از سایر رقبایش در انتخابات سنا در سال 2004 که به جنگ رای مثبت داده بودند متمایز کرد و او به عنوان یک سناتور با مواضع لیبرال جایگاه خود را متمایز کرد.


موضع گیری در برابر ایران:
باراک اوباما در ژوئن 2007 طرحی را به مجلس آمریکا ارائه داد که سرمایه گذاران خارجی را به خروج سرمایه‌های خود از ایران تشویق می‌کند.    
به ادعای سناتور اوباما دولت ایران از درآمدهای نفتی برای توسعه برنامه هسته ‌ای خود و حمایت از گروه‌های تروریستی در خاورمیانه استفاده می‌کند و اعمال فشار بر شرکتها برای قطع روابط مالی با جمهوری اسلامی اثر تحریمها را افزایش می‌دهد.
وی در سخنرانی خود در نشست کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل موسوم به ایپک  در 4 ژوئن 2008 بدون توجه ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران گفت: "اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ "هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد". اوباما طرفدار مذاکره با ایران در سطح عالی و حتی مذاکره با رییس جمهور ایران است.



موضع در برابر اسرائیل:
رژیم صهیونیستی از مسائل مهمی است که تمامی سیاستمداران آمریکایی اعم از جمهوریخواه و دموکرات باید موضعی روشن در برابر آن اعلام کنند.
نشست کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل موسوم به ایپک از جمله مجامعی است که سیاستمداران و نامزدها در آن به سخنرانی پرداخته و موضع خود را در مورد اسرائیل اعلام می کنند.
اوباما که بیت المقدس را پایتخت جدایی ناپذیر رژیم اسرائیل می داند در سخنرانی خود در ایپک حمایت بی چون چرای خود را از رژیم صهیونیستی اعلام کرد.
وی همچنین در موضعی خصمانه ایران را بزرگترین خطر برای اسرائیل و همچنین آرامش و ثبات در منطقه خاورمیانه خواند و مدعی شد: "خطر ایران، شدید و واقعی است و هدف من این خواهد بود که این خطر را از پیش پا بردارم".

بزرگترين موز (سركاري)

فرق بزرگترين موز دنيا با كوچيكترين موز دنيا چيه؟
يه كم فكر كن...
نميخواي جواب بدي؟...
باشه عيب نداره از يه ميمون ديگه مي‌پرسم!!!

تصاوير جالب


ديگه مثل اينكه تو اين زمونه به آينه ها هم نميشه اعتماد كرد





اس ام اس خنده دار

تو مسابقه اسب‌دواني يك تركه صد هزار دلار روي اسب شماره 28 شرط‏بندي كرد و اتفاقا برنده 500 هزار دلار شد. مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شماره‌ 28 شرط‏بندي كردي؟ گفت: ديشب خواب ديدم كه دائما جلوي چشمم يك عدد 6 و يك عدد 8 مي‏آد. مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟ گفت: مگه شيش هشت تا 28 تا نمي‏شه؟

روش گرم كردن بدن قبل از مسابقه فوتبال

مرحله گرم کردن و سرد کردن بدن يکي از اجزاء مهم تمرينات و مسابقات ورزشي ميباشد. ورزشکاران بايد آگاه باشند که از گرم کردن بدن نتيجه بهتري براي توانايي بدن ميگيرند و بويژه جلوگيري از مصدوميت بدن ميکند.

تمرينات گرم کردن عمومي عملياتي هستند که بدن انسان را جدا از ورزش گرم و فعال ميکند. اين تمرينات براي گرم کردن ماهيچه و عضلات کلي بدن موثر هستند که از جمله مانند دويدن ، بازيهاي سبک يا کش دادن بدن ميباشد .

تمرينات مخصوص گرم کردن بدن براي ورزش فوتبال شامل تمرينات تکنيکي مثل توپ يک و دو کردن ، پرتاب توپ يا ضرب زدن و…و…و… مي باشد .
در اين بخش ما به تمرينات گرم کردن بدن قبل از بازي فوتبال مي پردازيم تيم بازي 30 دقيقه قبل از بازي وارد زمين مي شود .
مرحله اول بازيکنان توسط مربي به مدت 10 دقيقه آزاد گزاشته مي شوند تا بازيکن با توجه به نياز بدن خود ، خود را آماده سازد که معمولا با دويدن آرام و بعد دويدن با نرمش ، نرمش در جا و کشش همراه مي باشد

مرحله دوم ABCD زمين را درست مي کنيم .دوتيم 5 نفره تقسيم مي کنيم . ضربه براي بازيکنان آزاد است زمان 7 دقيقه مي باشد. نکته مهم اينکه بايد به بازيکنان تذکر داده شود که از تکگل و يا حرکتي که باعث صدمه ديدن شود خودداري کنند . اين يک تمرين ايده ال قبل از شروع بازي مي باشد که بازيکنان را در شرايط بازي قرار مي دهد.

