چگونه مطلبی را به خاطر بسپاریم تا فراموش نکنیم

دانشمندان ادعا کردند بعد از یادگرفتن یک موضوع اندکی استراحت کنید تا آن را بهتر به خاطر بسپارید.

محققان همیشه معتقد بودند خوابیدن می‌تواند با نظم بخشیدن به مطالبی که شما به تازگی آموخته اید حافظه را قوی‌تر کرده و مطالب را در مغز ذخیره کند.

اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد حتی استراحت بسیار کوتاه و یک زنگ تفریح چند دقیقه ای نیز می‌دهد می‌تواند به نظم و ذخیره سازی بهتر اطلاعات در حافظه کمک کند .

این یافته‌ها که توسط دانشگاه نیویورک در آخرین نشریات عصب‌شناسی به چاپ رسیده است اطلاعات مفیدی در مورد بهبود عملکرد حافظه ارائه کرده است.

این یافته‌ها هم‌چنین نشان می‌دهد چرا ما بعضی از اطلاعات را با کوچک‌ترین جزئیات آن به یاد می‌آوریم ، اما در عوض بعضی دیگر را به سرعت فراموش می‌کنیم.

دکتر لیلا داواچی استادیار دپارتمان روانشناسی دانشگاه نیویورک در این باره گفت :استراحت کوتاه و خوردن یک نوشیدنی مانند قهوه می‌تواند به شما در ذخیره کردن اطلاعاتی که به تازگی آموخته اید کمک کند.

دانشمندان برای آن که پی ببرند آیا یکپارچه سازی حافظه در هنگام استراحت‌های کوتاه و بدون نیاز به خوابیدن نیز اتفاق می‌افتد یا خیر از قسمت‌هایی از مغز که نقش بسیار مهمی در حافظه بازی می‌کردند عکس‌برداری کردند.

در این تحقیقات مشخص شد مغز انسان احتیاج دارد بعد از یاد گرفتن مطلبی مدت کوتاهی استراحت کند تا بتواند به تجزیه و تحلیل مطالب یادگرفته شده بپردازد.

دانشمندان متوجه شدند در هنگام استراحت، قسمت‌های خاصی از مغز به اندازه زمانی که شما در حال یادگیری بودید به فعالیت خود ادامه می‌دهند که این فعالیت‌ها خصوصا در مورد کارهایی که نیاز به خاطر سپردن داشته باشد بیش‌تر است.

دانشمندان کشف کردند مغز بسیاری از اطلاعات خود را فقط برای یک روز نگهداری می‌کند ، اما در هنگام شب درست مانند یک ویرایشگر فیلم که در میان ویدیو کلیپ‌ها جستجو کرده و بهترین قطعات را جدا می‌کند، بهترین قسمت‌های اطلاعات روز را به حافظه بلند مدت فرستاده و در حقیقت آن را آرشیو می‌کند.


مدیریت انرژی فردی

انسان بمنظور تفکر کردن، انجام کار، تصمیم گیری، اداره امور و هر گونه فعالیتی به انرژی نیاز دارد. انرژی جسمی، ذهنی و هیجانی به منزله سوختی میباشند که قدرت خلاقه، اندیشیدن و عمل کردن انسان را به حرکت وا میدارند. بنابراین با مدیریت انرژی و استفاده بهینه از انرژی درونی، میتوانید راندمان و بهره وری خود را ارتقا بخشید. اما در این میان عوامل فراوانی وجود دارند که سبب تخلیه انرژی شما گشته و در واقع انرژی شما را هدر میدهند. تخلیه گرهای انرژی ظرفیت عملکرد شما را کاهش داده و انگیزه و الهامات، که تعیین کننده یک زندگی کامل و متعادل است، را از شما سلب میکنند. با شناسایی و حذف این تخلیه گرها خواهید دید که خستگی، رخوت و کسالت از زندگی روزمره شما رخت بر بسته و سرشار از انرژی و طراوت خواهید شد. بهتر است انرژی خود را صرف مسائل مهمتر، اساسی تر و والاتر زندگی کنید تا آن را تلف مسایل پیش پا افتاده.


1- نگهداری جزئیات در حافظه. انرژی خود را با به خاطر سپردن تمام جزئیات هدر ندهید. عوض به خاطر سپردن لیست خرید، قرارهای ملاقات، نشانیها و شماره تلفنهای اشخاص آنها را در تلفن همراه و یا دستیار دیجیتال شخصی(PDA) خود ذخیره کنید و یا برنامه کاری خود را روی کاغذ یادداشت کنید.

 2- فرضیات و برداشتهای مبهم و غلط از گفته ها، اعمال و واکنشهای دیگران. تا کنون چند ساعت، چند روز و یا چند ماه انرژی صرف کرده اید تا منظور واقعی افراد دستگیرتان شود. به این سناریو توجه کنید: با یکی از دوستان خود در خیابان روبرو میشوید، اما وی بی اعتنا به شما از کنارتان عبور میکند. شما ساعتها به فکر فرو میروید که آیا وی متوجه شما نشده و یا متوجه شده اما به روی خود نیاورده. بهتر است برای روشن شدن ابهامات مستقیما مقصود و منظور دیگران را از خودشان سوال کنید تا حقیقت امر را دریابید، تا اینکه انرژی خود را بیهوده هدر دهید. و یا بیهوده برای خود اشتغال ذهنی ایجاد نکنید.

 3- تحمل و مدارا کردن عوامل آزار دهنده محیط و یا در روابط. صدای جیر جیر در، چکه کردن شیر آب، رنگ کسالت بار و تکراری اتاق کار و یا اتاق خواب....مدارا کردن  و تحمل عوامل آزار دهنده، ناهنجاریها، ناملایمات و حتی بی عدالتی به عنوان یک اخلاق پسندیده در باور مردم رخنه کرده است. ببینید چه چیزهایی در زندگی شما را آزار داده و یا مخل آسایش تان میباشند و در اسرع وقت در حذف آن عوامل برآیید. همچنین روابط ناکارآمد، مخرب و ناسالم انرژی شما را بطور کامل تخلیه خواهد کرد. با مشکلات و مسائل روابط خود روبرو شوید. یقین داشته باشید میزان انرژی که شما صرف اجتناب از مواجهه با شخص خاصی میکنید بسیار بیشتر از رویارویی با آن فرد خواهد بود.
 همچنین انرژی  مثبتی که در بلند مدت پس از حل اختلافات نصیبتان خواهد شد نیز بسیار محسوس، خوشایند و آرامش بخش است. چنانچه رابطه شما با فردی غیر قابل تحمل است  و شریک شما اصلاح ناپذیر میباشد، بدون احساس گناه به رابطه خود خاتمه دهید.

4- بهم ریختگی، بی نظمی و نابسامانی. اغراق نیست اگر بگوییم که مردم دنیا میلیونها ساعت از عمر خود را تلف یافتن اشیاء گم شده خود میکنند. هنگامی که بدنبال دسته کلید خود میگردید و یا میان انبوهی از اسناد دنبال پرونده خاصی میگردید، در واقع انرژی تلف میکنید. زندگی خود را سرو سامان دهید و نظم و ترتیب را در تمام جنبه های زندگی خود اعمال کنید. ضمن آنکه یک محیط مرتب ومنظم به شما آرامش خواهد بخشید.

5- مراقبت از خود را در اولویت آخر قرار میدهید. این باور که نیازهای دیگران را بایستی مقدم بر نیازهای خود بدانیم نیز غلط است. مثلی است که چنین میگوید: "همیشه از فنجان لبریز خود به دیگران بدهید." این بدان معناست که زمانی به دیگران کمک کنید که خود از یک موجودی و ذخیره کافی بهره مند باشید. هنگامی که شما انرژی کافی برای خود نداشته باشید چگونه قادر خواهید بود به دیگران انرژی بدهید؟ وقتی خودتان بیمار و نزار باشید چگونه خواهید توانست از دیگری پرستاری کنید. همیشه از انرژی ذخیره و مازاد خود دیگران را بهره مند سازید و نه از انرژی مورد نیاز خود.

 6- عوامل بسیار زیادی نیز وجود دارند که انرژی شما را بیهوده هدر میدهند بدون آنکه سودی در پی داشته باشند. مانند: سخن چینی، بدگویی، شایعه پراکنی، معاشرت و مصاحبت با افراد منفی باف، خیالبافی، تمرکز بر مسائل گذشته، احساسات و افکار منفی، اختلافات حل نشده، کینه ورزی، انتقام جویی، حسرت خوردن ، خشم، اعتیاد، ترسها، دلواپسی های بی مورد، شغل استرس زا و یا غیر دلخواه، تماشای بیش از حد تلویزیون،آلودگیهای صوتی و هوا،نداشتن هدف مشخص در زندگی، نداشتن اعتماد بنفس (فرد پیوسته در اضطراب و یا افسردگی بسر میبرد)، دروغگویی (فرد پیوسته نگران است مبادا دروغش بر ملا گردد)، فریبکاری، کنجکاوی و مداخله در امور دیگران.

 7- اینکه تمرکز و توجه شما بر چه چیزی معطوف میگردد بسیار حائز اهمیت است، از آنجایی که تمرکز کردن مستلزم صرف انرژی است. تمرکز بر مسائل منفی و عبث انرژی شما را تحلیل داده و در مقابل تمرکز بر موضوعات مثبت و ثمر بخش به شما انرژی میبخشد. انرژیهای منفی را حذف کنید و یا به حداقل برسانید مانند: ترس، خشم، یاس، شرمساری و گناه. انرژیهای مثبت را در خود پرورش دهید مانند: همدردی، شجاعت، گذشت و بخشش، ایمان، صداقت و خوش بینی.

  8- یک عامل تخلیه گر انرژی بسیار نیرومند معاشرت و مصاحبت با کسانی ست که مدام از شما عیبحویی کرده، تحقیرتان میکنند و اعتماد بنفس شما را کاهش میدهند. جدا از مواجهه با این افراد خودداری کنید و در عوض با افراد مثبت، خوشبین، مشوق و دلسوز معاشرت کنید.

 9-به دل گرفتن  و پذیرش انرژی منفی دیگران کار غلطی است. به یاد داشته باشید که انرژی منفی دیگران (اعم از عیب جویی، تهمت، بد دهنی، پرخاشگری، انتقاد ناروا) از درون خودشان نشات میگیرد و به شما ارتباطی ندارد.

10- در صورت نیاز از دیگران کمک بطلبید. درخواست کمک نشانه ضعف و وابستگی نیست.

11-کارهای روزانه خود را الویت بندی کرده و آنهایی که غیر ضروری میباشند را از برنامه  خود حذف کنید.

12-مدیریت زمان را فرا بگیرید.

