بالاخره انتظار هام به پايان رسيد و اين 45 روز هم تموم شد و من هم به شهر و ديار خودم برگشتم . توي اين مدت خيلي اتفاقات برام افتاد و تجربه هاي خيلي جالبي به دست آوردم . خيلي كارها انجام دادم از نگهباني و نظافت گرفته تا پاسبخشي و دژباني و افسر نگهباني و گشت و كمين و دستگيري متهم و ايست بازرسي و تامين جاده ها و ... كلي كارهاي ديگه كه اصلا فكرش رو هم نمي كردم كه يه روزي همچين كارايي بكنم . يادمه همون روزاي اول توي يكي از پستها ازاين كه اروميه افتادم خيلي ناراحت بودمو يكي از دوستان كامنت گذاشتن و كلي فخر فروشي كردن كه باب خيلي جاي خوبي افتادي ، برو خدا رو شكر كن و از اين حرفا ولي امروز اومدم واستون بگم كه چه جايي افتادم.

 

اول از هر چيزي بايد بگم كه اصلا من اروميه نيفتادم بلكه يكي از روستاهاي اطراف اروميه افتادم به نام زيوه كه حدودا يك ساعت با اروميه فاصلا داره و بر خلاف تصور هيچ كدوم از مردم اونجا ترك نيستن ، تمام مردم روستا كرد هستن . ما در گروهان مرزي زيوه مشغول خدمت هستيم و با مرز هاي عراق و تركيه 10 الي 15 كيلومتر فاصله داريم در واقع كوه هاي مرزي هميشه پيش روي ماست ؛ كوه هايي بسيار بلند و پوشيده از برف با هوايي بسيار سرد . ارتفاع برف در بالاي كوه هاي مرزي در بعضي قسمتها تا 5 تا 6 متر هم ميرسه و تعدادي پاسگاه مرزي در بالاي كوه ها كه من هم قراره به يكي از بد ترين اونها برم وجود داره كه براي انتقال اكيپ سرباز ها بايد از هليكوپتر استفاده كرد و مدتها طول ميكشه كه جاده رو با لودر باز كنند .

 

حالا من چه جايي قراره خدمت كنم ؟ من قراره كه در پاسگاه مرزي بزسينا خدمت كنم كه از خطرناك ترين پاسگاه هاي مرزي محسوب ميشه و هر روز با اشرار و انواع گروهك ها در گيري دارند . جالب اينه كه در واقع در اونجا پاسگاهي ديده نميشه چون پارسال تمام ساختمان پاسگاه توسط گروهك ها و حزب هاي منطقه با آر پي جي و تي ان تي منفجر شده و پاسگاه به كلي تخريب شده و در واقع ما قراره كه به مدت 2 تا 3 ماه اونجا چادر بزنيم در سخت ترين شرايط ممكن ، مثلا اونجا از تلفن ، برق ، گاز و حتي آب خبري نيست و براي رفع تشنگي بايد برف كوه ها رو آب كنيم و بخوريم و مواظب باشيم كه از محدوده اطراف چادر دور نشيم چون تمام فضاي اطراف مين گذاري شده هستش و آمار  شهادت سرباز روي مين خيلي بالاست .

 

اونجا كلي تغيير كردم تازه چند تا شعرم گفتم كه اگه شد فردا واستون آپ ميكنم. اصلا قصد دارم توي اين مدت 10 روزي كه اومدم مرخصي هر روز واستون مطلب بفرستم تا تلافي اين مدتي كه نبودم در بياد . بازم مثل هميشه تشكر ويژه اي دارم از فاطمه به خاطر اين مدت كه من نبودم راستي بهم ميل هم زده كه هنوز وقت نكردم جوابشو بدم كه به زودي اين كار رو ميكنم . پس فعلا تا بعد ...