بالاخره كار رو تموم كردم و امروز رفتم كارت پايان خدمت رو گرفتم. واقعا خيلي زور داره كه آدم 20 ماه تموم توي سرما و گرما و برف و بارون زحمت بكشه ، چقدر واسه سردار و سرهنگ و سرگرد و سروان پا بچسبونه چقدر توي مرزها با جون خودش بازي بكنه و جونشو كف دستش بذاره آخرش واسه يه تيكه كاغذ پاره كه تازه پرس نشده هم بهت ميدن.

اين كاغذ بازي‌ها و دوندگي‌هاي تصويه حساب هم كه ديگه همتون ميدونيد چقدر سخته 2 روز تمام دور شهرمون رو با كاظم (هم خدمتيم) چرخيديم تا بالاخره موفق شدم امروز كارو تموم كنم. ولي با تموم سختي هاش خاطرات خوبي ازش دارم مخصوصا از اروميه و هنگ مرزي .

بالاخره اينم از خدمت ، بريم حالا به اميد خدا ببينيم وضعيت كار چطوره البته ميدونم كه كساده ولي بايد برم دنبالش ديگه