مرحله سوم حرکات سرعتي : بازيکنان 2 به 2 تقسيم ميشوند و کمک مربي در فاصله 10 متري مي ايستد . معمولا 8 بار هر بازيکن بسمت مربي با سرعت مي دود . دو تا سرعتي اول 70% سرعت بايد انجام شود تا بدن آماده سرعت صد در صد شود . سپس 6 بار يا صد در صد سرعت بايد انجام شود. در هر دفعه که سرعت زده ميشود بايد دو بازيکن هماهنگ در جا يک حرکت در جا را نيز انجام دهند ، مثلا زانو بلند در جا ، پا …. ، سر زدن و هد استارت زدن ، و.. و.. و.. در برگشت بازيکنان بايد آرام آرام بر گردند بدون راه رفتن و يا ايستادن .

 در پايان حرکت سرعتي تنفس گرفتن و کشش کردن لازم مي بازد مرحله چهارم محل شوت به سمت دروازه مي باشد که بعد از يک دو کردن بايد به دروازه زده شود و همچنين بازيکنان بنا به نياز خود مي تواند کار ديگري را با توپ انجام دهند مثلا مدافع از کمک مربي بخواهد برايش پرتاپ توپ کند تا با سر و يا پا بر گردرداند تا در شرايط بازي قرار بگيرد. و يا حرکت کششي و يا پا به توپ شدن و يا سرعتي کوتاه و مواردي که هر بازيکن بنا به نياز خود احساس ميکند .

نکته قابل توجه ديگر حضورسر مربي در زمين که ميتواند بازيکنان را زير نظر داشته باشد و يا اگر بازيکني در هنگام گرم کردن مشکل و يا مصدوميت کند بتواند سريع تسميم بگيرد براي جانشيني و همچنين با صحبت کردن بازيکنان را روحيه دهد و همچنين بتواند نفرات تيم مقابل را نيز کنترل کند

 تمرين هندبالي
 دو تيم را به دو گروه مساوي تقسيم مي کنيم ـ بازي در منطقه 18 قدم صورت مي گيرد ـ دو تيم بايد بوسيله دست به همديگر پاس دهند ـ اگر بازيکني توپ را بيش از حد معطل کند توپ به تيم مقابل داده مي شود ـ نوع ديگر اين تمرين بدين شکل انجام مي شود ـ پاس اول بايد بوسيله دست پرتاب شود و ضربه بعدي بوسيله ضربه سر به يار پرتاب شونده و يار ديگر خودي بازگردانده شود
 شکل ديگر بدين صورت انجام مي شود که ضربه بايد ابتدا يک بار به زمين بر خورد کند و بازيکن بعدي در هوا آن را دريافت کند براي موفقيت و پيروزي در ورزش و مسابقات نه تنها بدن انسان ، بلکه روح انسان ( از لحاض فکر ، احساسات ، انگيزه ) هم بايد آماده باشد.

 
شخص بايد فشار روحي و عصبانيت خود را زير کنترل داشته باشد و هدف نهايي او پيروزي باشد و همچنين پذيرش شکست را هم داشته باشد تا روح و روان خود از آسيب حفظ کند هر ورزش کاري ميتواند بدون يک “مربي روانشناس” براي خود روشهاي مختلفي اتخاذ کند مثل روحيه دادن و گرفتن از تيم خود و يا دعا کردن که ميتواند باعث آرامش روحيه شود و در اين بخش هم حتي شناخت هاي جديد علمي پي برده است که استفاده کردن از اين روشهاي شخصي براي اصلاح کردن و کاملتر شدن يک ورزشکار موثر ميباشد هدف ما بالا بردن پايه سازي ، استقرار مجدد بنيادهاي روحي يک ورزشکار و قدرت وي (بهينه سازي وضع حرکات و قدرت ورزشکار در مقابل وجود استرس در مسابقات ورزشي) پتانسيال قدرت روحي توانايي درک کردن موقعيت در زمان بازي ، داراي تمرکز ، هوشياري ، داراي رفتار مشکل گشايي ، توانايي انتخاب ، بر طرف کردن استرس و به دست آوردن بهبودي روش ها تمرينات روحي ، روشهاي آرامش و استراحت اعصاب ، تمرين ايجاد انگيزه ، تمرين سست کردن عضلات ، تلقين اعتماد بنفس ، تمرين درک کردن موقعيت

