اسباب کشی و انتقال به آدرس جدید

ایران جدید از این پس در آدرس جدید فعالیت خود را ادامه خواهد داد:

www.iranew.com

* اگر مشترک خوراک وبلاگ یا اشتراک ایمیلی هستید نگران نباشید شما تفاوتی را احساس نخواهید کرد.

* تمامی مطالب به طور کامل همراه با نظرات مربوطه به آدرس جدید منتقل شده است.

تولد من

امروز تولد من بود اصلا انتظارشو نداشتم ولی برام مراسم جشن تولد گرفتن. تقریبا غافلگیر شدم.

اخیرا احساس می‌کنم که روزهای عمرم با سرعت بیشتری در حال سپری شدن هستن اوایل که کوچکتر بودم همچین احساسی نداشتم ولی الان حس میکنم که هر کار غیر ضروری  یه نوع وقت تلف کردنه به گذر زمان حساس شدم ، دیگه این حس داره یه جورایی عذابم میده.
ولی خوب برای آیندم برنامه هایی دارم و همینه که منو امیدوار میکنه (قدیمیا هم درست گفتن که آدمی با امید زندست هااا).

پی‌نوشت: یکی از برنامه‌هام رفتنه، آره می‌خوام از اینجا برم . دیگه توی بلاگفا احساس آرامش و امنیت نمیکنم از وقتی متوجه شدم که بلاگفا همین طور خود سرانه و بدون اصلاع قبلی قالب وبلاگمو عوض کرده و قالب پیش‌فرض خودشو گذاشته دیگه حس خوبی بهش ندارم. حس میکنم که این آقای شیرازی که به این راحتی و بدون اجازه دست به ترکیب وبلاگ زیر مجموعه‌هاش می‌بره خب این احتمال هم وجود داره که هویجوری بزنه و یکی دوتا مطلب رو از وبلاگ‌ها پاک کنه یا چه‌می‌دونم اصلا وبلاگ‌هایی رو که خوشش نمیاد حذف کنه! حالا شانس آوردم که بک‌آپ از قالبم داشتم وگر نه که دیگه این قالبم پریده بود رفته بود پی کارش.


پی‌نوشت2: راستی کسانی هم که از طریق خوراک منو دنبال می‌کنن نگران نباشن انشالله اگه رفتیم از اینجا تغییری رو متوجه نخواهند شد. همین‌طور کسانی هم که با آدرس iranew.com به اینجا میومدن هم بازم تغییری رو متوجه نخواهند شد چون آدرس همون آدرس قبلیه فقط blogfa از انتهاش برداشته شده. (با احتمال زیاد برای سال جدید به خونه جدید میرم )

راستی تنهام نذارین هااا دلم میگیره...

تولد ایران جدید

خدا رو شکر امروز وبلاگ ایران جدید بعد از گذشت چهار سال از آغاز فعالیت خودش وارد پنجمین سال حضورش خواهد شد. 

جدیدا به خاطر مشغله کاری که پیدا کردم کمتر میتونم مطالب خودمو پست کنم ولی سعی میکنم که مطالب جالبی از منابع خارجی و داخلی براتون آماده بکنم.

راستش دیگه کم کم داشت امروز رو یادم میرفت ( مثل دوستم، بلاگ نوشت) ولی ناخودآگاه با دیدن مطلبش منم یاد تولد وبلاگم افتادم.

خدا رو شکر روند آماری و بازدیدهای وبلاگ هم رو به افزایش هستش و به صورت پلکانی ماه به ماه بازدیدها بیشتر میشه.



در آخر هم از تمام دوستانی که تا به اینجا به من توی سرپا نگه داشتن وبلاگ کمک کردن تشکر و قدر دانی میکنم( فاطمه ، آهو ، امید ، و...) چون اگه این دوستان نبودند در مقاطعی مثل زمان خدمت اینجا کاملا تعطیل میشد.

عید شما مبارک

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صدشکر که این آمد و صد حیف که آن رفت.
فرا رسیدن عید سعید فطر را به همه ی دوستان  محترم تبریک عرض می‌کنم.

100 ساله می شوم؟

 

چقدر دوست دارید عمر کنید؟ خوب معلوم است هرکسی می گوید هرچه بیشتر بهتر! یک سری از باور هایی که در ذهن افراد است چه درست یا نادرست در افزایش یا کاهش طول عمر افراد تاثیرگذاز است.حال باور های خود را تست کنید ببینید چقدر به افزایش طول عمر خود کمک کرده اید؟!

1-چاقی یا لاغری؟!

از اونجایی که امروزه همه می دونن افراد چاق بیشتر در معرض بیماری های قلبی و سرطان هستند پس باور درست ترجیح دادن لاغری به چاقی است.پیرمردها و پیرزن هایی که لاغرند سرحال تر و سالم تر از جوان های چاق و تپل هستند.

2-خوابیدن حداقل 8 ساعت در روز خوب یا بد؟!

اغلب ما سخت در اشتباه هستیم.افرادی که شبانه روز بین 5 تا 7 ساعت می خوابند بیشتر از افرادی که 8 ساعت می خوابند عمر می کنند.فراموش نکنید که خواب زیاد شما را افسرده و گیج می کند.اگر بتوانید برنامه خواب شبانه را 7 ساعت به اضافه نیم ساعت خواب در طول روز در ساعت خستگی تنظیم کنید سرمایه بزرگی به دست آورده اید....سرمایه ای به نام عمر بیشتر!