13- وضعیت ایستادن، نشستن و خوابیدن خود را اصلاح کنید. بر خلاف تصور صاف نشستن از لم دادن  و قوز کردن به انرژی کمتری نیاز دارد.  برای تجدید انرژی از دست رفته و یا بهره مندی از انرژی کافی به چند توصیه زیر عمل کنید:
 1-به موسیقی دلخواه خود گوش  دهید.  
2-رژیم غذایی متعادل داشته و مولتی ویتامین را در آن بگنجانید.
3-آب کافی در طی روز بنوشید.  
4-اطراف خود را از افراد حمایت کننده و مثبت پر کنید.  
5-خواب کافی داشته باشید و به اندازه کافی بخندید.
6-اشتباهات خود و دیگران را مورد بخشش قرار دهید.
7-ورزش و فعالیت بدنی را فراموش نکنید.  
8-نیازهای خود را نادیده نگرفته و آنها را سرکوب نکنید.  
9-اجازه ندهید دیگران وقت شما را تلف کنند.  
10-با شور و اشتیاق"بله" بگویید و با قاطعیت "نه".
11-مرزهای مشخصی برای خود  و دیگران تعیین کنید.
12- هدفمند زندگی کنید. 

ادراک بین فردی

ادراک بین فردی(interpersonal perception) اشاره دارد بر نوع نگرش و قضاوت یک شخص بنام ادراک کننده (PERCEIVER) در مورد شخص دیگری بنام هدف(TARGET).

آشنایی با اصول کلی و تعاملات بین ادراک کننده و شخص هدف، شما را در بهبود روابط یاری میکند.  

مدل روابط اجتماعی:
1- ادراک کننده(PERCEIVER): چگونه فرد تمایل دارد دیگران را ببیند و مورد قضاوت قرار دهد.
2- هدف(TARGET):چگونه فرد توسط دیگران بطور کلی قضاوت گردیده و مورد ارزیابی قرار میگیرد.
 
3- رابطه(RELATIONSHIP):چگونه ادراک کننده بطور انحصاری هدف را می نگرد و مورد قضاوت قرار میدهد.  

سطوح ادراک:  
1- سطح مستقیم(DIRECT LEVEL):من سیب دوست دارم.

2- سطح متا(META LEVEL):من تصور میکنم تو سیب دوست داشته باشی.

3- سطح متا متا(META META LEVEL):من تصور میکنم که تو تصور میکنی من سیب دوست دارم. 


چه عواملی در شکل دهی ادراک بین فردی دخیل میباشند:
1- ویژگیهای هدف: ادراک خود فرد هدف از خویشتن-شخصیت هدف-میزان، نحوه و صحت خودفاش سازی هدف- هیجانات بروز یافته هدف.  
2- ویژگیهای ادراک کننده:شناخت سودار، متعصبانه و تحریف شده ادراک کننده-تصورات قالبی ادراک کننده- انتظارات ادراک کننده از هدف-هیجاناتی که ادراک کننده حین تعامل تجربه میکند-ادراک فرد(ادراک کننده) از خویشتن-عزت نفس ادراک کننده.
3- شرایط اجتماعی: موقعیت فرد در سلسله مراتب پایگاه اجتماعی-اهداف و وظایف مشترک ادراک کننده و هدف.
ادامه نوشته

7 راه برای جلوگیری از ولخرجی

آیا آن قدر ولخرجی کرده اید که به همه مقروض شده اید؟ خوب نگران نباشیـد، شـما تـنها فـردی نیـستید کـه در یک چنین شرایطی قرار گرفته است. زندگی مدرن به گونـه ای است که خواه نا خواه ما را به سمت خرج کردن میکشاند. بـه هر حال اگر می خواهید کلیه ی بدهی هایتان را صـاف کرده و بـه آرامش ذهنـی دسـت پیـدا کنـید، بـاید به صورت ریشـه ای بـا این مشکل برخورد کرده و جلوی ولخرجیـهای بیهوده ی خود را بگیرید.  در این مقاله چند تکنیک به شما آموزش داده می شود که به واسطه ی آنها می توانید مانع از زیاده روی در خرج کردن پولهایتان شوید.

ولخرجی 

1- متوجه باشید که چه مقدار پول خرج می کنید
افراد بسیاری که به خرج کردن معتاد شده اند، دیگر متوجه نیستند که چه مقدار پول خرج می کنند. ابتدا باید دقت کنید که هر آیتمی که قصد خرید آن را دارید چه قیمتی دارد و برای خرید هر یک از آنها باید چه مبلغی را پرداخت کنید، این امر می تواند به شما کمک کند که حساب پول هایتان را داشته باید و ببینید آیا واقعاً به تمام چیزهایی که می خواهید بخرید، احتیاج دارید یا خیر.
به عنوان مثال یک شب که بیرون می روید، ببینید چقدر خرج می کنید.  گاهی اوقات افراد آنقدر پول نوشیدنی و غذای دوستان خود را حساب می کنند که اصلاً متوجه نمی شوند جیبشان خالی شده. این افراد زمانیکه به خانه بر می گردند احساس می کنند که باید مقداری از اسکناس هایشان را گم کرده باشند، غافل از اینکه تمام آنها را خرج دوستانشان کرده اند. شاید چیز گرانی هم نخریده باشند و فقط هزینه ی چای، قهوه، و بستنی و ... بچه ها را حساب کرده باشند؛ اگر با دقت بیشتری به این نوع خرج کردن های خود نگاه کنید، می بینید که اصلاً نیازی به خرید هیچ یک از آنها نبوده است.

2- تصمیمات آنی برای خرج کردن نگیرید
اگر شما جزء افرادی هستید که به طور آنی تصمیم می گیرند تا اجناس گرانقیمتی را خریداری کنند، باید بر روی این خصوصیت اخلاقی خود تجدید نظر کنید. اگر چیزی را می بینید که واقعاً خوشتان می آید و می خواهید آن را همان لحظه بخرید، یک لحظه صبر کنید، حداقل یک روز به خودتان وقت بدهید تا بیشتر روی خرید آن فکر کنید، شاید به این نتیجه رسیدید که اصلاً به آن نیازی ندارید. اگر هم به آن احتیاج داشته باشید بر می گردید و آن را تهیه می کنید. با انجام این کار فرصت پیدا می کنید تا اجناس مشابهی که از کیفیت بالاتری برخوردار هستند را نیز پیدا کنید.  

3- به مکان هایی که به راحتی می توان پول خرج کرد نروید  
اگر ما وقت زیادی را در مکان های خاصی صرف کنیم، خود به خود به سمت پول خرج کردن کشیده می شویم. این نوع پول خرج کردن ها صرفاً احساسی هستند. بنابراین باید سعی کنید تا آنجایی که می توانید اطراف مغازه های مورد علاقه تان پرسه نزنید. به پارک و یا جایی بروید که وسوسه پول خرج کردن به پایین ترین میزان خود برسد.

4- در زمان خرید اهداف خود را معین کنید
 پیش از اینکه به قصد خرید خانه را ترک کنید، لیستی از تمام چیزهایی که به آن احتیاج دارید تهیه کنید. این کار بیانگر آن است که شما تنها چیزهایی را می خرید که به آن احتیاج دارید و اجناس را تنها به این خاطر که "خوشم آمد" نمی خرید.
هیچ گاه بدون تعیین اهداف خرید، پا به بازارهای خرید نگذارید.

 5- مایحتاج خود را اولویت بندی کنید
پیش از اینکه جنسی را بخرید، ببینید ارزش آن چقدر است و تا چه حد به آن احتیاج دارید. اگر این کار را واقع بینانه انجام دهید، آنوقت متوجه می شوید که از هر 10 آیتمی که یادداشت کرده اید، تنها به 8 مورد آن نیاز داشتید. اگر برای این کار یک روز به خودتان مهلت بدهید، آنوقت زمانی که برای خرید بیرون می روید، تنها چیزهایی را تهیه می کنید که واقعاً به آن نیاز دارید.  

6- از روی عادت پول خرج نکنید
در اکثر موارد بیشتر ولخرجی های روزانه ما تنها از روی عادت شکل می گیرند. در بسیاری از مواقع این مخارج روزانه غیر ضروری به نظر می رسند. به عنوان مثال اگر هر روز صبح در مسیر خود به محل کار یک فنجان قهوه می خرید، چرا این پول را برای خرید یک قهوه ساز پس انداز نمی کنید؟ و یا اگر هر روز 2 -3 هزار تومان صرف نهار می کنید، به آن معنا نیست که مجبور هستید تا آخر عمر این کار را انجام دهید. از خانه نهار ببرید. کلیه آداب خرج کردن خود را مجدداً ارزیابی کرده و ببینید که آیا انجام آنها ضروری است یا خیر؛  

7- برای خود محدودیت های مالی محکم تعیین کنید  
اگر واقعاً نمی توانید جلوی ولخرجی های بی مورد خود را بگیرید، بهتر است به صورت هفته ای، میزان محدودی پول به خودتان بدهید. این پول باید نقد باشد، چراکه کنترل و رسیدگی به آن راحت تر است. اگر یاد بگیرید که با ماهی 200 هزارتومان مخارج روزمره خود را بگذارانید، برای پول هایتان ارزش بیشتری قائل می شوید و آداب صرفه جویی را به خوبی یاد می گیرید.

4روش برای افزایش بهره هوشی

در سال های اخیر، تستهای مربوط به آزمایش میزان ضریب هوشی افراد،تغییرات شگرفی داشته است. در گذشته تستی گرفته می شد که سن ذهنی شما را بر سن واقعی تان تقسیم کرده و مقسوم علیه را در عدد 100 ضرب می کردند؛ اما این روزها حداقل برای بزرگسالان، از منحنی ناقوسی شکل استفاده می کنند.

به هر حال انتقادها و اختلاف های بسیار زیادی بر سر تست های هوش، و نحوه تعیین میزان بهره هوشی افراد وجود دارد؛ اما ما سعی می کنیم که به نوع تست کاری نداشته باشیم و تمرکز اصلی خود را بر روی میزان ضریب هوشی معطوف کنیم.


در این مقاله قصد داریم تا شما را با نحوه ی افزایش میزان بهره هوشی (IQ) آشنا کنم و کاری به انواع مختلف تست هایی که ممکن است در این زمینه از شما گرفته شود، نداریم.

هر چند هیچ گونه تست مشخصی وجود ندارد که به طور استاندارد در همه جای دنیا برای سنجش هوش افراد به کار گرفته شود، ولی امتحاناتی وجود دارند که از طرفی میزان هوش شفاهی و از سوی دیگر میزان توانایی های اجرایی افراد را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهند.

در این قسمت از مقیاس هوشی وشلر (WAIS) که ویژه بزرگسالان می باشد، استفاده کرده ایم و از 14 آزمون مختلف بر روی 4 مورد که عبارتند از:
آزمون لغات، شباهت سنجی، جا خالی، و استدلال ماتریسی تمرکز کرده ایم.

