فرزاد حسني و ناگفتـه هاي كولـهپشتـي
آن شب براي اولين بار يك برنامه چالشي واقعي در حوزه مسائل اجتماعي به روي آنتن ميرود. برنامهاي كه بيش از عوامل و مهمان برنامه، براي بيننده تلويزيوني جالب است. قسمت اول آن برنامه بازتابهاي گستردهاي را به دنبال داشت، به همين خاطر نشريات و خبرگزاريها به بحث درباره آن پرداختند. خيليها بر اين باور بودند كه شايد برنامه كولهپشتي ديگر اجازه پخش نداشته باشد و يا از فرزاد حسني به عنوان مجري استفاده نشود، اين شايعات زماني قوت بيشتري گرفت كه يكي از اعضاي شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما طي نامهاي، اعتراض خود به اين برنامه و نحوه اجراي مجري آن را به ضرغامي رييس سازمان وارد كرد، اما چند روز بعد، رادان رييس پليس تهران اعلام كرد كه كسي كولهپشتي و حسني را سرزنش نكند، چرا كه اين يك برنامه چالشي بود. اين واكنش سردار جوان پليس نشانگر رويكرد خردگرايانه ناجا با كولهپشتي تلقي شد.
از طرفي پس از دعوت از قاضي سعيد مرتضوي دادستان كل تهران طي دو شب برنامه و همچنين دعوت از يك مهمان ديگر كه اجراي آن برعهده فرزاد حسني بود، خيليها بر اين تصور بودند كه آبها از آسياب افتاده است، ضمن اينكه بين پخش چند برنامه كوله پشتي وقفهاي افتاد، در همان روزها، شواهد نشان از اين ميداد كه مشكلي براي كوله پشتي و حسني به وجود نخواهد آمد، ضمن آنكه يك منبع آگاه كه نميخواست نامش فاش شود، در همان روزها به ما گفت: مديران سازمان از حسني و كوله پشتي حمايت ميكنند، اما گويا فشارها باعث شد، سازمان مواضع خود را تغيير دهد...
چند روز بعد در برنامه كوله پشتي، ناگهان بينندگان تلويزيوني شاهد سيماي اميرحسين مدرس بودند كه مجري برنامه كوله پشتي شد، او در ابتداي برنامه گفت «ايشان به علت بيماري قلبي قادر به اجراي برنامه زنده نيستند، اجراي زنده براي قلبش بد است». اين گفته در ساعت 9 شب روي آنتن رفت، اما زماني تعجب عموم و همچنين اصحاب رسانه و خبرگزاريها بيشتر شد كه يك ساعت و نيم بعد در ساعت ده و نيم شب، فرزاد حسني به عنوان مجري برنامه زنده «من خوبم تو خوبي» در جامجم 2، ظاهر شد و برنامه خود را اجرا كرد (در واقع فرزاد حسني دچار كسالت نبود)، در اين باره فرزاد حسني به ما گفت: بسياري از اقوام من از شهرستان زنگ زدند كه مشكل بيماري من چيست؟ و من در پاسخ گفتم چنين چيزي صحت ندارد و من دارم در جامجم برنامه زنده اجرا ميكنم. اما زماني كه فرزاد در شبي ديگر در برنامه شبكه ماهوارهاي جامجم ظاهر شد و از طرفي حضور اميرحسين مدرس كه كوله پشتي را اجرا كرد، اين پرسش را در ذهن بينندگان تلويزيوني به وجود آورد كه آيا كسالت فرزاد خوب نشده است؟ نتيجه اين اتفاقات يك چيز بود يعني فرزاد حسني در برنامههاي شبكههاي سراسري داخلي، ممنوعالفعاليت شده و تنها ميتواند در برنامههاي جامجم، حضور پيدا كند، در اين حال يكي دو شبكه ماهوارهاي فارسي زبان كه هميشه سعي ميكنند، از آب گلآلود ماهي بگيرند، كوله پشتي و حسني را سوژه قرار داده و طي چند شب به بحث درباره آن پرداختند. بررسي اتفاقات كوله پشتي چندين پرسش مهم را در ذهن آدمي ايجاد ميكند. 