3-بازنشستگی زودهنگام و راحت شدن از دست فشار های عصبی؟!

سرگرم بودن و داشتن شغلی که از آن لذت می برید باعث افزایش طول عمر می شود تحقیقات نشان داده افرادی که در 65 سالگی بازنشسته می شوند طول عمر بیشتری دارند.درست است که استرس و فشار کاری تاثیر زیادی بر روحیه انسان می گذارد ولی این بدان معنی نیست که سر کار نرفتن طول عمر را زیاد کند.شما باید بکوشید راهی برای از بین بردن استرس ها و ایجاد علاقه به شغلتان پیدا کنید.اگر برای این کار به کمک احتیاج دارید با من در میان بگذارید تا راه هایی که به ذهنم می رسد را به شما پیشنهاد کنم.

4-شیرینی و شکلات؟!

طبق نتیجه تحقیقات هاروارد افرادی که چند بار در ماه شکلات به خصوص شکلات تلخ مصرف می کنند تقریبا 11 ماه بیشتر از سایر افراد زندگی می کنند. در ضمن با یک باور غلط در این مورد لذت خوردن شکلات را نیز از دست می دهاید!

5-گوشت و پروتئین های حیوانی؟!

همه مواد غذایی خواص منحصر به فرد خود را دارند.مصرف نکردن گوشت و روی آوردن به سبزیجات و گیاهخواری به معنای عمر بیشتر نیست.اعتدال حرف اول را می زند اعتدال در مصرف گوشت در کنار سبزیجات یعنی افزایش عمر!

6-دویدن یا پیاده روی؟!

ورزش کلید عمر طولانی است و سلامتی و نشاط بدن شما را تامین میکند.افرادی که به طور متوسط 5 روز در هفته و هرروز به مدت نیم ساعت پیاده روی می کنند بیشتر از سایر افراد عمر میکنند ولی این میزان درافرادی که همین میزان می دوند 4 برابراست!!!ورزش بیشتر و فعالیت بیشتر، طول عمر بیشتر!کسی که میدود بیشتر از کسی که پیاده روی می کند عمر می کند.

انجام و رعایت این موارد اصلا کار سختی نیست.امتحان کنید...

خنده درمانی

 
آیا تاکنون از خود پرسیده ایدکه چند بار در روز از ته دل می خندید؟ آیا آدم خوش خنده و خوشرویی هستید یا گرفته و عبوس و به اصطلاح جدی و مبادی آداب!

 پژوهشهای گوناگون در زمینه اثرات خندیدن بر جسم و روح بیانگر این واقعیت است که خندیدن سبب از بین رفتن بسیاری از فشارهای روحی و روانی شده و راندمان کاری را در افراد بالا می برد. در کشور هندوستان برای تشویق مردم به اینکه از دل مشغولی های روزانه خود دست برداشته برای لحظه ای هم که شده با "خنده" مشکلات خود را فراموش کنند، دست به ابتکار جالبی زده اند و دوره هایی تحت عنوان "خنده درمانی" تشکیل داده اند این دوره ها با استقبال بسیاری روبه رو شده است.

 بهره گـیـری از " خنده" برای درمان ناهنجاری های فکـری و عارضـه های جـسمـی، نخستین بار نیست که به مرحله اجرا درمی آید. پیش از این در کشور ژاپن به معجزه خنده پی برده و از آن برای آرامش روح و روان استفاده نموده اند. طی یک برنامه از پیش تعیین شده در کلاس های خنده درمانی برای علاقمندان به آرامش درونی، فواید خنده به طور مبسوط، شرح داده می شود. در این راستا بر این نکته تاکید می شود که بسیاری از ما اکثر وقت خود را در محل کار سپری می نماییم، جایی که بیشترین فشار را از لحاظ کاری متحمل می شویم، بیماری های زیادی مانند "فشار خون"، "نارسایی های قلبی"، "بی خوابی و افسردگی" حاصل فشارهای بیش از اندازه ای هستند که هر کدام از ما روزانه با آنها دست و پنجه نرم می کنیم، اضطراب و استرس محیط کار و فعالیت ممکن است به وضعیت بدتر مانند اعتیاد به مواد مخدر یا تفریحات غیر سازنده منجر شود. از این رو، تمرین خنده به فواصل زمانی در روز باعث می شود اکسیژن بیشتری به مغز برسد و با آزاد شدن هورمون های انرژی زا در بدن، فرد احساس آرامش بیشتری کند.

پس سعی کنید همیشه لبخند بر لبانتان باشد.دست کم پس از هر دو یا سه ساعت کار مداوم یک نفس عمیق کشیده گردن و شانه هایتان را به عقب خم کنید تا به اصطلاح خستگی از تنتان بیرون برود. خنده درمانی سیستم ایمنی بدن را افزایش داده باعث می شود کمتر دچار سرماخوردگی و عطسه شوید همین طور بروز عفونت های حلق و ریه را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. خنده استقامت بدن را در ابتلا به بیماری هایی همچون آسم، برونشیت، سردردهای عصبی و میگرن، و نیز دردهای ناشی از آرتروز، دیسک کمر و ستون فقرات افزایش می دهد. خنده درمانی درحقیقت نوعی تمرکز فکری محسوب می شود که افکارانسان را از دنیای فیزیکی جدا می کند تا جایی که ذهن به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد.