نکته: در تلاش برای ارتقای IQ شاید دو مرحله اولیه که مربوط به سنجش توانایی های شفاهی افراد هستند، برایتان خیلی راحت تر از دو مورد بعدی که ماهیت اجرایی دارند، باشند. به هر حال هر یک از این مراحل نیازمند دقت و تمرکز بالای داوطلب بوده و برای قدم گذاشتن به مرحله بعدی باید تلاش کنید.
مرحله 1
لغات را با صدای بلند تشریح کنید :یکی از خرده آزمون های این بخش، تست دایره ی واژگانی است. در طول این آزمون از افرد می خواهند که در مورد لغاتی که به او ارائه می شود، توضیح دهد. به طور اخص هدف این تست آزمایش این مطلب است که یک نفر تا چه اندازه ای می تواند خود را ابراز کند. از آنجایی که این آزمون بیشتر بر روی دانش های قبلی و تجربیاتی که در گذشته به دست آورده اید تاکید دارد، گفته می شود که هوش شکل گرفته ی شما را می سنجد.
برای تقویت این توانایی می توانید فرهنگ لغت را باز کنید و اولین کلمه ای که به چشمتان خورد را انتخاب کرده و با صدایی کاملاً متعادل در مورد آن برای کسی که در مقابلتان نشسته است، صحبت کنید. به عنوان مثال اگر کتاب را باز کردید و لغتی مثل "قره نی" به چشمتان خورد، ضعیف ترین توضیحی که می توانید از آن داشته باشید "نوعی آلت موسیقی" است. اگر قدری از بهره هوشی بالاتری برخودار باشید، میتوانید بگویید: "نوعی آلت موسیقی مانند نی توخالی است که با هوایی که از دهان خارج می شود، به صدا در می آید. با دمیدن جریان هوا به داخل آن می توان صداهای مختلفی را ایجاد کرد. روزنه هایی که بر روی این آلت موسیقی وجود دارند به ما اجازه می دهند تا صداها را تغییر داده و موسیقی ایجاد کنیم." 
شاید این مثالی که در بالا به آن اشاره شد، تا حد زیادی منحصر بفرد باشد، اما نمونه خوبی برای تفهیم این امر بود که چگونه باید به ذات کلمات رسوخ کرد.            

مرحله 2
ایده گرفتن از اشیاء: این گزینه شبیه سازی نوعی "استدلال انتزاعی شفاهی" است؛ و توانایی شما را در اظهار نظر کردن در مورد مفاهیم مختلف به نمایش می گذارد.
معمولاً باید نوعی رابطه و یا الگوی خاص میان سه شی و یا بیشتر پیدا کرده و بعد شئی را انتخاب کنید که با الگوی اولیه مطابقت داشته باشد.
برای افزایش IQ خود 10 شی را انتخاب کنید. به عنوان مثال: DVD ، فنجان، بالشت، کتاب و غیره. سپس شروع کنید به طور شفاهی در مورد هر یک از آنها صحبت کنید و روی جزئیات گفته های خود دقیق شوید تا به یک حقیقت در مورد آن رسیده و بتوایند از آن ایده ی جدیدی برداشت نمایید. به عنوان مثال:
-کپیDVD اولین قسمت حقایق زندگی بر روی زمین در مقابل من قرار دارد.
- اولین نسخه DVD حقایق زندگی مقابل من است.
- DVD اولین قسمت حقایق زندگی
- حقایق زندگی
- سریال کمدی
- سرگرمی

افکار انتزاعی برای ایجاد ارتباط میان موضوعاتی که ظاهراً هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند، ضروری است. به منظور جمع زدن برخی موارد معین به صورت انتزاعی، شما نیازمند حس استنتاج و قیاس بالایی هستید.

مرحله 3
عینیت بخشیدن به مفاهیم انتزاعی : آزمون های جای خالی "ادراک سه بعدی، تجزیه و تحلیل بصری-انتزاعی، و حل مسئله" را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. در این قسمت فرد را امتحان می کنند که تا چه اندازه می تواند چیزی راکه درک کرده بیان کند.
 این مورد را در نظر بگیرید:هیچ کس نمی تواند هوش را تشریح کند؛ این عبارت نمیتواند در بردارنده هیچ گونه مفهوم تفصیلی متداول و دارای چهارچوب از پیش تعیین شده باشد. ما معتقدیم که می توانیم، اما آیا می توان این توانایی را ملموس سازی نمود. از آنجای که در حال حاضر مقابل کامپیوتر نشسته اید اجازه دهید با استفاده از یک مثال کامپیوتری موضوع را برایتان بازتر کنیم؛ به دو صفحه ی وب مجزا فکر کنید: یکی صفحه آرشیو بدون وجود هیچ گونه لینک، و دیگری یک صفحه ی فعال ویکی پیدیا با لینک های چند رسانه ای (hyper links). صفحه آرشیو به درستی می تواند نشانگر تمام چیزهایی باشد که ما در ذهن خود داریم و یاد گرفته ایم - ثابت و بدون حرکت - و اما هوشی که در ذهن ما وجود دارد می تواند مانند صفحه ی ویکی پیدیا باشد، به صورت اتوماتیک لود شده و از طریق آن می توان با صدها ایده ی دیگر در تماس باقی ماند.
همانطور که از هر صفحه ی اینترنت به راحتی می توانیم به صفحات دیگر رجوع کنیم، در ذهن خود نیز می توانیم در عرض چند ثانیه، ایده های مختلف را مورد تحلیل و بررسی قرار دهم.
در این مثال ما سعی کردیم ادراک خود از عملکرد ذهن را برای شما به عینیت نزدیک کنیم. شما می توایند قضاوت کنید که ما در کار خود موفق بوده ایم یا نه. حالا برای اینکه ضریب هوشی خود را افزایش دهید سعی کنید این کار را خودتان امتحان کنید. در مورد طبیعت، اینترنت و هر چیز دیگری که به ذهنتان می رسد این کار را انجام دهید و به ادراک خود قابلیت ملموس اعطا کنید.

مرحه 4
 تقارن یابی: استدلال ماتریسی به منظور محاسبه ی "توانایی حل مشکلات به طور غیر شفاهی، استدلال استقرایی و قیاس سه بعدی" می باشد.
 در ساخته سینمایی "ذهن زیبا" جان نش "(راسل کرو)" توانایی خارق العاده ای در تقارن یابی برای هر شی در هر موقعیت مکانی دارد. شما هم باید یک چنین تمرینی را آغاز کنید. قدم بزنید و در طی زمانی کمتر از 10 دقیقه شروع کنید به ساختن نوعی حس مرئی از اطراف خود. سعی کنید در هرج و مرج و آشفتگی هایی که در اطرافتان وجود دارد نوعی هماهنگی ایجاد کنید. زاویه ای را که ناودان قدیمی با پیاده رو خیابان می سازد را در نظر بگیرید، ببینید که چگونه شیشه های برف پاک کن اشعه های خورشید را باز تاب می دهند، به فاصله ای که اگر میان برگ های درختان نبود از آنها یک پرده درست می کرد توجه کنید و ...به جای اینکه به آسفالتی که بر روی آن قدم می زنید توجه کنید، به بازتاب نور در آب راکدی که داخل یک گودال کوچک خیابانی ریخته شده، توجه کنید.
الگوهایی که در تست IQ از آن استفاده می شود، نمی تواند به طور آشکارا نشانگر زندگی حقیقی روزمره باشد. البته تا کنون که اینطور نبوده – اما هدف ما فقط افزایش ضریب هوشی شماست و قصد داشتیم تا به شما یاد بدهیم که چگونه میتوانید با دقت و توجه بیشتری به محیط پیرامون خود نگاه کنید و ببینید که چقدر راحت فضای اطرافتان در هر لحظه در حال تغییر و تحول است.

5راه برای کاهش استرس و حفظ آرامش

آیا در زندگی روزانه خود، پر از استرس هستید و به دنبال فضای آرام تری برای زندگی می گردید؟  آیا به این خاطر که پر از تنش هستید، قدرت تمرکز خود را از دست داده اید، همواره بی تابی میکنید، راندمان کاری پایینی دارید، و در آخر روز از خودتان راضی نیستید؟  از احساسات تنش زا خسته شده اید و در لبه پرتگاه نابودی قرار گرفته اید؟

اگر یک یا همه این موارد را در زندگی خود تجربه می کنید، ما در این قسمت 5 نمونه از بهترین انواع راهکارهای کاهش استرس را به شما معرفی می کنیم تا با اتکا به آنها زندگی رضایتمندانه و آرامتری را دنبال کنید.


1- زمان بروز یک تفکر و یا عملی که آنرا دوست نمی دارید، مچ خودتان را گرفته و به سرعت آنرا متوقف سازید.  شاید در ابتدا متوجه افکار و اعمال خود نباشید، اما پس از مدتی که به آن توجه کنید به مرور زمان در می یابید که به راحتی قادرید آنها را تحت کنترل خود در آورید. به این فکر کنید که به جای آن فکر یا عمل استرس زا چه کار دیگری می توانید انجام دهید. به این فکر کنید که چگونه می توانید واکنش های خود را کنترل کنید؛ و اگر دفعه آینده با یک چنین صحنه مشابهی مواجه شدید، چگونه عکس العمل نشان خواهید داد.به مرور زمان که چنین روشی را پیش بگیرید، راحت تر کنترل امور روزمره را بدست خواهید گرفت. در عین حال در زمان انجام عکس العمل های استرس زا خیلی سریع تر مچ خودتان را می گیرید و راحت تر با شرایط دشوار کنار می آیید. به مرور زمان می توانید واکنش ها تنش زا را در ذهن خود مجسم کنید و خیلی قبل از آنکه بخواهید به آنها جامه عمل بپوشانید، جلوی وقوعشان را بگیرید.

2- تمرکز خود را در تمام طول روز حفظ کنید خودتان را عادت بدهید که به ضمیر ناخودآگاه و دایره ذهنی افکارتان توجه بیشتری داشته باشید. چند مرتبه در طول روز از کاری که در حال انجام دادن آن هستید دست بکشید تا دو مرتبه حواس خود را از نو جمع کنید. بنشینید، چشم هایتان را روی هم بگذارید، و چند نفس عمیق و آرام بکشید، و در ذهن خود تجسم کنید که استرس و تنش در حال خروج از ذهن و بدنتان است. روی تنفس خود بیشتر دقت کنید، دم و بازدم باید به تدریج آرام تر و آهسته تر شود. فقط به نفس کشیدنتان فکر کنید.  سعی کنید به هیچ چیز دیگر فکر نکرده و ذهنتان را آزاد و رها سازید. هیچ اتفاقی نمی افتد که اگر برای چند لحظه به هیچ چیز فکر نکنید!
 3- انتظارات منطقی داشته باشید  اگر برای خود استانداردهای دست نیافتنی در نظر بگیرید جز ناامیدی، شکست و اضطراب چیز دیگری عایدتان نخواهد شد. به اموری که موجبات غم و غصه شما را فراهم می آورند، فکر کنید.  چرا این امور باعث ایجاد ناراحتی در شما می شوند؟ از خودتان سؤال کنید که این امور چقدر اهمیت دارند که به راحتی می توانند شما را دگرگون سازند؟ ازخودتان سؤال کنید که من واقعاً کیستم که بر روی چنین مسائلی اینقدر پافشاری می کنم؟ آیا این مسائل واقعاً تا این حد ارزش دارند؟ آیا ارزش دارند که بخواهم تمام توان و انرژی خود را صرف آنها کنم؟ببینید کدامیک از انتظاراتتان حقیقتاً مهم هستند، آنها را مد نظر قرار داده و سایر توقعات بی پایه و اساس خود را دور بریزید.  اگر انتظارات زیادی داشته باشید، فقط با این کار زندگی خود را پیچیده تر می کنید و مجبور می شوید که گاه و بی گاه عملکرد خود را به باد انتقاد گرفته و خودتان را قضاوت کنید. زندگی را ساده بگیرید و استرس را کم کنید!