اولين پرسش اين است كه چرا از تريبون شبكه سوم، بايد به مردم مسائل را وارونه جلوه داد، مجري آن برنامه كه البته به دستور مديران ميگويد: فرزاد به علت كسالت، توانايي اجراي برنامه كوله پشتي را ندارد، ميتوانست اصلا چنين مسئلهاي را عنوان نكند، آيا آنها نميدانستند كه فرزاد يك ساعت و نيم ديگر در «جام جم 2» برنامهاي زنده را اجرا خواهد كرد؟ آيا يك برنامه تلويزيوني بايد دروغ گفتن را كه گناه كبيره محسوب ميشود به بيننده خود بياموزد. چرا شوراي نظارت در برابر اين گناه كبيره سكوت كرد؟
نكته ديگر كه بايد به آن اشاره داشت، اين است كه فرزاد حسني از مجريان توانا و آموزش ديده انقلاب ميباشد و از كشوري ديگر نيامده است، آيا با او كه بدون عمد و قصد گفتههايي را بر زبان آورده بايد اين چنين رفتار ميشد؟ در سالهاي اخير شاهد بوديم كه در همين برنامه موضوعاتي از جمله نخبگان علمي، جانبازان، خانواده شهدا، افرادي كه تازه مسلمان شدند و نيز معرفي شب آرزوها در ماه رجب مورد توجه قرار گرفته است. محتوايي ارزشي، در قالبي جوانپسند و بسيار شيك كه بيترديد اين فضاي برنامهسازي محصول تفكر حسني و علي زاهدي بود كه فتح باب جديدي در برنامههاي چالشي تلويزيون را موجب شده است و شايد به همين خاطر، كوله پشتي توانست، طرفداران زيادي را به خود جلب كند، آيا بايد آن تفكرهاي حسني و پرداختن به چنين موضوعاتي به راحتي فراموش شود؟ آيا تنها به خاطر چند ديالوگ كه خاصيت يك برنامه چالشي است، بايد دستور به حذف او داد؟
يك شورا و دو نظارت
اما گويا مرتضي تمدن عضو كميسيون برنامه و بودجه و از اعضاي شوراي نظارت بر عملكرد سازمان با واژه حذف موافق نيست، او به همكار پارلماني ما در مجلس گفت: اصلا چنين چيزي صحت ندارد، مجري اين برنامه ممنوعالفعاليت نشده و مطالبي را هم كه در چند خبرگزاري و سايت اينترنتي از جمله «عصر ايران» از قول من نوشته شده را به شدت تكذيب ميكنم. چرا كه فرزاد حسني را نه اخراج، نه تنبيه و نه از سقف آويزانش كردهاند!
تمدن در ادامه افزود: جابهجايي مجريان در شبكههاي مختلف صدا و سيما، يك امر كاملا عادي است و فرزاد حسني از اين امر مستثني نيست، تنها يك جابهجايي اتفاق افتاده است، اما در همان روز حسين مظفر ديگر عضو شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما كه به شدت پيگير حذف حسني از كوله پشتي بود، به همكار ما گفت: تصميم بر اخراج فرزاد حسني، قطعا به دنبال برخورد نامناسب او با رييس پليس تهران صورت گرفت و نوع ادبيات گفتاري وي كه تضعيف طرح امنيت ملي را در پي داشت بود، او در ادامه افزود: بركناري حسني از كوله پشتي برآمد از نظرات عموم جامعه بود كه رييس سازمان هم به اين نظر احترام گذاشت. او اضافه كرد كه اگر در صدا و سيما، با موردي كه به نوعي اشكال محسوب ميشود و يا اينكه مغاير با اراده عمومي باشد، برخورد شود، اين معنا را ميدهد كه به نظر عموم جامعه، احترام گذاشته شده است.
مظفر در شرايطي اين گفتهها را بر زبان آورد كه حاضر به پاسخگويي به ديگر پرسشهاي ما نشد، از جمله اينكه اعضاي محترم شوراي نظارت در طي اين فرصت كم چگونه ديدگاه مردم براي حذف حسني را به دست آوردند؟ آيا بهتر نبود كه اين عضو شوراي نظارت بر سازمان در يك برنامه تلويزيوني و با زبان رسانه با مردم صحبت ميكرد و دلايل حذف حسني را بيان ميكرد!
آيا نبايد به مخاطب رسانه احترام گذاشت؟ اگر مجري برنامه تلويزيوني از نظر اخلاقي و... صلاحيت اجراي برنامه را ندارد چرا با مديري كه او را انتخاب كرده، برخوردي نميشود؟
ادامه مطلب و مصاحبه اختصاصی با فرزاد حسنی را حتما بخوانید