    تمام کسانی که از این روش استفاده می کنند به خوبی می دانند که هنگام متمرکز ساختن ذهن، همه افکار بد و منفی از قبیل اندیشه های جرم برانگیز، ترس، عصبانیت، حسادت و خود خواهی را می توان از ذهن بیرون کرد و روحیه ای شاد و سرزنده را با تمرین گذشت و فداکاری، احترام به دیگران، دوست داشتن و محبت ورزیدن و از همه مهمتر "بخشش" در وجود خود زنده ساخت. از این رو افراد بایدبیش از هر چیز زوایای شخصیتی خودرا به خوبی بشناسند و جنبه های شوخ طبعی را در وجود خود شناسایی کنند اگر چه این خصیصه در همه اشخاص به یک اندازه موجود نیست. طی فرآیند خنده درمانی به افراد آموزش داده می شود که صرف نظر از مشکلات و گرفتاری هایی که برای هر فردی در زندگی ممکن است پیش بیاید خندیدن و خوشحالی بخش جدایی ناپذیری از زندگی فردی انسان ها محسوب می شود.       

   وقتی ذهن و فکر شما در آرامش کامل باشد قطعاَ راحت تر و آسان تر می توانید تصمیم بگیرید و با آرامش خاطر مشکلات خود را حل کنید. اعضاء کلاس های خنده درمانی ابتدا یکسری فعالیت های جمعی و گروهی را با هم انجام می دهند سپس هرکدام جداگانه همان فعالیت ها را به طور انفرادی و به فواصل زمانی در روز تکرار می کنند. هر فردی دارای استعدادهای بالقوه نامحدودی است که بکر و دست نخورده باقی مانده اند و می باید در مسیر درست و با شناخت صحیح فعالیت یابند. یکی از این راههای شناخت استعدادهای خاموش در وجود انسان خنده درمانی است.

   یک محقق دانمارکی با الگوگرفتن ازاتاق های "استراحت" و "استعمال دخانیات" در شرکت ها و ادارات پیشنهاد کرد اتاق هایی با نام "اتاق خنده" به این گونه مراکز اضافه شود تا کارمندان بتوانند دست کم 10 الی 15 دقیقه را در آنجا به خندیدن سپری کنند. هر چند این پیشنهاد هنوز عملـی نشده و تنها در حد یک فـرضیه است اما به عقیده وی ایـن تنها راهی است که می تـوان خنده را به محیـط کار نیز انتقـال داد. باشگاههای خنده در کشورهای غربی ماننـد آمریکا و انگلیس که هفته ای یک بار دایر می شوند مفیـد هستند اما کافی نیستند و نیاز افراد را برطرف نمی سـازند چرا که انسان ها برای تامین نیازهای روحی خود به اینکه هر روز بخندند نیاز دارند. یکی از محاسن ایجاد اتاق خنده این است که دیگر نیازی به وقت قبلی نیست و هر کس می تواند در هر زمانی که دلش خواست به آنجا برود و تا دلش می خواهد بخندد.   

   نکته مهم اینجا است که آیا افراد می توانند هر زمان که اراده کنند بی دلیل بخندند و یا باید محرکی آنها را به این عمل وادارد. تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از انسان ها نسبت به لطیفه هائی که می شنوند عکس العمل نشان می دهند. اگر لطیفه شیرین و بامزه باشد قطعاَ خنده را بر لبانشان خواهد نشاند. برای اینکه بتوانید خندیدن را تمرین کنید باید با افرادی معاشرت کنید که همیشه شاد و خوشحال هستند، گویی هیچ غم و غصه ای در زندگی نــدارند و اگر هم دارند آن را بروز نمــی دهند. در این گونه کلاس ها توسط تلویزیون و یا ضبط صوت داستان های خنده دار و بامزه به نمایش در می آید تا افراد به خندیدن وادار شوند.

خنده را می توان به چند گروه تقسیم بندی کرد.   

   گروه اول همان لبخندهایی هستند که افراد در هر زمان و مکانی می توانند از آنها استفاده کنند. به طور مثال خیلی ها برای اینکه ترس و یا اضطراب خود را پنهان کنند آن را با یک لبخند بروز می دهند و یا لبخندهایی که آدم ها از روی تنبلی، بی تفاوتی و اینکه حوصله حرف زدن ندارند به یکدیگر تحویل می دهند.

    دسته دوم خنده هایی هستند که در مکان های خاص و با کمی احتیاط انجام می گیرند. مثلاَ در مکان های عمومی خنده بی جا و بی مورد شخصیت آدم ها را زیر سؤال خواهد برد.

   دسته سوم خنده های بی صدایی است که در دل آدم ها انجام می گیرد. برای مثال دوست شما مطلبی در مورد شخصیت شما به زبان می آورد که به نظر شما اصلاَ واقعیت ندارد و شما در دل به او می خندید و یا موردی را از کسی پنهان کرده اید و در دل به او می خندید که از همه جا بی خبر است.

   دسته چهارم خنده های کاملاَ دوستانه است، زمانی که از ته دل می خندید و در آن لحظه تنها به چیزی می اندیشید که باعث خندیدن شما شده است. در این حالت تمام اعضاء بدن شما از عضلات سر و صورت گرفته تا دست و حتی قفسه سینه، شما را در خندیدن همراهی می کنند.