  4- دستیار بگیرید  این امر، هم به مسائل شغلی و هم در مورد امور خانگی دلالت می کند. بیشتر افراد تصور می کنند که کمک گرفتن فقط در محل کار معنا پیدا می کند، اما باید بدانید که این امر در مورد مسائل شخصی نیز می تواند مورد استفاده قرار بگیرید. این روزها همه ما با فعالیت ها و وظایف زیادی که به عهده مان است مشغول هستیم. اگر بخواهیم همه کارها را در زمان مقرر و به تنهایی به بهترین نحو انجام دهیم، شکی نیست که دچار استرس می شویم.به دلایل مختلف افراد تصور می کنند که همه کارها را باید خودشان به شخصه انجام دهند.  یک بار دیگر نگاه دقیق تری به موقعیت خود بیندازید.  واقعاً فکر کنید؛ آن کار بخصوص چقدر اهمیت دارد که باید حتماً توسط شما و با در نظر گرفتن استانداردهای شخصیتان انجام شود؟ چرا مطمئن هستید که هیچ کس دیگری پیدا نمی شود که بتواند به شما کمک کند و کارتان را با همان کیفیت انجام دهد؟  با دید باز تری به اطراف خود نگاه کنید تا بتوانید استرس را تا حد بسیار زیادی کاهش دهید.

 5- دیگران را به عنوان یک انسان بپذیرید اگر فکر کنید که با دیگران متفاوت بوده و از آنها جدا هستید، به طور ناخودآگاه نوعی تفکر و رفتار در خودتان به وجود می آورید که شما را از سایرین جدا می کند. این امر سبب می شود که نوعی حس خود برتر بینی به ما دست بدهد، به مرور زمان خودخواهی در وجود ما مستولی شده و دائماً دست به قضاوت های نابجا خواهیم زد. پس از چندی شروع می کنیم به مبارزه درونی با سایر افراد. این امر سبب ایجاد ترس، چشم و هم چشمی، و مقایسه نابجا شده و نهایتاً ما را به سمت ناامیدی و اضطراب سوق می دهد.تمرین کنید که خودتان را نیز جزئی از پیکره عظیم بشریت ببینید، نه یک فرد جدا افتاده و تنها.  بیشتر به شباهت هایی که با دیگران دارید توجه کنید نه به تفاوت های قابل اغماز .

راه های شوخ طبعی برای بهبود روابط اجتماعی

از مدت ها قبل پژوهشگران به این نتیجه دست پیدا کرده اند که یکی از فاکتورهای حیاتی برای قضاوت در مورد کیفیت رابطه، اندازه گیری میزان خوش مشربی و شوخ طبعی در آن است. اگر در یک رابطه خنده وجود داشته باشد، می توان نتیجه گرفت که آن ارتباط سالم است. زمانی که خنده و شادی متوقف شود، ارتباط به لبه پرتگاه نزدیک خواهد شد. اگر شما به دنبال آن هستید تا روابط رضایت بخش تری را چه در محیط خانه و چه در ارتباطات شغلی خود داشته باشید، باید به شادی و لبخند اهمیت داده و حس شوخ طبعی خود را نیز افزایش دهید.

در این قسمت شما را با 5 تکنیک آشنا می کنیم که به واسطه آن هم می توانید حس شوخ طبعی خود را ارتقا بخشید و هم سلامت روابط خود را تضمین کنید.


1- با تمرکز بر روی موضوعات جالب سعی در بیدار کردن حس شوخ طبعی خود داشته باشید. شاید این امر در مراحل اولیه قدری دشوار به نظر برسد، اما چیزی نخواهد گذشت که تمام اطراف خود را مملو از چیزهایی خواهید دید که باعث بیدار کردن حس خوشحالی در شما می شوند. با اتکا به این شیوه از زندگی خود نیز لذت بیشتری خواهید برد.
 
2- اگر احساس می کنید که به تازگی خیلی کمتر از گذشته می خندید، شاید بهتر باشد که ارتباط خود را با افراد شوخ و با مزه بیشتر کرده و از افراد بی حوصله و غمگین فاصله بگیرید.

3- یاد بگیرید که به برخی از کارهای خودتان هم بخندید. اگر این کار را نکنید، این حق را به دیگان می دهید تا به شما بخندند. بسیاری از افراد به دلیل ناامنی ها و ترس هایی که در وجود خود احساس می کنند، قادر به انجام یک چنین کاری نیستند. آنها از این می ترسند که در نظر دیگران احمق و فاقد صلاحیت جلوه کنند. به هر حال همه افراد در زندگی خود دچار اشتباه می شوند، اگر به اشتباهات خود بخندید آنها را کم اهمیت جلوه می دهید. همچنین این امر از جمله خصیصه های فطری انسان نیز قلمداد میشوند.

4- عکس های جالب و جوک های بامزه را جمع کنید و بر روی در یخچال یا تابلوی اعلانات بچسبانید تا همه بتوانند آنها را ببینند و لذت ببرند. البته باید از انواع جوک های نژاد پرستانانه، برانگیزاننده جنسی و پلید صرف نظر کنید. باور کنید که بدون وجود یک چنین مسائلی باز هم می توانید بخندید. من به شخصه ارزشی برای مقوله های زشت قائل نیستم.
 
5- از حس شوخ طبعی برای حل مشکلات موجود در روابط خود بهره بگیرید. زمانیکه در رابطه خود به بن بست می رسید، سر شوخی را باز کنید. یکی از دوستانم تعریف میکرد که چندی پیش با همسر خود مشاجره ای داشت. در گرماگرم بحث همسرش ناگهان حرف بدی به او زد، دوست من هم با شنیدن آن عبارت به همسرش گفت تو با بیان یک چنین عبارات زننده ای کمر مرا شکستی! ناگهان همسرش شروع به خندیدن کرد و خودش هم همین کار را ادامه داد. چیزی نمی گذرد که هر دو یادشان می رود که چرا با هم دعوا می کردند و همه چیز به حالت عادی باز می گردد.
باید توجه داشته باشید که شوخ طبعی ذاتی نیست و یک امر کاملاً اکتسابی میباشد. شما اگر بخواهید به راحتی می توانید حس شوخ طبعی خود را افزایش دهید. زمانی که این کار را انجام دهید به این نتیجه می رسید که روابطتتان غنی تر و مستحکم تر می شوند. مردم هم به چشم یک فرد جذاب تر به شما نگاه می کنند. این امر هم به نوبه خود سبب می شود که حس شوخ طبعی شما باز هم بیشتر ارتقا پیدا کند

ضمیر ناخود آگاه منفی را نمی فهمد

تا حالا شده اتفاقات زیر گریبانگیر شما بشود و افکارتان را تحت الشعاع قرار بدهد؟
پیرزنی یا پیر مردی را می شناسید که افتاده و پایش شکسته ومی بینید که چقدر درد می کشد . آیا این طوری فکر می کنید که اوه . امیدوارم این اتفاق برای من نیفتد. اخبار را نگاه می کنید و می بینید که دزد به کسی زده یا افراد زیادی در زلزله صدمه دیدند - و یا کسی را با اسلحه کشتند. آیا این طوری فکرمی کنید که اوه. امیدوارم این اتفاق برای من نیفتد - یا حتی خوشحالم که آن شخص من نیستم .

ضمیر ناخود آگاه توجهی به جمله منفی ندارد یعنی به ٫(نه) و (ن). حالا با در نظر گرفتن این مطلب - وقتی مدام این طوری با خودتان حرف می زنید - چه چیزی را دارید به خودتان القا می کنید ؟

همین الان (نه) و (ن) را ازجمله هایتان بردارید تا متوجه شوید چه  -چیزی را دارید به خودتان می گویید و چه بلایی به سر خودتان می آورید.

اوه . امیدوارم این اتفاق برای من بیفتد ! بله شما دارید این جمله را مدام به خودتان می گویید.

ممکن است چنین قصدی نداشته باشید - اما ضمیر ناخودآگاه دقیقا همین جمله را می شنود. اگر به یک بچه دوساله بگویید این کلوچه را نخور - آن بچه  - دوساله چه چیزی را می شنود - یعنی ذهن او فقط روی کلمه کلوچه متمرکز است اگر شما به خودتان بگویید - نمی خواهم یک پیراشکی دیگر بخورم - چه چیزی را -می شنوید ؟ می خواهم یک پیراشکی دیگر بخورم . تمرکز  ذهنتان دقیقا روی - موضوع یا چیزی است که دارید به آن فکر می کنید. عاقبت هم پیراشکی دوم را میخورید و این حقیقت را به خودتان اثبات می‌کنید.

زندگی تان را عوض کنید.
هر با که خواستید از این طور جمله ها بگویید - در لحظه عوضش کنید به :
خیلی خوشحالم که ایمن هستم .

یا خیلی خوشحالم که سلامت هستم.

اگر احساس کردید چنین جملاتی خودخواهتان می کند - این ها را امتحان کنید:

خیلی خوشحالم که سالم هستم و می‌دانم که همه آن ها ( یعنی کسانی که در مورد آن ها خوانده اید یا  شنیده اید .) نیز بهتر و بهتر میشوند.

به کلماتی که می گویید  دقت کنید. اگر باب میلتان نیستند -عوضشان کنید تا باب میل شوند.
کلماتی که می گویید توصیف گر- دیروزتان نیستند بلکه فرداهایتان را رقم می زنند که خواهانش هستید.

قبل از این که به این راهکار احتیاج پیدا کنید - انجامش دهید.
درست از همین حالا...


جین تینچر 
برگرفته از وبلاگ مثبت اندیشی

از منفی بافی دوری کنید

من انسانی منفی بین هستم. هیچوقت نیمه پر لیوان را نمی بینم، فقط نیمه خالی آن را میبینم. اگر هم لیوان کاملاً پر باشد، نگران این هستم که نکند کسی آن را خالی کند.
 آیا شما هم منفی گرا هستید؟ انسان منفی گرا کسی است که آگاهانه یا نا آگاهانه به سمت تفکرات منفی گرایش دارد. منفی بینی ممکن است به شکل عادت درآید، اما قطع کردن این عادت کار چندان دشواری نیست.

 ولی اگر این بدبینی دست خودتان نباشد چه؟ مخالف بودن، مردد یا محتاط بودن ممکن است با شما عجین شده باشد، یا اینکه دچار عدم تعادل عصبی باشید. 