ارزش تغذيه اي خربزه

خربـزه ميـوه اي شيـريـن ، لذيـذ و گواراست که انـواع گوناگوني دارد و بهتـريـن آن خربـزه خراسان است.
رسول گرامي اسلام (ص) در بيان خواص خربزه فرموده اند : خربزه از زينت هاي زمين است ، آب آن از رحمت الهي ، و شيريني آن از بهشت است.
همچنيـن مي فرمايـنـد : خوردن خربزه پيش از غذا ، بدن را مي شويد و بيماري را از بدن ريشه کن مي کند . خربزه
از امام علي عليه السلام نـقـل شده است خـوردن خـربـزه ، مثـانـه را پـاک و سنـگ مـثـانـه را آب مي کند و ادرار را افزايش مي دهد . ايشان مي فرمايند :
خربزه چند خاصيت دارد :
 1 - خوردني است.
 2 - آشاميدني است ، چون آبدار است.
 3 - ميوه است .
 4 - گل است ( زيرا بويي مطبوع دارد ).
 5 - شيريني است ( زيرا داراي قند زياد است ).
 6 - روده ها و معده را شستشو مي دهد.
 7 - معده و روده را پاکيزه مي کند.
 8 - سبزي است.
 9 - دواي درد است.

 قسمت هايي از اين ميوه که در تغذيه و پزشکي استفاده مي شود، عبارت اند از:
 گوشت ، تخم و پوست ميوه.

• خواص درماني خربزه
 1 - خربزه داراي ويتامينA است ، از اين رو درترميم و تجديد سلول هاي بدن نقش دارد.
 2 - خربزه با داشتـن خاصيت ادرارآور بـودن در بيماري هاي سنگ کليه و مثانه مفيد است ؛ در اين بيماري ها بايد نمک و فلفل کمتر خورده شود.
 3 - خربزه سرشار از ويتامين هاي A ، D و C و سلولز است.
 4 - خربزه به علت دارا بودن خاصيت مليّن ، براي معالجه يبوست تجويز مي شود.
 5 - اگر گـوشـت خـربـزه را له کـنيـد و بـه صورت مـرهـم روي سوختگي هاي سطحي پوست بـدن بگذاريد ، آن را معالجه خواهد کرد.
 6 - تخم خربزه براي سرفه حاد ، درد سينه و حلق و تب هاي شديد مفيد است.
 7 - خربزه باعث افزايش شير در زنان شيرده مي شود.
 8 - مغز تخم خربزه ي بو داده طبيعت گرم دارد.
 9 - مغز تخم خـربـزه ي بـو داده داراي خاصيت ادرار آور ، نرم کننده و افـزايـش دهنده ميل جنسي است.
 10 - خربزه براي اشخاص مبتلا به سل ريوي و کم خوني مفيد است.
 11 - خربـزه ، رنگ چـهـره را روشن مي کنـد و بـيـماري استسقاء ( احساس تشنگي دائمي ) را درمان مي نمايد.
 13 - خربزه به هضم غذا کمک مي کند و رودل را برطرف مي نمايد.
 14 - خوردن 8 گرم دم کرده ي پوست خشک شده ي خربزه ، سنگ مثانه را دفع مي کند.

• احتياط لازم در مصرف خربزه
 1 - مصرف زياد خربزه باعث نفخ مي شود ، در نتيجه در ناحيه معده و روده ايجاد درد مي نمايد.
 2 - بايد خربزه را بعد از غذا مصرف نمود ، زيرا در غير اين صورت توليد اسهال و ورم روده مي کند.
 3 - خوردن خربزه کال در کساني که معده ضعيف دارند ، توليد اسهال مي کند . همچنيـن خلط را مي افزايد و براي سينه درد و سرماخوردگي مضر است.

جك عربي

  يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟ قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟ يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!

كفش هايي عجيب و غريب