از این رو از ته دل خندیدن بهترین و مفیدترین نوع خنده است! بنابراین از همین امروز تصمیم بگیرید با لبخند زدن به دیگران و از ته دل خندیدن آرامش را به محیط کار و زندگی خود آورده و زمینه ای مناسب برای رشد خلاقیت ها و دوستیهای پایدار را فراهم کنید

اگر موافق هستید در ژست بعدی تعدادی لطیفه خنده دار بگذاریم تا خستگی از تن همه ما خارج شود.

اما در این بین اولین نفر مدیر سایت و بعد دوستان عزیزمان باید موافقت خود را اعلام کنند....

منتظرم....
 

هنر تندرست ماندن

اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ احساساتتان را بيان کنيد.

 هيجانات و احساساتي که سرکوب يا پنهان شده باشند به بيماري‌هايي نظير ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر مي‌شوند. سرکوبي احساسات به مرور زمان حتي مي‌تواند به سرطان هم بيانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ يک محرم مي‌رويم و رازها و خطاهاي خود را با او در ميان مي‌گذاريم! گفتگو، صحبت کردن، کلمات، ... وسيله درماني قدرتمندي هستند. اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ تصميم‌گيري کنيد. افراد دو دل و مردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلي و بي‌تصميمي باعث مي‌شود که مشکلات و نگراني‌ها روي هم انباشته شوند. تاريخ انسان بر اساس تصميم‌گيري‌ها ساخته شده است. تصميم‌گيري دقيقاً به معني چشم‌پوشي آگاهانه از بعضي مزايا و ارزش‌ها براي به دست آوردن بعضي ديگر است. افراد مردد در معرض بيماري‌هاي معدي، دردهاي عصبي و مشکلات پوستي قرار دارند.

 اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ به دنبال راه حل‌ها باشيد.

 افراد منفي، مشکلات را بزرگ مي‌کنند و راه حل‌ها را نمي‌يابند. آن‌ها غم و غصه، شايعه و بدبيني را ترجيح مي‌دهند. روشن کردن يک کبريت بهتر از تاسف خوردن از تاريکي است. زنبور، موجود کوچکي است اما يکي از شيرين‌ترين چيزهاي جهان را توليد مي‌کند. ما هماني هستيم که مي‌انديشيم. افکار منفي باعث توليد انرژي منفي مي‌شوند که آن‌ها نيز به نوبه خود تبديل به بيماري مي‌گردند. اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ در زندگي اهل تظاهر نباشيد. کسي که واقعيت را پنهان نگاه مي‌دارد، تظاهر مي‌کند و هميشه مي‌خواهد راحت و خوب و کامل به نظر ديگران برسد، در واقع بار سنگيني را بر دوش خود قرار مي‌دهد. مثل يک مجسمه برنزي با پايه‌هاي گِلي. هيچ چيز براي سلامتي بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگي کردن با تظاهر نيست. اين گونه افراد زرق و برق زياد و ريشه و مايه اندکي دارند و مقصد آن‌ها داروخانه، بيمارستان و درد است.

 اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ واقعيت‌ها را بپذيريد.

 سرباز زدن از پذيرش واقعيت‌ها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بيگانه مي‌سازد. هسته اصلي يک زندگي سالم، يکي بودن و رو راست بودن با خود است. کساني که اين را نمي‌پذيرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب مي‌شوند. پذيرفتن انتقادها، کاري عاقلانه و ابزار درماني خوبي است. اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد؛ اعتماد کنيد. کساني که به ديگران اعتماد ندارند نمي‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و نمي‌توانند رابطه پايدار و عميقي با ديگران به وجود آورند. آن‌ها معنی دوستی واقعی را درک نمي‌کنند. بي‌اعتمادي باعث کاهش ایمان فرد مي‌گردد.

 

 اين مطلب را براي دوستانتان بفرستيد تا آن‌ها نيز بيمار نشوند!

ماه رمضان

حلول ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خدا بر همه مسلمانان مبارک باد.

انشاالله ما رو هم در پای سفره های افطار خودتون دعا کنید.

نیکی بازگشتنی است.....

روزی روزگاری پسرک فقیری که برای تامین مخارج تحصیلش از این خونه به اون خونه می رفت تا شاید بتونه پولی تهیه کنه،متوجه شد که فقط یک سکه 10 سنتی براش باقی مونده.خیلی گرسنه اش بود به خاطر همین در یه خونه رو زد تا تقاضای تکه نانی یا یه کم غذا بکنه.
بطور اتفاقی دختر جوانی در روباز کرد و پسر که دستپاچه شده بود به جای غذا گفت آب میخوام.دختر هم که متوجه گرسنگی پسر شده بود براش شیر آورد.
پسر آروم شیر رو خورد و گغت:چقدر باید بپردازم؟  
دختر گفت:مادرم به ما یاد داده که نیکی ما بهایی نداره! 
پسر گفت:پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم....
سال ها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد و به بیمارستان مجهزی در شهر انتقال داده شد چون پزشکای محلی از درمان او عاجز بودند.
دکتر هوارد کلی جهت بررسی وضعیت بیمار وارد اتاقش شد.در اولین نگاه اونو شناخت.بعد به اتاقش برگشت تا هرچه زود تر جون دختر رو نجات بده.
از اون روز به بعد دختر رو تحت توجه های خاص خودش قرار داد و بالاخره بعد از انجام یه سری آزمایش و عمل سخت پیروز شد...
آخرین روز بستری زن به درخواست دکتر برگ هزینه دختر به جهت تایید نزد دکتر کلی برده شد.
گوشه صورتحساب چیزی نوشت و توی پاکت گذاشت و برای دختر فرستاد
دختر از باز کردن پاکت واهمه داشت.فکر می کرد تا آخر عمر باید بدهکار باشه ....آروم پاکت رو باز کرد و چند کلمه روی قبض توجهش رو جلب کرد....
"بهای این صورتحساب قبلا با یک کاسه شیر پرداخت شده است..."