تاثیرات مغزی 
در تحقیقاتی که در سال 2002 انجام شد، "تاثیر منفی" به عنوان زمینه ای برای اضطراب،بی منطقی، عصبانیت و انواع دیگری خصوصیات نا خوشایند تعریف شده است. تاثیر منفی با بالا رفتن فعالیت در قشر جلوی مغز ایجاد می شود. با اینکه این حالتی ثابت و ماندنی است، اما می توان آن را کنترل کرد.زمانیکه بدبینی نتیجه مستقیم از دست دادن شغل، قطع رابطه با یکی از دوستان یا مرگ کسی که دوستش داریم باشد، به عنوان واکنشی در مقابل این ناراحتی تلقی می شود و موقتی است.
چه این خصوصیت با وجودتان عجین شده باشد و چه فقط واکنشی موقتی به یک حادثه باشد، با ایجاد تغییراتی در مغز شما همراه است. مغز از میلیون ها سلول عصبی تشکیل شده است که پیام ها را به اعضاء مختلف بدن رسانده و دریافت می کنند. ممکن است این پیام ها با ایجاد نا تعادلی شیمیایی مختل شوند.

خجالت ندارد اگر برای مداوای این عدم تعادل و بالا تر بردن کیفیت زندگیتان دنبال مشاوره و درمان پزشکی باشید. اگر احساساتی مثل نا امیدی، کمبود انرژی و نا توانی در انجام کارها دو هفته ادامه پیدا کرد، می توانند علائمی از افسردگی به حساب آیند. می توانید برای دوباره به دست آوردن کنترل مغزتان دنبال درمان باشید.  اگر این منفی بافی های شما نتیجه عادت است نه حالت های قابل درمان پزشکی، راه هایی برای مقابله با آن وجود دارد.

 در این جا به چند نکته اشاره می کنیم که به مثبت اندیشی شما کمک می کند.

انگیزه تان را مشخص کنید
 آگاه باشید چه زمانی تفکرات منفی بر شما غلبه می کنند. زمانی که خسته یا گرسنه هستید یا زمانی که فشار کاریتان زیاد است. ممکن است تفکراتتان تغییر پیدا کنند. کنترل افکار منفی به شما کمک می کند که انگیزه و سبب آن را بفهمید و این باعث می شود که بتوانید دوباره کنترل خودتان را در دست بگیرید.  

 عیبجویی از خود را کنار بگذارید
در مسیرتان انتظار دست انداز هم داشته باشید و آن ها را بپذیرید. افکار منفی، بدگویی و عیبجویی از خود را از ذهنتان بیرون کنید. در مورد مسائل و اتفاقات گذشته فکر نکنید، فقط از آن ها تجربه بگیرید و به راهتان ادامه بدهید. تغییر دیدگاهتان در مورد دنیا به شما اجازه می دهد تا در مشکلات و گرفتاری ها دنبال شانس باشید.

خود را با شرایط وفق دهید
 زمان هایی را که در گذشته منفی بینی به سراغتان آمده را به یاد آورید و به خود یاد آور شوید که چگونه آن را پشت سر گذاشته اید.  حتی برای یک فرد مبتلا به منفی بینی یا کسی که دچار افسردگی است هم امید همیشه وجود دارد. سعی کنید اعتماد به نفستان را بالا ببرید و با این کار، رفتارهایتان جنبه ی مثبت بیشتری خواهند گرفت.

قبل از اینکه چیزی بگویید، فکر کنید     
خود را مجبور کنید که برای چند روز هیچ حرف منفی بر زبان نیاورید. قبل از اینکه حرفی بزنید، در مورد آن خوب فکر کنید. این عادت جدید را در خود ایجاد کنید که برای خود و دیگران ارزش بیشتری قائل شوید و قبولشان داشته باشید.    

دنبال کمک باشید
 اگر می بینید که افکار منفیتان روی یک نقطه متمرکز شده اند، از افراد دیگری که تجربه ای مشابه داشته اند کمک بگیرید. حتی رفتن به چند جلسه مشاوره با افراد متخصص به شما کمکمی کند که بهتر با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنید و دیدگاهتان را توسعه دهید.

دیدگاهتان را تغییر دهید
به افراد نیازمند کمک کنید، چون این باعث می شود که جنبه های مثبت زندگی خودتان را بهتر ببینید. منفی بافی های ما بیشتر به این دلیل است که برای جلو رفتن، بالا رفتن درآمدمان و بیشتر کردن ثروتمان صبر نداریم.

 از دوستتان کمک بگیرید
 از یک دوست مطمئن بخواهید که وقتی بدبین شدید یا شروع به منفی بافی کردید به شما اطلاع دهد. برای این کار علامتی در نظر بگیرید تا دیگران از آن بویی نبرند. بعد از متوجه شدن، سریعاً در صدد جبران برآیید و آن فکر یا عمل بدبینانه را اصلاح کنید. مهم تغییر رفتارهایتان و تعویض آن ها با عادت های جدید و سالم تر است.

از افراد بدبین دوری کنید
افراد منفی باف و بدبین را از زندگیتان بیرون کنید، زیرا ممکن است تحت تاثیر آنها قرار گیرید. اگر تمایلی به تغییر ندارند، ارتباطتان را با آن ها محدود کنید.   دنبال کارهای فوق برنامه باشید          دنبال یک سرگرمی برای خودتان بگردید. داشتن علائق و سرگرمی هایی بیرون از منزل و هر روز ورزش کردن، تاثیرات مثبتی روی مغزتان می گذارد. ممکن است فکر کنید که برای اینطور فعالیت های فوق برنامه وقتی ندارید، اما اگر دوباره به وضعیت خودتان و کارهایتان فکر کنید، کمی برای خودتان متاسف خواهید شد. و این انرژی تازه ای به شما می دهد.

استوار باشید
 ببینید چه چیز برای زندگی شما خوب و مناسب است و توانایی ها و مهارت ها و استعدادهایتان را کشف کنید. تفکرات مثبت را همیشه جلوی مغزتان بگذارید تا تفکرات منفی دیگر اجازه غلبه کردن بر شما را پیدا نکنند.

فاکتور های موفقیت شغلی

بـرای داشـتن شرکتی موفق باید استعداد، طرز برخـورد، و اهـداف مخـتــلف در نظر گرفته شود. بیشتر افراد معمولا از مـقـوله تـبـلیغـات چــشم پوشی می کنند، در حالیکه این مــورد بخصوص خود یکی از عوامل مهم بموفقیت رساندن بسیاری از بزرگان امر تجارت می باشد.

برای رسیدن بـه موفقیت باید خود را با تمام وسایل موفقیت افـراد حـرفه ای مـــجهز کنید. البته منظور ما این نیست که تمام درها و دیوارهای دفترکار خود را با مدارک دانشگاهی و افـتخارات تحصیلی و آموزشگاهی پر کنید. داشتن دیپلم های جور واجور چیز خوبی است، اما به شما هیچ کمکی نمی کنند که بتوانید بازده کاری را بالا ببرید و فرد کارآمدی جلوه کنید.

شما نیاز به چیزهای بیشتری دارید؛ در جهانی که ظواهر همه جا را احاطه کرده اند، لوازم جانبی و طریقه استفاده از آنهاست که موفقیت و شکست شما را نمایان می سازد. چنین امکاناتی به اندازه تحصیلات مهم هستند.


به حساب آوردن مسائل جزئی   
موکلین پر توان، کارفرما، مشتری، رؤسا به دنبال فرد فعالی هستند که توانایی عمل کردن را داشته باشد. این توانایی به منزله نقطه عطفی در زندگی به شمار میرود و باعث ایجاد تمایز بین شما و سایرین شده در آخر نیز برایتان شهرت و شکوه را به ارمغان می آورد. من نام این قبیل نکات را "کیت موفقیت شغلی" گذاشته ام. شما نباید هیچ گاه منزل خود را بدون آنها به مقصد کار ترک نمایید.
شاید هزینه تهیه برخی از آنها از سایرین کمی بیشتر باشد؛ اما این موارد جزء سرمایه گذاریهایی هستند که به هیچ وجه نمی توان از آنها صرف نظر کرد. برای اینکه شبکه ارتباطی شما به درستی پی ریزی شود، باید تمام تجهیزات لازم برای برقراری ارتباط را به همراه خود داشته باشید.

 4 وسیله مورد نیاز یک تاجر
به خاطر داشته باشید که 4 وسیله ذکر شده در این بخش نقش مهمی را در موفقیت شغلی فرد ایفا می کند.

سعی کنید همیشه یک دست کت شلوار شیک بپوشید، کفش های واکس زده به پا کنید و یک کیف سامسونت به دست گیرید. البته این موارد جزء اولویت های مقدماتی هستند و بعد از آن نیز موارد زیر را که به نام "4 شگفت انگیز" مشهور هستند، رعایت کنید.   

 

• کارت ویزیت
کارت های ویزیت برگ برنده هر موسسه بزرگ بازرگانی به شمار می روند. آنها به عنوان شناسنامه و برگ تعیین هویت و اصالت کارخانه ها هستند. و از آنجایی که چهره شغلی باید کمی محافظه کارانه باشد به همراه داشتن کارت انتخاب زیرکانه ای است. به عبارت دیگر : آنرا جدی بگیرید.
به نکات اساسی توجه کنید (مثل نام، عنوان، نام شرکت، و شماره تلفن و آدرس و پست الکترونیک) در حالی که رویدادهای ناخواسته را نیز کنترل می کنید. (مثلا کارت شما نباید تا شود و یا لکه های چربی بر روی آن ریخته شده باشد.) در انتخاب نوع کاغذ نیز دقت کنید و از خود خساست به خرج ندهید. به خاطر داشته باشید که چون کارتها می توانند ساختمان شغلی شما را پا بر جا نگه دارند به همین دلیل باید یک کاغذ با کیفیت انتخاب کنید، مثل کتان. این یک اجبار است. همچنین مطمئن شوید که جنس آن طوری است که به راحتی می توان روی آن نوشت.
 اجازه دهید که دیگران از شما درخواست ارائه کارت کنند و همینطوری یکدفعه کارت های خود را به آنها ارائه نکنید. کارت های خود را باید درون یک جعبه درجه یک قرار دهید و کارت هایی را که دیگران به شما می دهند هم درون همان جعبه بگذارید. با این کار نه تنها آنها را گم و گور نمی کنید، بلکه افرادی که شما از آنها کار دریافت کرده اید، احساس می کنند که شما برایشان اهمیت خاصی قائل هستید.    

• کار پیرا (اُرگنایزر)
چه همان صورت جلسه های سنتی را ترجیح دهید چه یک ارگانایزر دیجیتالی، به هر حال هر کسی نیاز به چیزی دارد تا از آن طریق بتواند اطلاعات مهم را نگهداری کرده و قرارهای ملاقات مهم آینده را نیز در آن ذخیره کند. هر چند استفاده از تکنولوزی جدید فواید خاص خود را داراست: به راحتی می توانید اطلاعات ضروری را دانلود کنید، و اگر دستگاه شما دچار اشکالی شود به راحتی قابل تعمیر و یا جایگزینی است. به شما اجاره می دهد که به راحتی اطلاعات مربوط به یک فرد خاص را به روز (آپدیت) کنید. جستجو در آن به راحتی انجام می پذیرد و شما می توانید دسترسی آسان به تمام اطلاعات داشته باشید.
به یاد داشته باشید که حتما به اندازه کافی حافظه جانبی خریداری کنید؛ یک شارژر در دسترس داشته باشید. یک نشان ثابت برای گروه بندی افراد مختلف انتخاب کنید. (مثلا نام/نام خانوادگی، نام شرکت و غیره.) اگر نگوییم تمام ارگانایزرها اما تعداد زیادی از آنها دارای ساعت هشداردهنده نیز می باشند، که شما می توانید به راحتی از آن استفاده کنید. در آ خر باید برنامه خود در آغاز هر صبح نگاه کوتاهی کنید و برنامه خود را مطابق با آن تنظیم نمایید.  