محمد علی ابطحی از حقایق پرده برداشت

اعترافات محمد علی ابطحی به قدری تكان دهنده بود كه بلافاصله سایت‌های مخالف نظام را دچار دستپاچگی كرد.

اگرچه چهره‌های اصلاح‌طلب و رسانه‌های آنها در اقدامی مشترك با رسانه‌های ضد نظام از مدت‌ها قبل كوشیده بودند تا با طرح ادعاهایی كه از آن جمله بودند "تحت فشار بودن "، از اهمیت اعترافات بازداشت‌شدگان بكاهند و آن‌ها را فاقد وجاهت قانونی و حتی شرعی جلوه دهند، اما اعترافات محمد علی ابطحی به قدری تكان دهنده بود بلافاصله سایت‌های مخالف نظام را دچار دستپاچگی كرد.

دستپاچگی در محیط‌های مجازی از جمله سایت "فیس‌بوك " و سایت "بالاترین " كه واكنش های سریعی از خود بروز می دهندف بیش از دیگر رسانه‌ها به چشم می‌خورد.
گردانندگان این رسانه‌ها پیش از آنكه اشاره‌ای به موضوع و محتوای اعترافات آشكار محمد علی ابطحی كنند، سعی كرده‌اند با مانور بر روی تصاویر منتشر شده از وی در دادگاه امروز، و بیان اینكه "ابطحی لاغر شده " از تاكیتك مظلوم‌نمایی استفاده كرده و بهت عمومی از این اعترافات را با حاكم كردن فضای احساسی به حاشیه برانند.

در این زمینه برخی از این پایگاهها پیشنهاد داده‌اند تا سرور خبرگزاری فارس را كه مشروح اخبار امروز دادگاه متهمان آشوب‌ها را پیش از سایر خبرگزاری‌ها منتشر كرده، مورد حمله قرار دهند.
این دستپاچگی شاید از آن روست كه آنها گمان نمی‌كردند محمد علی ابطحی اعترافات خود را در دادگاهی علنی و در برابر چندین خبرنگار، عكاس و تصویربردار اعلام كند.
گمان آنان این بود كه متهمین قرار است تنها در برابر یك دوربین تلویزیونی به جرایم خود "اعتراف " كنند.
این رخداد می توانست رسانه های مخالفین را در القای اجباری بودن اعترافات به افكار عمومی، یاری دهد.
بر این مبنا بود كه حتی یوسف صانعی و حسینعلی منتظری كه اصلاح‌طلبان از آن‌ها با عبارت "مراجع تقلید " یاد می‌كنند، در بیانیه‌هایی اعلام كردند " این اعترافات از آنجا كه تحت فشار است، فاقد وجاهت شرعی و قانونی است. "

گفتنی است تا زمان انتشار این خبر رسانه‌های متعلق به اصلاح‌طلبان از جمله سایتهای وابسته به آنان در برابر اعترافات ابطحی و دیگر اصلاح‌طلبان در سكوتی معنادار فرو رفته‌اند.

نگرانی ، دلهره ، تنش ،اضطراب، استرس اینا یعنی چی؟

این یه بیماری نیست. یه مسئله عادیه که ممکنه موقع امتحان یا خرید خانه یا خواستگاری و.برای هرکسی پیش بیاد.چه پیر،جوون،مغرور یا انسانی که حسابی اعتماد بنفس داره.فرقی نمی کنه. درواقع استرس در حد کمش لازمه. اگه هیچ وقت دچار ناراحتی نشین مریض می شید.ولی اگه از حدش هم بگذره خیلی بده و خیلی بیشتر از غذاهای چرب و نمک برای قلب و اعصاب و کلا همه اعضای بدن ضرر داره. گرچه دکتر بهمون نمیگه از نگرانی زخم معده یا درد کمر گرفتیم ولی این مهمترین دلیلش می تونه باشه.پس اول آروم باشیم و بعد با هم به راه حل های من فکر کنیم


اگه تنشی توی زندگیتون هست اول سعی کنید دقیقا ببینید این تنش چیه؟     به شما مربوط می شه؟کسی می تونه کمکتون کنه؟     اصلا این تنش چقدر بزرگه؟ارزش نگرانی رو داره؟
بنویسین همه ی احساستون در باره ی این تنش رو بنویسید حالا احتمالا کمی خیالات واهی رو کنار گذاشتین و آروم تر از قبل هستید .نه؟ هنوز آرامش ندارین؟ خوب این فقط یه قدم بود. قدم های بعدی رو با هم می ریم

نوشتین؟الان بزرگترین مشکلی که ممکنه پیش بیاد رو در نظر بگیرین خودتونو راضی کنین که این مشکل ممکنه خیلی بزرگ باشه. حالا راحت روی زمین دراز بکشین و بگین این کوچکترین مشکل موجود روی زمینه بعد از در نظر گرفتن بدترین موقعیت سعی کن بپذیری که همینه که هست. ولی کسی قرار نیست تورو بکشه یا زندانی کنه. آزاد هستی و می تونی در بدترین وضعیت هم راه حلی پیدا کنی.

همیشه یه خدایی اون بالا هست که تموم کارای ما رو می بینه.ازش کمک بخواه. دعا کنهیچ وقت نذار این عقیده به وجود بیاد که چون خدا از دلت خبر داره باید بدون گفتن برآورده کنه.خدا دوست داره ازش بخوای تا بهت بده

"کسانی که نمی دونن چطوری با نگرانی بجنگن جوانمرگ میشن" بابا ریلکس باشین.ببین داری از ریخت وقیافه می افتی

همیشه قبل از نگرانی به این فکر کن که چقدر ممکنه روی ظاهرت تاثیر بذاره نگرانی باعث سیاهی زیر چشم میشه.فرم صورت به هم می ریزهماهیچه های قلب با افسردگی و نگرانی زیادی شل می شه و قلب درد می گیرهتنگی نفس میاره.ناراحتی باعث می شه از تو یخ بزنیم و بشیم یه قندیل یخیعمدا جلوی خنده مون رو بگیریم و زشت بشیمتازه ناراحتی حالت قرینه ی صورت رو به هم می زنه و ممکنه یهو صورت کج و کوله بشهزانودرد میارهفراموشی میاره و باعث می شه چیزای کوچیک و افراد مهم زندگی از یاد برناز دیگر خطراتش از دست دادن تمرکز و تعادله حتی در راه رفتنیه دفعه تو خیابون پام کج میشه می افتم توی جوی آب خوشبو !!!!
 رودیارد کیپلینگ می گه:"شش آموزگار بزرگ دارم.چه،چرا،چه وقت،چگونه،کجا و چه کسی."توی انگلیسی هم به اینا میگن دبلیو اچ کواِسشن!

به سوالای زیر جواب بده لطفا:
1.علت ایجاد مسئله؟
2.ره حل های احتمالی؟
3.بهترین راه حل؟
حالا که انتخاب کردی با دقت تصمیم بگیر.همین حالا عمل کن.همه ی همت خودتو معطوف اجرای تصمیمت کن و نگرانی درباره سرانجام کار رو کنار بذار. امام جمعه شهرمون می گفت:در حد توانت کار بکن.تا آخرین حد توانت تلاش کن و نتیجه رو به خدا واگذار کن.
 این تابستونی حوصله تون حسابی سر رفته؟مشغول هستین ولی مدام نق می زنین؟

 4 تا قانون اینجا داریم خوب گوش کن:

1.سرتو گرم کن و به یاد داشته باش که فعالیت سرگرم کننده یکی از بهترین درمان ها برای نق زدنه
2.اجازه نده امور پیش پا افتاده و جزئی شادمانی تو رو ازت بگیرن.بی دلیل لبخند بزن.مهم نیست چه شکلی می شی.به مضحک ترین حالت ممکن لبخند بزن. البته این کار رو توی خیا بون نکن که بدجوری ضایع میشی.
3.به نگرانیتون دستور بدید گم بشه.ببخشیداببینید اصلا این همه همهمه توی مغزتون واسه چیه که شمارو از کار و زندگی و فیلم و کتاب و مجله و. انداخته؟!
4.بذار گذشته در گور خودش آروم لالا کنه.البته قبلش کار گذشته رو تموم کن یه وقت زنده به گور نشه ها.کار گذشته رو زود تموم کن و به آینده هم فکر نکن. آب تو هاون نکن.یه جا یاد داشتی درست کن و بذار روی میز.یه کاغذA4 رو 3-4بار تا کن و بعد روی تا جدا کن که کوچولو بشن واسه یادداشت.ای بابا این همه دردسر نداشت .یه دفترچه بردار و چیزایی که دوست داری بنویس.کارایی که دوست داری هم بنویس.چیزایی که دوس داری بخری هم بنویس حتی اگه پولشو نداری.کسایی که دوست داری هم بنویس.و اونایی که دوست داری ملاقات کنی.اونطرف تر ها هم کارا، چیزا و افرادی که مجبوری بهشون بپردازی بنویسیه لبخند.آهان عکس بدون نگرانیت آمادس.ولی انگار خیلی دوسش نداری.باشه باز هم راه حل می دم

 فعلا با چند تا جک چطورید؟

 به یکی ميگن : چرا زنبورها گل مي خورن؟ ميگه: چون دروازه باناشون خوب نيستن.
یه نفر صبح ميره در مغازش کرکره رو بالا ميکشه و ميگه: بسم الله رحمن رحيم ميره تو. ميبينه همه مغازه رو خالي کردن مياد بيرون کرکره رو مي کشه پايين و ميگه : صدق الله العلي العظيم
 از اونجایی که وقتی حوصلمون سر می ره یه سری فکر و خیال میاد توی مخمون باید یه طوری دیدمون رو تغییر بدیم که اگه وروجک توی مغزمون مدام موج منفی فرستاد ما هم یه قدر مطلق بذاریم سر راهش تا همه شون بشن موج مثبت.