• موبایل
 جزء جدا نشدنی هر فرد حرفه ای تلفن همراه می باشد. این وسیله به شما امکان می دهد که در هر ساعت از روز و در هر کجا توانایی دسترسی به مشترکین خود را پیدا کنید. و نه تنها شما همیشه در دسترس خواهید بود، بلکه تلفن وسیله مناسبی است تا بتوانید شماره های ضروری خود را در حافظه آن ذخیره کنید. برخی مدل های جدید گوشی های تلفن همراه امکانات بیشتری از یک تلفن معمولی را به شما ارائه می دهند.      از شارژ موبایل خود اطمینان خاطر پیدا کنید تا خدای نکرده تلفن های ضروری را از دست ندهید. برای تلفن هایی که مکررا از آنها استفاده می کنید از حافظه صوتی استفاده کنید تا با ذکر نام افراد عمل شماره گیری انجام شود. و لطفا چند هزار تومان ماهیانه را پرداخت کنید تا تلفن شما به سیستم voice mail نیز مجهز گردد. شاید وقتی رئیستان به شما احتیاج پیدا می کند شما در حال رانندگی در داخل یک تونل باشید در اینجا تنها چیزی که به داد شما می رسد تلفن همراه است.

• خودکار با کلاس       
خودکار شاید فقط یک خودکار باشد اما چه احساسی به شما دست می دهد اگر وکیل و یا یک حسابدار برگه های شما را با یک خودکار 200 تومانی امضاء کنند؟ اصلا نیازی به گفتن نیست چرا که شما جذب فرد مورد نظر نمی شوید. خودکار شما به منزله امضای شماست و به همین دلیل شما باید این کار را با ظرافت کامل انجام دهید. برای مثال خودکار مونتبلانش یک انتخاب عالی است و جوهر آن نیز بر روی کاغذ پخش نمی گردد. هر وقت هم که جوهر آن تمام شد فقط کافی است مغزی را تعویض نمایید.

راهنمای خرید خودکار ساده است:
مدل های ظریفتر را خریداری کنید      
از آن در محل خنک نگهداری کنید (تا جوهر آن از بین نرود و پس ندهد)
مطمئن باشید که می نویسد           
خودکار شما همانند تلفن همراه زمانی که به آنها نیاز پیدا کنید، حرف اول را می زند. اضافه کردن یک امضای ظریف هنر دیگری است که شما را از سایرین متمایز می نماید. حتی اگر برای خرید لوازم تحریر مناسب مجبور هستید یک کیلومتر راه بروید این کار را انجام دهید چراکه ارزشش را دارد.

 آماده باشید
"کیت موفقیت شغلی" به شما کمک می کند که همیشه در دسترس باشید و ارزش بیشتری به شما می بخشد و باعث می شود تا در نظر تمام مشترکین خود محترم تر جلوه کنید.    در این جا باید ذکر کنم که تمام موارد بالا را باید به عنوان ضروریات کار خود در نظر بگیرید و نه به عنوان وسایل حاشیه ای که می توانید توسط آنها تاثیر گذارتر و با نفوذتر جلوه کنید. هر کسی می تواند یک گوشی همراه مدل بالا و خودکار خوبی خریداری کند اما اینکه چگونه می تواند از آنها به درستی استفاده کند تا از آن طریق از پله های نردبان موفقیت شغلی بالا رود، بحث دیگری است.

نگرانی ، دلهره ، تنش ،اضطراب، استرس اینا یعنی چی؟

این یه بیماری نیست. یه مسئله عادیه که ممکنه موقع امتحان یا خرید خانه یا خواستگاری و.برای هرکسی پیش بیاد.چه پیر،جوون،مغرور یا انسانی که حسابی اعتماد بنفس داره.فرقی نمی کنه. درواقع استرس در حد کمش لازمه. اگه هیچ وقت دچار ناراحتی نشین مریض می شید.ولی اگه از حدش هم بگذره خیلی بده و خیلی بیشتر از غذاهای چرب و نمک برای قلب و اعصاب و کلا همه اعضای بدن ضرر داره. گرچه دکتر بهمون نمیگه از نگرانی زخم معده یا درد کمر گرفتیم ولی این مهمترین دلیلش می تونه باشه.پس اول آروم باشیم و بعد با هم به راه حل های من فکر کنیم


اگه تنشی توی زندگیتون هست اول سعی کنید دقیقا ببینید این تنش چیه؟     به شما مربوط می شه؟کسی می تونه کمکتون کنه؟     اصلا این تنش چقدر بزرگه؟ارزش نگرانی رو داره؟
بنویسین همه ی احساستون در باره ی این تنش رو بنویسید حالا احتمالا کمی خیالات واهی رو کنار گذاشتین و آروم تر از قبل هستید .نه؟ هنوز آرامش ندارین؟ خوب این فقط یه قدم بود. قدم های بعدی رو با هم می ریم

نوشتین؟الان بزرگترین مشکلی که ممکنه پیش بیاد رو در نظر بگیرین خودتونو راضی کنین که این مشکل ممکنه خیلی بزرگ باشه. حالا راحت روی زمین دراز بکشین و بگین این کوچکترین مشکل موجود روی زمینه بعد از در نظر گرفتن بدترین موقعیت سعی کن بپذیری که همینه که هست. ولی کسی قرار نیست تورو بکشه یا زندانی کنه. آزاد هستی و می تونی در بدترین وضعیت هم راه حلی پیدا کنی.

همیشه یه خدایی اون بالا هست که تموم کارای ما رو می بینه.ازش کمک بخواه. دعا کنهیچ وقت نذار این عقیده به وجود بیاد که چون خدا از دلت خبر داره باید بدون گفتن برآورده کنه.خدا دوست داره ازش بخوای تا بهت بده

"کسانی که نمی دونن چطوری با نگرانی بجنگن جوانمرگ میشن" بابا ریلکس باشین.ببین داری از ریخت وقیافه می افتی

همیشه قبل از نگرانی به این فکر کن که چقدر ممکنه روی ظاهرت تاثیر بذاره نگرانی باعث سیاهی زیر چشم میشه.فرم صورت به هم می ریزهماهیچه های قلب با افسردگی و نگرانی زیادی شل می شه و قلب درد می گیرهتنگی نفس میاره.ناراحتی باعث می شه از تو یخ بزنیم و بشیم یه قندیل یخیعمدا جلوی خنده مون رو بگیریم و زشت بشیمتازه ناراحتی حالت قرینه ی صورت رو به هم می زنه و ممکنه یهو صورت کج و کوله بشهزانودرد میارهفراموشی میاره و باعث می شه چیزای کوچیک و افراد مهم زندگی از یاد برناز دیگر خطراتش از دست دادن تمرکز و تعادله حتی در راه رفتنیه دفعه تو خیابون پام کج میشه می افتم توی جوی آب خوشبو !!!!
 رودیارد کیپلینگ می گه:"شش آموزگار بزرگ دارم.چه،چرا،چه وقت،چگونه،کجا و چه کسی."توی انگلیسی هم به اینا میگن دبلیو اچ کواِسشن!

به سوالای زیر جواب بده لطفا:
1.علت ایجاد مسئله؟
2.ره حل های احتمالی؟
3.بهترین راه حل؟
حالا که انتخاب کردی با دقت تصمیم بگیر.همین حالا عمل کن.همه ی همت خودتو معطوف اجرای تصمیمت کن و نگرانی درباره سرانجام کار رو کنار بذار. امام جمعه شهرمون می گفت:در حد توانت کار بکن.تا آخرین حد توانت تلاش کن و نتیجه رو به خدا واگذار کن.
 این تابستونی حوصله تون حسابی سر رفته؟مشغول هستین ولی مدام نق می زنین؟

 4 تا قانون اینجا داریم خوب گوش کن:

1.سرتو گرم کن و به یاد داشته باش که فعالیت سرگرم کننده یکی از بهترین درمان ها برای نق زدنه
2.اجازه نده امور پیش پا افتاده و جزئی شادمانی تو رو ازت بگیرن.بی دلیل لبخند بزن.مهم نیست چه شکلی می شی.به مضحک ترین حالت ممکن لبخند بزن. البته این کار رو توی خیا بون نکن که بدجوری ضایع میشی.
3.به نگرانیتون دستور بدید گم بشه.ببخشیداببینید اصلا این همه همهمه توی مغزتون واسه چیه که شمارو از کار و زندگی و فیلم و کتاب و مجله و. انداخته؟!
4.بذار گذشته در گور خودش آروم لالا کنه.البته قبلش کار گذشته رو تموم کن یه وقت زنده به گور نشه ها.کار گذشته رو زود تموم کن و به آینده هم فکر نکن. آب تو هاون نکن.یه جا یاد داشتی درست کن و بذار روی میز.یه کاغذA4 رو 3-4بار تا کن و بعد روی تا جدا کن که کوچولو بشن واسه یادداشت.ای بابا این همه دردسر نداشت .یه دفترچه بردار و چیزایی که دوست داری بنویس.کارایی که دوست داری هم بنویس.چیزایی که دوس داری بخری هم بنویس حتی اگه پولشو نداری.کسایی که دوست داری هم بنویس.و اونایی که دوست داری ملاقات کنی.اونطرف تر ها هم کارا، چیزا و افرادی که مجبوری بهشون بپردازی بنویسیه لبخند.آهان عکس بدون نگرانیت آمادس.ولی انگار خیلی دوسش نداری.باشه باز هم راه حل می دم

 فعلا با چند تا جک چطورید؟

 به یکی ميگن : چرا زنبورها گل مي خورن؟ ميگه: چون دروازه باناشون خوب نيستن.
یه نفر صبح ميره در مغازش کرکره رو بالا ميکشه و ميگه: بسم الله رحمن رحيم ميره تو. ميبينه همه مغازه رو خالي کردن مياد بيرون کرکره رو مي کشه پايين و ميگه : صدق الله العلي العظيم
 از اونجایی که وقتی حوصلمون سر می ره یه سری فکر و خیال میاد توی مخمون باید یه طوری دیدمون رو تغییر بدیم که اگه وروجک توی مغزمون مدام موج منفی فرستاد ما هم یه قدر مطلق بذاریم سر راهش تا همه شون بشن موج مثبت.

در ادامه هم چند تا نکته دیگه باید گوشزد کنم
زندگی ما همون چیزی می شه که ذهنمون می سازه البته فرمایش شما متین که ذهن ما نمی تونه چیزای غیرممکن رو کاملا ممکن کنه.ولی بستگی به این داره که به چی بگیم غیر ممکن؟! اگه آوردن آسمون به زمین یا له کردن خورشید با دست باشه غیر ممکنه ولی هر کاری که بقیه آدما هم بتونن انجامش بدن و دستیابی بهش ممکن باشه دیگه غیر ممکن نیست.
پس باید ذهنمون رو پر از فکر آرامش،شجاعت،سلامتی و امید کنیم.

یکی از نگرانی های اکثر آدما سر و کله زدن با دشمنانشونه. بیاین با هیچ دشمنی درگیر نشیم.اگه نفرتی داریم بذاریم همونجوری ساکت بمونه چون اگه بخوایم به اینکه با دشمنمون درگیر بشیم بپردازیم،بیشتر از آزردن اون خودمون خسته می شیم.از وجود خودمون نیرو گرفته می شه.اون که راحت نشسته و حرص خوردن ما رو تماشا می کنه.پس حتی یک دقیقه رو هم صرف فکر درباره کسانی که دوستشان نداریم نکنیم.

به جای دلگیر شدن از ناسپاسی هم بیاین انتظار ناسپاسی رو داشته باشیم.حتی حضرت مسیح در یه روز 10 جذامی شفا داد و فقط یه نفر ازش تشکر کرد.ما که نباید بیشتر از مسیح باشیم؟! یادمون باشه تنها را دست پیدا کردن به خوشحالی اینکه بعد از کار ازت تشکر میکنن نیست بلکه باید به این فکر کنیم که ازکارمون چقدر لذت بردیم و چقدر ممکنه به بقیه کمک کنه

همیشه ببخش تا تو را ببخشند. وقتی مشکلات زیادی سر راهمونه همیشه نسبت به نعمت های زیاد اطرافمون کور می شیمبه جای شمردن مشکلاتتون نعمت هاتونو بشمارین

وقتی ناراحتیم با شادکردن دیگران خودمون هم شاد می شیم.مطمئن باشین اگه انسان باشیم از شادی اونایی که دوستشون داریم حتما شاد خواهیم شد وقتی به کسی خوبی می کنینبه خودتون خوبی کردینبه خودتون احساس احترام بخشیدین.

تست روانشناسی: نیمکره راست مغز شما فعال‌تر است یا چپ؟

- آیا خودتان‌ را متخصص‌ تلقی‌ می‌كنید؟
الف _ خیر
ب _ بله‌

ج _ در برخی‌ از زمینه‌ها


- یادآوری‌ اسم‌ اشخاص‌ بریتان‌ راحت‌تر است‌ یاچهره‌ آنها؟
الف _ چهره‌ اشخاص‌
ب_ اسم‌ اشخاص‌

ج _هر دو به‌ یك‌ اندازه‌


- در مواجهه‌ با شكست‌، كدام‌ یك‌ از گزینه‌های‌زیر، طرز برخوردتان‌ را بهتر نشان‌ می‌دهد؟
الف _ ناامید شدن‌، دست‌ كشیدن‌ از آن‌ كار و امتحان‌كردن‌ چیزی‌ جدید.
ب _ سعی‌، تلاش‌ و كوشش‌ دوباره‌ و دوباره‌
ج _ شكست‌ نابود كننده‌ روح‌ و روان‌ است‌

- كدام‌ یك‌ از صفات‌ زیر، بیشتر از بقیه‌، وصف‌حالتان‌ هستند؟
الف _ شهودی‌ و درونی
ب _ اهل‌ مطالعه‌ و سنجیده‌
ج _ دقیق‌

- كدام‌ یك‌ از گزینه‌های‌ زیر، بیشتر با شماهمخوانی‌ دارد؟
الف _ میلم‌ قوانین‌ و مقررات‌ خاص‌ خودم‌ را رعیت‌كنم‌.
ب _ از گردن‌ نهادن‌ به‌ قوانین‌ و مقررات‌ راضی‌ وشاد هستم‌
ج _ گاهی‌ اوقات‌، قوانین‌ و مقررات‌ دست‌ و پاگیرمی‌شوند و عصبانیم‌ می‌كنند

- زمانی‌ كه‌ در یك‌ جلسه‌ گفتگو یا سخنرانی‌حضور دارید، كدام‌ یك‌ از گزینه‌های‌ زیر بیشتر در شما صدق‌ میكند؟
الف _ اكثر اوقات‌ حواسم‌ پرت‌ می‌شود و به‌موضوعات‌ دیگری‌ می‌اندیشم‌.
ب _ به‌ راحتی‌ حواسم‌ را می‌توانم‌ روی‌ مسأله‌سخنرانی‌ متمركز نمیم‌.
ج _ فقط اگر موضوع‌ را جالب‌ تلقی‌ كنم‌، می‌توانم‌حواسم‌ را روی‌ آن‌ متمركز كنم‌.

- یا خودتان‌ را شخص‌ منظمی‌تلقی‌ می‌كنید؟
الف _ به‌ هیچ‌ وجه‌
ب _ بله‌، كاملا
ج _ نسبتا، بله‌

- هر چند وقت‌ یك‌ مرتبه‌ به‌ دنبال‌ حدس‌ وگمان‌های‌ شخصی‌ خود می‌روید؟
الف _ هر وقت‌ كه‌ بتوانم‌
ب _ به‌ ندرت‌
ج _ گاهی‌ اوقات‌

- اگر یك‌ دفعه‌، هوس‌ امتحان‌ كردن‌ یك‌ كار وسرگرمی‌ خلاقانه‌ جدید، مثل‌ نقاشی‌ یاسفالگری‌ به‌سرتان‌ بزند، چه‌ می‌كنید؟
الف _ آن‌ را امتحان‌ می‌كنم‌ و بعد آن‌ رابه‌ عنوان‌ یكی‌ از سرگرمی‌های‌ بی‌شماردیگرم‌ توسعه می‌دهم‌.
ب _ به‌ احتمال‌ زیاد، فقط به‌ آن‌ فكر می‌كنم‌ وفراتر نمی‌روم‌.
ج _ چندین‌ مرتبه‌ آن‌ را امتحان‌ می‌كنم‌ و بعد به‌سراغ‌ سرگرمی‌ دیگری‌ می‌روم‌.

- در مدرسه‌ و دوران‌ تحصیل‌، سركلاس‌ كدام‌ یك‌ ازدرسهای‌ زیر، بیشتراحساس ‌راحتی ‌می‌كردید؟
الف _ هنر
ب _ ریاضیات‌
ج _ جغرافی‌
ادامه نوشته

راه‌های علاقه‌مند کردن شنوندگان در هنگام سخنرانی

همه‌ی ما در بعضی مراحل زندگی مجبور به سخنرانی کردن می شویم. مصاحبه ای برای کار جدیدتان است؟ سخنرانی برای ناظر یا هیئت مدیره ی شرکت محل کارتان است؟ بله، همه‌ی این ها سخنرانی های بسیار مهمی هستند و می توانند آینده‌ی شما را رقم بزنند. پس نگذارید که این فرصت ها از دست بروند بدون اینکه شانس موفقیتتان را بالا ببرید.
در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که هنگام سخنرانی کردن برای شنوندگانی حرفه ای و متخصص باید به خاطر داشته باشید.

1- شنوندگان را هم درگیر کنید

شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اینکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود.شما باید به آنها برای نشستن و گوش دادن به حرفهایتان دلیل بدهید.30 تا 90 دقیقه زمان دارید تا بتوانید توجه آنها را جلب کنید . میتوانید همان تکنیک قدیمی شروع کردن سخنرانی با یک جوک را به کار گیرید. اما...شاید زیاد هم ایده ی جالبی نباشد.
اشتباه نکنید، مطمئناً دادن یک جنبه ی شوخی آمیز به سخنرانیتان قابل قبول است. اما اگر این جنبه را به صورت کلی وارد سخنرانی کنید با اینکه سخنرانی را با یک جوک شروع کنید بسیار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با یک سوال آغاز کنید. این تکنیک بسیار جواب می دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث می کند. تکنیک دیگری که گه گاه توسط بعضی سخنرانان به کار گرفته می شود بردن نام بعضی از اشخاص بین حضار است.

2- سرزنده و با روح باشید
بهترین سخنرانان کسانی هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نیست که خود را پشت سکو پنهان کنید یا فقط در گوشه ای باستید. دفعه ی بعد این کار را امتحان کنید: وقتی برای یک گروه 20 نفره یا بیشتر سخنرانی می کنید، حین صحبت کردن بین شنوندگانتان راه بروید. هر از چند گاهی ایستاده و دستتان را روی شانه ی یکی از شنوندگان قرار دهید. با این کار باعث خواهید شد که توجه آنها به شما بیشتر جلب شده و به حرفهایتان دقیق تر گوش کنند.

3- صدایی تاثیرگذار داشته باشید
روی چیزی که می خواهید تحویل دهید، زمان بگذارید. کسی توقع ندارد که مثل یک گوینده ی تلویزیون بیایید و بروید. باید بتوانید صدایی خوشایند و سرگرم کننده تحویل دهید. هنگام سخنرانی به این چهار نکته توجه داشته باشید: تن صدایتان را هر از گاهی تغییر دهید، درجه ی صدا را بالا و پایین ببرید، سرعت صحبت کردنتان را تغییر دهید، و گاه گاهی برای تاثیر گذاری بیشتر سکوت کنید.

4- از کارهایی که باعث پرت کردن حواس شنوندگان می شود دوری کنید
هیچ چیز به اندازه ی این کار نمی تواند یک سخنرانی را خراب کند. چند وقت پیش مدیری را دیدم که سخنرانی اش را فقط به خاطر اینکه با پول خردهای توی جیبش بازی می کرد از دست داد. بعد از سخنرانی کسی درمورد محتویات سخنرانی او حرفی نمی زد، همه فقط می گفتند که چقدر از صدای جرینگ جرینگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن این عادت ها کار سختی نیست. گه گاه هنگام تمرینات سخنرانیتان فیلمبرداری کنید و بعد آنرا مرور کرده و پی به عادت های آزاردهنده تان ببرید تا بتوانید آن ها را کنار بگذارید.

5- لباس مناسب بپوشید
روزی با یکی از مدیر عاملان صحبت می کردم که می گفت اولین چیزی که در برخورد با یک فرد به آن توجه می کند لباس هایش است. باید بتوانید طوری لباس بپوشید که حداقل یک پله از حضار بالاتر باشید. متوجه باشید که کفش های ارزان، شلوار جین و بلوزهای رنگی مناسب انجام یک سخنرانی نیست. به لباس پوشیدنتان خیلی دقت کنید.

6- حرف های تازه بزنید
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات همیشگی پرهیز کنید. حرف های تازه بزنید. سعی کنید در سخنرانیتان جایی هم برای وقایع روز باز کنید. حتماً آن روز یا آن هفته اتفاق جدیدی افتاده است که در موردش صحبت کنید. حرف ها و مطالب تکراری شنوندگان را خسته و بی حوصله خواهد کرد. حرف های جدید برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بیشتر می کند.