در ادامه هم چند تا نکته دیگه باید گوشزد کنم
زندگی ما همون چیزی می شه که ذهنمون می سازه البته فرمایش شما متین که ذهن ما نمی تونه چیزای غیرممکن رو کاملا ممکن کنه.ولی بستگی به این داره که به چی بگیم غیر ممکن؟! اگه آوردن آسمون به زمین یا له کردن خورشید با دست باشه غیر ممکنه ولی هر کاری که بقیه آدما هم بتونن انجامش بدن و دستیابی بهش ممکن باشه دیگه غیر ممکن نیست.
پس باید ذهنمون رو پر از فکر آرامش،شجاعت،سلامتی و امید کنیم.

یکی از نگرانی های اکثر آدما سر و کله زدن با دشمنانشونه. بیاین با هیچ دشمنی درگیر نشیم.اگه نفرتی داریم بذاریم همونجوری ساکت بمونه چون اگه بخوایم به اینکه با دشمنمون درگیر بشیم بپردازیم،بیشتر از آزردن اون خودمون خسته می شیم.از وجود خودمون نیرو گرفته می شه.اون که راحت نشسته و حرص خوردن ما رو تماشا می کنه.پس حتی یک دقیقه رو هم صرف فکر درباره کسانی که دوستشان نداریم نکنیم.

به جای دلگیر شدن از ناسپاسی هم بیاین انتظار ناسپاسی رو داشته باشیم.حتی حضرت مسیح در یه روز 10 جذامی شفا داد و فقط یه نفر ازش تشکر کرد.ما که نباید بیشتر از مسیح باشیم؟! یادمون باشه تنها را دست پیدا کردن به خوشحالی اینکه بعد از کار ازت تشکر میکنن نیست بلکه باید به این فکر کنیم که ازکارمون چقدر لذت بردیم و چقدر ممکنه به بقیه کمک کنه

همیشه ببخش تا تو را ببخشند. وقتی مشکلات زیادی سر راهمونه همیشه نسبت به نعمت های زیاد اطرافمون کور می شیمبه جای شمردن مشکلاتتون نعمت هاتونو بشمارین

وقتی ناراحتیم با شادکردن دیگران خودمون هم شاد می شیم.مطمئن باشین اگه انسان باشیم از شادی اونایی که دوستشون داریم حتما شاد خواهیم شد وقتی به کسی خوبی می کنینبه خودتون خوبی کردینبه خودتون احساس احترام بخشیدین.

روزانه

اول: دوره ای رو که فعلا مشغول گذروندن هستم (برق صنعتی) به نیمه رسیده و حدود یک ماه و نیم دیگش باقی مونده فقط امیدوارم که بازار کارش خوب باشه، خیلی‌ها که میکن خوبه ولی حالا ببینیم خدا چی می‌خواد.

دوم: هوا یکی دو روزه که خیلی آلودست گرد و خاک خیلی شدید شده آدم احساس خوبی نداره ، یاد این فیلمهای وحشتناک می‌افته...

سوم: فن کامپیوترم یه مدت خیلی صدا می‌داد ( با اینکه کامپیوترم رو تازه خریده) ولی امروز دیدم که اصلا ایساده و کار نمی‌کنه، الان مثل ماشین پیکان باید هلش بدی تا راه بیفته، میترسم خرجش زیاد بشه ( راستی کسی قیمت فن کامپیوترو نداره Core 2 Doue ).

چهارم: این کلاس اتوکد رو که رفتم خیلی به دردم خورد الان کاملا دارم ازش استفاده میکنم و روزی یه نقشه برق با اتوکد میکشم، اگه قرار بود با دست بکشم کلی وقتمو می‌گرفت.

پنجم: این فیلم چهار چنگولی اونقدرا هم که فکرشو می‌کردم جالب نبود.

رئیس جمهور را مردم انتخاب کردند

با انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران طبق معمول چند روز اخیر متاسفانه شاهد ایجاد تشنج و فضای ناآرامی در سطح تهران بودیم که واقعا جای تاسف و نگرانی دارد. چرا که تمام طرفداران آقای موسوی ظاهرا کاملا مطمئن هستند که در انتخابات این دوره تخلف روی داده و به هیچ عنوان زیر بار این واقعیت که مردم خود سرنوشت خود را برگزیده‌اند نمی‌خواهند بروند.

برادران و خواهران من چرا ما باید فقط دیدمان به اندازه نوک دماغ خودمان باشد ؟ چرا باید چشم بر روی بسیاری از واقعیت های اتفاق افتاده ببندیم؟ چرا نباید قبول کنیم که امروز سرمایه کلان کشور تنها در دست قشر مرفه جامعه ما نیست و ثروت اکنون به طور مساوی در حال تقسیم در جامعه است؟ چرا گروه کثیری از مردم جامعه را که در دور‌دستها و روستاهای محروم و دور افتاده زندگی می‌کنند را نادیده می‌گیریم؟ چرا تغییر معیشت و زندگی این افراد را نادیده می‌گیریم ؟ چرا سالهای سال همیشه به مفسدان اقتصادی که اسامی تک تکشان را هم می‌دانیم، ناسزا گفتیم ولی حالا که نامی از آنها برده شده منکر این قضیه می‌شویم ، در حالی که آقای احمدی نژاد نیز با این حال در اولین نطق خود پس انتخاب به صراحت از عزم راسخ خود در برخورد با این قشر که مثل زالو از بدنه کشور تغذیه می‌کنند صحبت کرد.