7- تمرین داشته باشید
چندین مرتبه تمرین کردن سخنرانیتان می تواند باعث موفقیتتان شود چون معمولاً رقبایتان این کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقیقه قبل از سخنرانیشان نگاهی به نوشته هایشان می اندازند، اما سخنرانان موفق همیشه برای تمرین آن هم وقت می گذارند. یک سخنران واقعی از قبل برنامه ریزی می کند که چطور سخنرانی خود را شروع کند و چطور به پایان برساند. می دانند که چه موقع بین حضار راه بروند و دست روی شانه ی چه کسی بگذارند. می دانند که چه زمانی سکوت کرده و چه زمانی تن صدایشان را تغییر دهند. می دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرین کردن مطمئناً سخنرانی بهتری ارائه خواهید داد.

با اجرای این نکات مطمئناً موفق خواهید شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنرانی عالی تحویل آنها دهی
موفق باشيد

راه هایی برای رهایی از احساس تنهایی

یک سؤال خصوصی از شما می پرسم. آیا تا به حال احساس تنهایی کرده اید؟ گاهی اوقات، دنیا محل غریبی برای زندگی می شود. شما خود را در اجتماعی میبینید که دور و برتان را انسان نماها پر کرده اند. و با وجود این همه آدم، شما از درون احساس خالی بودن می کنید و متوجه می شوید که واقعاً تنهایید.

با فهمیدن این نکته حس غریبی به شما دست می دهد.در آن لحظه احساس پوچی و بیهودگی بر شما مستولی می شود و سرتاپایتان شروع به لرزیدن می کند. این همه آدم دور و برتان، با این احساس تنهایی و پوچی، تضاد شدید دارد.

خودتان را از این مهلکه بیرون بکشید. چرا وقتی می توانید با این احساسات ناراحتی و بیهودگی مبارزه کنید، به سراغ تنهایی بروید؟
با تشخیص ریشه تنهایتان می توانید آن را از بین ببرید. تنهایی با دردهای روحی شدید همراه است و اگر شما این دردها را تجربه می کنید، باید برای رفع این مشکلات قدم بردارید. این مقاله می تواند کمک خوبی برای شما باشد تا با دیو تنهایی درونتان بجنگید و او را شکست دهید.

پذیرش
این قدم اول است. با سرپوش گذاشتن، پنهان کردن و انکار این وضعیت فقط وضع خودتان را بدتر می کنید. در قدم اول باید بپذیرید که در زندگی خود احساس تنهایی و پوچی می کنید تا با استفاده از روش های مناسب و مفید این تنهایی را از بین ببرید.

انتخاب
این انتخاب خودتان بوده که تنها باشید. زندگی انتخاب های مختلفی را پیش روی ما قرار می دهد، تنها بودن یا شاد و خوشبخت بودن هم جزء این انتخاب ها هستند. احتمالاً به خاطر شیوه زندگیتان دچار این مشکل شده اید. پس چه خوب است که فعالیت های روزانه تان را بازبینی کنید.
فعالیت های خسته کننده و حوصله سربرنده ای که در طول روز انجام می دهید را کنار بگذارید. یک گوشه نشستن و بیکار بودن خود موجب تنهایی می شود. البته ممکن است شما فرد آرامش طلبی باشید و از جمع چندان خوشتان نیاید، اما این آرامش طلبی فقط زمانی شما را دچار مشکل می کند که در این لحظات شروع به فکر کردن در مورد مسائل ناراحت کننده کنید.

حال و هوای اتاقتان را با یک موزیک زیبا و ملایم تغییر دهید. این موسیقی هم آرامش لازم را برای شما فراهم می کند و همچنین نمی گذارد احساس تنهایی کنید. پرده ها را کنار بزنید، بگذارید نور خورشید به درون اتاق بیاید.

تجارب قبلی
زندگی کردن با تجربیات گذشته مثل رد شدن از طرف دیگران یا عدم توجه آنها به شما، می تواند منشاء این ناراحتی و تنهایی باشد. یادتان باشد، چیزی که شده، شده...دیگر نباید غصه گذشته را بخورید.
خلاء عاطفی که به واسطه این تجربیات تلخ ایجاد می شود را میتوان با درسهایی که از این تجربیات گرفته اید پر کنید. اگر در کودکی، عدم توجه والدین را تجربه کرده اید، با توجه بیشتر به فرزندتان آن را اصلاح کنید. با اینکار رابطه تان را با فرزندانتان قوی تر خواهید کرد. اگر خودِ شما به دیگران توجه و محبت کنید، این کار ارزشمند شما قدردانی اطرافیان را نیز برمی انگیزد. وقتی به کسی نیاز پیدا کنید، تنهایی خود به خود از بین می رود.

تنهایی می تواند زائیده فکر تنبل و بیکار باشد. برای انجام کارهای مختلف داوطلب شوید تا هیچگاه فرصت فکر کردن به تنهایی را نداشته باشید. با اینکار هم به دیگران کمک می کنید و هم به خودتان. همچنین فعالیت جسمی باعث بهبود سلامتی نیز می شود.

هنوز هم احساس تنهایی می کنید؟
در رابطه تان با نیروی عالمگیر تجدید نظر کنید. خدا، راه حل تنهایی شماست.  میتوانید از او برای نشان دادن راه به شما و درآمدن از این وضعیت ناراحت کننده یاری بخواهید. با کمک او دیگر تنها نخواهید بود

علایم دستیابی دیداری

این مقاله پیرامون مبحث پرآوازه و نوظهور موسوم به "علایم دستیابی دیداری" می باشد. شیوه ای که ما را قادر می سازد با مشاهده حرکات چشم ها به نحوه اندیشیدن فرد پی ببریم. مبنای این علم بر پایه ارتباط تنگاتنگ جسم و ذهن بوده و آنکه افراد با حرکت دادن چشمهایشان روند تفکرات باطنی خود را آشکار میسازند.

فراگیری آن ما را یقینا در بهبود برقراری ارتباط با دیگران در زندگی یاری خواهد داد.    تشخیص حرکات چشم قدری به تمرین و ممارست نیاز دارد زیرا که برخی افراد حرکات چشم بسیار کند و آرام، مختصر، زیرکانه و یا تعمدی دارند که اغلب اوقات ارزیابی چشم را پیچیده و دشوار می گرداند.

حرکات چشمها نشان دهنده آن است که فرد چگونه میاندیشد،آیا وقایع گذشته و یا آینده را در تصور خود میپروراند، صدایی را در باطن خود دوباره می شنود و یا صدای جدیدی را در ذهن خود می آفریند.

علائم دستیابی دیداری

در دلش با خود حرف میزند و یا توجهش معطوف به احساساتش می باشد. 
جهت رمز گشایی حرکات چشمها صورت را به 3 بخش فوقانی-میانی-تحتانی در ذهن خود مجسم کنید. اکنون مجددا آن 3 بخش را از وسط به 2 بخش چپ و راست تقسیم کنید. حرکت چشم به سمت هر یک از این 6 منطقه را میتوان اینگونه تفسیر کرد: 
بالا: دیداری
وسط: شنیداری    
پایین: تکلم و احساسات  سمت چپشان مربوط به اطلاعات یادآوری شده و سمت راستشان مربوط به اطلاعات خلق شده می باشد. به این مفهوم که شخص به منظور دستیابی به مناطق مرتبط با حواس پنجگانه مغز بطور غیر ارادی چشمانش را به جهات مختلف حرکت میدهد.   
چشمها بالا وچپ: نیمکره غیر برتر تجسمات فکری - تصویر ذهنی یادآوری شده - دستیابی به خاطرات بصری   
چشمها بالا و راست: نیمکره برتر تجسمات فکری-تصویر ذهنی خلق شده-قوه مخیله    
چشمها وسط و چپ: نیمکره غیر برتر پردازش حس شنوایی-دستیابی به خاطرات اصوات-افتراق تن صدا    
چشمها وسط و راست: نیمکره برتر پردازش حس شنوایی-تجسم اصوات جدید 
چشمها پایین و چپ: ندای درون-گفتگوی باطنی-ایجاد کلام    
چشمها پایین و راست: احساسات، حس لامسه و هم احشایی-دستیابی به احساسات، عواطف، احساس سردی وگرمی، درد، فشار، حرکت و جاذبه   
چشمها مستقیم بسمت روبرو و متسع: دسترسی سریع و آنی به تمام اطلاعات حسی (معمولا بصری)     

کاربردها
1- موثرتر ومفیدتر بیاندیشید   از آنجایی که حرکات چشمها سبب تحریک بخشهای متفاوتی از مغز میگردند، بنابراین شما را در اندیشیدن بهتر یاری میکند. برای مثال هنگامی که از شما پرسیده شود که آخرین فردی که امروز صبح ملاقات کردی چه کسی بود؟ شما با حرکت دادن چشم ها بسمت بالا و چپ می توانید آن را بهتر به خاطر بیاورید.   

2- بدانید چه زمانی باید سکوت کنید  هنگامی که فردی در حین انجام حرکات چشمی می باشد و شما نیز همزمان صحبت می کنید، رشته افکار وی برهم از دست میرود که سبب تاخیر و کندی ارتباط متقابل، سردرگمی و رنجش آن فرد نسبت به شما خواهد شد.  

3- حریم شخصی افراد   افرادی که شیوه تفکرشان وابسته بر اطلاعات بصری میباشد، به حریم شخصی زیادی نیاز دارند. مایلند از شما به اندازه کافی فاصله بگیرند تا قادر باشند خیلی خوب شما را مشاهده کنند زیرا که با نگاه کردن به شما اطلاعات بسیاری را گردآوری می کنند. بنابراین دور از آنها نشسته و یا بایستید.
افرادی که احساسی می اندیشند مایلند به حد کافی نزدیک باشند تا با شما تماس جسمی برقرار کنند که این کار را با زدن به بازوهای شما، گرفتن آرنج و یا شانه و دست دادنی که گویی میل به رها کردن دستان شما ندارد بروز میدهند. همچنین افرادی که یادگیری و تفکراتشان وابسته به اطلاعات شنیداری میباشد کمترین توجهی نسبت به وجود شما و حرکات جسمانی شما ندارند زیرا که تمام توجه شان معطوف به جزئیات و صحت اطلاعات مبادله شده و تحلیل آن میگردد.چشم برهم زدنهای مکرر و یا حتی بستن چشمها به مدت چند ثانیه در هنگام بحث و گفتگو پیرامون مسائل پیچیده از ویژگیهای اخلاقی آنان میباشد.   

 4- دروغگو را شناسایی کنید     هنگامیکه مشاهده کردید شخصی درپاسخ به پرسشهای شما به بالا و سمت راست چشم میدوزد احتمالا در فکر فریب و یافتن پاسخ ساختگی میباشد.    

زیاده روی نکنید
به خاطر داشته باشید که حرکات چشمها در تمام افراد صادق نمیباشد گاهی اوقات در افراد چپ دست حرکات چشم مذکور معکوس بوده و یا حتی برخی افراد دارای حرکات چشم منحصر به فردی می باشند. بنابراین در استفاده از آن محتاط و میانه رو باشید و هیچگاه به آن به دید یک قانون ثابت ننگرید.