دوستان من بیش از نیمی از آراء توسط مردمی با سطح درآمد پایین و ساکن مناطق محروم بوده که حتی نمیدانند ماهواره و اینترنت چیست ، این در حالی است که قشر مرفه ما که قاعدتا از این نظام ناراضی هستند تمام فضای اینترنت را بر ضد آقای احمدی نژاد پر کرده‌اند و فقط خود نویسنده و خواننده این مطالب بوده اند و به قدری این فضا اشباع شده بود که بسیاری از طرفداران آقای موسوی به یک باور کاذب رسیده بودند که تمام کشور مخالف احمدی‌نژاد و برنامه هایش هستند و در برنامه‌های ماهواره ای چنان تصویر تاریک و زشتی از فضای سیاسی و انتخاباتی کشور به نمایش گذاشتند و مظلوم نمایی کردند ، در مواردی هم ایران را با اسرائیل و صهیونیسم مقایسه کردند .این افراد همان کسانی بودند که تا چند روز پیش فضای موجود در کشور را یک فضای بی‌سابقه و کاملا باز ارزیابی کرده بودند. اما گویا این دوستان انتظار دارند که در این شرایط حساس کشور هر زمان که اراده کردند به خیابانها بریزند و تضاهرات و شورش برپا کنند!

یک خواهش هم از کسانی دارم که زمان انتخابات با شعار آزادی، چشم و گوش بسته به پای صندوقهای رای نروند، بیایید قبول کنیم که هیچ کدام هنوز جنبه آزادی را نداریم!

پی‌نوشت: مدتها بود (حدود 2 سال) که هیچ گونه مطلب سیاسی و یا انتقادی ننوشته بودم ، متاسفانه یا خوشبختانه اصلا اهل سیاست نیستم و دوست ندارم که در هیچ‌یک از بحث‌های مربوط به سیاست اضهار نظری بکنم ولی در شرایط موجود کمی تغییر زاویه دید برای گروهی از جوانان به نظرم لازمه .

بازگشت

اول: بالاخره بعد از مدتها که در خدمتتون نبودم دوباره برگشتم . دلیل این هم که نبودم راستس این بود که می‌خواستم سیستمم رو ارتقا بدم و اون یکی رو رد کردم رفت ولی مدتی هم به کامپیوتر و اینترنت دسترسی نداشتم .
دوم: حدود 2 ماهه که کلا از حال و هوای اینترنت و بچه ها بی‌خبرم (اگه تو این مدت اتفاقی افتاده کامنت بذارین بهم بگین).
سوم: یه دوره آموزشی برق صنعتی رو مشغول شدم دارم میرم کلاس تقریبا تمام وقتم رو در روز می‌گیره ، یعنی از ساعت 7 صبح تا 5 بعداز ظهر کاملا مشغولیم.
چهارم: راستی با این مانیتور جدیدم خیلی حال میکنم ، آخه تا به حال فقط با مانیتور 15 اینچی خودم کار کرده بودم حالا فوقش چند بارم با 17 اینچی کار کرده بودم، ولی حالا 15 کجا 20 اینچی ال سی دی واید کجا!!!
پنجم: اگه مشکل اینترنتم رو بتونم توی این چند روزه حل کنم، مثل سابق با تمام انرژی در خدمتتون هستم.

خداحافظ87 ، سلام 88

ثبت میشه :
درتاریخ 87/12/30 (گفتم حالا ثبت کنم چون حداقل تا 4 سال نمیشه همچین تاریخی رو ثبت کرد...)

آغاز سال 1388 و فرا رسیدن نوروز باستانی رو به همه هموطنانم در سراسر این کره خاکی تبریک می‌گم و برای همه آرزوی داشتن سالی پر از شادی، سربلندی و موفقیت رو دارم ضمنا امیدوارم که تعطیلات نوروز کاملا خوش بگذره و آجیل و شیرینی و شوکولات رو حسابی تحویل بگیرید. 

همچنین امیدوارم عموها و دایی‌ها و عمه‌ها و... هم امسال مثل هرسال عیدی‌هاتون رو فراموش نکنن و این بحران اقتصادی مقتصادی رو یه 13 روزی بی‌خیال بشن. همچنین ایشالا سیزده‌بدر امسال مثل هرسال باد و بارون و طوفان نگیره یهو...


امسال بر خلاف دو سه سال پیش یه حس و حال ویژه ای واسه نوروز دارم چون از 2 سال پیش نتونستم درست و حسابی پیش خانواده باشم سال اول که سرباز بودم و توی پادگان مالک اشتر اراک سپری شد ، پارسال هم که مشغول خدمت و در حالت آماده باش بودیم ولی امسال کاملا آزاد و بدون مشغله فکری نوروز رو جشن میگیریم. ضمن اینکه امسال نوروز هیچ تداخلی با ماه‌های محرم و صفر نداره و کلی شاد تره :)

پی‌نوشت: ضمنا تخم‌مرغ رنگی‌ها کار خودمه :)